اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *
.
پنجشنبه 24 آبان 1397.
تاریخ شمسی :
الخميس 7 ربيع أول 1440.
تاریخ قمری :

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از تمامی برنامه های ما با خبر شوید

خطبه های نماز جمعه 31 اردیبهشت 1395 بخش جوادآباد به امامت حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حسینی‎

   

نماز جمعه 31/02/1395

عناوین خطبه اول

موضوع: وظائف شیعه در عصر غیبت

به مناسبت ولادت با سعادت منجی عالم بشریّت حضرت امام زمان (عج) موضوع بحثم را اختصاص میدهم  به وظائف شیعه در عصر غیبت. دو وظیفه از وظایف شیعه در عصر غیبت را عرض می کنم  :

وظائف شیعه در عصر غیبت:

1-      تحکیم پایه های معرفتی نسبت به حضرت: ....

2-    توسل و استعانت از آن حضرت:.....

عناوین خطبه دوم

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      يكشنبه 15 شعبان خجسته ميلاد حضرت مهدي موعود(عج) (255 ه.ق) ؛ روز جهاني مستضعفان و روز سربازان گمنام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف:

2-     شنبه 1  خرداد آغاز محاصره اقتصادي جمهوري اسلامي ايران از سوي آمريكا (1359 ه.ش):

3-   پروژه مدلينگ و هشدار به همه مردم در مواجهه با تهاجمات بيگانگان در جهت تغيير سبك زندگي ايراني اسلامي (تقدير از دستگيركنندگان و درخواست برخورد شديد با عوامل شبكه مدلينگ):

4-   عروج  فرمانده ‏اي ديگر از حزب‏ الله:

5-   انحراف يا ادعاي حقوق بشر؟!:

6-    « اقتصاد مقاومتي؛ اقدام و عمل» است. تحقق اين شعار نياز به مديران جهادي دارد. مدير جهادي براي انجام كارهاي بزرگ، از فيش حقوقي نجومي انگيزه نمي‏ گيرد:

7-   اهمیت زکات:

8-   تقدیر و تشکر از شهردار و سرپرست شهرداری و تبریک به شهردار جدید

==================================

نماز جمعه 31/02/1395

مشروح خطبه اول

موضوع: وظائف شیعه در عصر غیبت

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین نَحمَدُهُ وَنَستَعینُه و نَستَغفِرُه وَ نَتَوَکّلُ علَیه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّم علی حَبیبِه وَ نَجیبه وَ خیَرَتِه فی خَلقه وَ حافِظِ سِرّه وَ مُبَلِّغِ رِسالاته سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد(ص) وَ علی آلِه الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبینَ الهُداةِ المَهدیین المَعصومین سیَّما بَقیَّهَ اللهِ فی الاَرَضین وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی:عَن الصّادِقِ جعفرِ بنِ محمدٍ علیهماالسلام قالْ : « اِصْبِرْ عَلی أَعْدَاءِ النِّعَمِ »

«اعداء النعم» مراد آن کسانی هستند که با نعمت ‌هایی که خدای متعال به شما داده، آنها با این نعمت‌ ها دشمنند. شما نعمت علم پیدا کردید، نعمت آبرو و حیثیت بین مردم پیدا کردید، مالی خدای متعال به شما داده است، نعمت‌ های گوناگونی که خدا به شما می‌ دهد، بعضی ‌ها با این نعمت ‌هایی که خدا به شما داده دشمنند؛ یعنی حسودند، حسودی می‌ کنند. در واقع آن کسی که حسادت می‌ کند و دشمنی می ‌کند با شما به خاطر لطفی که خدا به شما کرده، او با شما دشمن نیست، با آن نعمت‌ ها، با آن امتیازاتی که شما دارید، با آنها دشمن است.

می‌ فرماید که « اِصْبِرْ عَلی أَعْدَاءِ النِّعَمِ» ؛ صبر کن، مقابله به مثل نکن اگرچنانچه آنها علیه شما حرفی می ‌زنند، توطئه‌ ای می‌ کنند، کاری می‌ کنند، شما پاسخ دشمنی آنها را با صبر بده نه با عمل متقابل؛ چرا؟

« فَإِنَّکَ لَنْ تُکَافِئَ مَنْ عَصَی اللهَ فِیکَ بِأَفْضَلَ مِنْ أَنْ تُطِیعَ اللهَ فِیهِ» عجب عبارت زیبا و پرمغزی؛ می ‌فرمایند آن کسی که در مورد تو معصیت خدا را کرده است؛ یعنی بدی تو را گفته، علیه تو کار کرده، حرکتی کرده، اقدامی کرده، تو نمی‌ توانی در مقابل این شخصی که با تو دشمنی کرده است، مقابله به مثلی بکنی، مجازاتی کنی، بهتر از آن مجازاتی که خدا می‌ کند بر اثر اینکه تو اطاعت کنی خدا را درباره ‌ی او.

این مثل این می‌ ماند که فرض کنید کسی دشمن شما است به خاطر اینکه شما بین یک گروهی از مردم آبرومندید، حیثتی دارید؛ خب بهترین مجازات او این است که شما کاری کنید که آبرویتان بشود ده برابر. یعنی این بهترین مقابله‌ ی با او است. چرا؟ چون شما به خاطر این اطاعت الهی باز تفضلات بیشتری از خدا شامل حالتان می ‌شود. ( الامالی شیخ صدوق؛ صفحه‌ ۱۵۸)

به مناسبت ولادت با سعادت منجی عالم بشریّت حضرت امام زمان (عج) موضوع بحثم را اختصاص میدهم  به وظائف شیعه در عصر غیبت. دو وظیفه از وظایف شیعه در عصر غیبت را عرض می کنم  :

وظائف شیعه در عصر غیبت:

1-      تحکیم پایه های معرفتی نسبت به حضرت:

زیرا به جهت طولانی بودن مدّت غیبت و شبهاتی که در این رابطه مطرح می شود و نیز برداشت های غلطی که گاه در این میان دیده می شود و از یک سو و ظهور مدعیان مهدویّت از سوی دیگر ضرورت دارد که پایه های عقائد را نسبت به حضرت در عصر غیبت تحکیم کنیم.

زراره نقل می کند که شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود:

بدرستی برای قائم ما غیبتی طولانی است که قبل از ظهورش می باشد. پرسیدم: برای چه؟فرمود: خوف از کشته شدن. سپس فرمود: درباره او شک می شود. برخی ولادتش را و برخی جانشینی او را و برخی مرگ او را مطرح می کنند و برخی هم ولادت و زنده بودن او را پذیرفته اند. انسانهای اهل باطل به شک می افتند.زراره پرسید: اگر آن زمان را درک کردم چه کنم؟ حضرت فرمود: این دعا را بخوان.  : « اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏‏ »

دعای غریق: شیخ صدوق در کمال الدین از عبدالله بن سنان نقل می کند که گفت:

عبدالله ابن سنان از ياران و اصحاب حضرت امام جعفر صادق (‌ع) نقل مي کند. حضرت فرمودند: « سَتُصِيبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ يُرَى وَ لَا إِمَامِ هُدًى » بزودي با شبهاتي مواجه مي شويد که عِلم (معرفت و دانايي) و امام (حجت و ولي خدا) براي اينکه شما را از شبهه خارج کند، نداريد و سرگردان مي ‌شويد. « لَا يَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِيقِ » از اين شبهه نجات پيدا نمي ‌کند مگر کسي که دعاي غريق را بخواند.

قُلْتُ وَ كَيْفَ دُعَاءُ الْغَرِيقِ؟ از حضرت سؤال کردم که دعاي غريق چگونه است؟

حضرت فرمودند که اينطور بگو : « يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ، يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ »

يا الله و يا رحمان و يا رحيم، اي کسي که گردش دلها و افکار بدست توست، قلب من را بر دين خود ثابت قدم بدار.

عبدالله ابن سنان در همان مجلس مي‌ گويد که دعا را تکرار کردم و گفتم: « يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ، يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ » و عبارت ( و الابصار ) را به دعا اضافه کردم.

حضرت صادق (ع) فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ » خدا مقلب القلوب و الأبصار است و در اين مورد ترديدي نيست، اما ...

« وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ: يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ » همانطور که دعا را گفتم، آن را تکرار کن!

غريق کسي را مي گويند که در گردابي در حال غرق شدن است و پناهي ندارد. چنين کسي بايد خود را به خدا بسپارد و از او مدد بخواهد. در اين زمانه مواجهه با شبهات، بعد از هر نماز خود را مقيد به قرائت اين دعا کنيم.

رهبر معظم انقلاب نیز فرمودند که : مرحوم آقای بهجت (رضوان الله تعالی علیه) میفرمودند این دعا را زیاد بخوانید: «یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک». ممکن بود یک اشکال مقدّری وجود داشته باشد، ایشان به آن هم جواب می ‌داد. ممکن بود کسی بگوید وقتی میگوئیم «ثبت قلبی علی دینک»، ما که دینمان درست است، منطقی است، مستحکم است، این برای آن طبقات پایین است. ایشان می فرمود در هر طبقه‌ ای که دل انسان و ایمان انسان و دینداری انسان هست، تنزل از آن طبقه، برگشت است. «ثبت قلبی علی دینک» یعنی دین را در همان طبقه‌ ی عالی نگه دار و تثبیت کن. اگر این شد، آن وقت زندگی می شود شیرین، مرگ هم مرگ راحت. یکی از مشکلات اساسی ماها، مشکل مردن است. امام سجاد (علیه السلام) به خداوند متعال عرض می کند: «امتنا مهتدین غیر ضالین، طائعین غیر مستکرهین غیر عاصین». خب، انسان در همه‌ ی طول عمر در طریق هدایت بوده، اما باز امام دعا می کند که: «امتنا مهتدین غیر ضالین، طائعین غیر مستکرهین غیر عاصین»؛ یعنی : ما را با نور ایمان و هدایت بمیران نه با گمراهی و کفر، و در حال اشتیاق به رحمتت و نه به حال ترس و کراهت، در حالی که موفق به توبه و انابه باشیم نه در حال عصیان و گناه و نه در حالی که پافشاری و اصرار به معصیت داشته باشیم .( صحیفه سجادیه: دعای چهلم).معلوم می شود خطرناک است.

حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است        /           کس ندانست که آخر به چه حالت برود.

لذا در این بخش مهمترین نتايج شناخت امام عليه السلام را ذکر میکنم :

هر کس که هر عملي را مرتکب شود، نتايج آن را نيز خواهد ديد، پس براي شناخت امام معصوم عليه السلام نيز نتايج و اثراتي است که مي توان از روايات گوناگون آنها را استخراج نمود از آن جمله اينکه:

الف- شناخت امام عليه السلام مجوزي براي گذشتن از صراط و رفتن به بهشت است:

امام صادق عليه السلام مي فرمايد: ابن کوا، نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و گفت: اي اميرالمؤمنين « وَ بَیْنَهُما حِجابٌ وَ عَلَى الأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلاًّ بِسیماهُمْ(46)» (سوره اعراف) و در میان آن دو (بهشتیان و دوزخیان) حجابى است; و بر « اعراف» مردانى هستند که همه را از چهره شان مى شناسند ) بر اعراف مرداني باشند که همه کس را از رخسارشان بشناسند، يعني چه؟ فرمود: مائيم اعراف که ياران خود را به رخسارشان بشناسيم، و مائيم اعراف که خداي عزوجل جز از طريق معرفت ما شناخته نشود و مائيم اعراف که خدا ما را در روز قيامت بر روي صراط معرفت قرار دهد، پس داخل بهشت نشود مگر کسي که ما او را بشناسيم و او ما را نشناسد و به دوزخ نرود جز آنکه ما او را ناشناس دانيم،...

همان گونه که از اين روايت پيداست که:

هم معرفت خدا از طريق معرفت ائمه عليهم السلام خواهد بود و هم شناخت امام عليه السلام معياري است جهت عبور از صراط و رفتن به بهشت.

ب- شناخت امام، مساوي حکمت است:

امام صادق عليه السلام راجع به قول خداي عز و جل (آيه 273 سوره بقره)، به هر که حکمت دادند، خير بسياري دادند. فرمود: مراد به حکمت، اطاعت و معرفت امام است.

نکات جالب توجه اين روايت اين است که: هم معرفت و اطاعت امام، همان حکمت است که اگر به کسي داده شود، خير فراواني به او داده شده است. و هم معرفت امام يا حکمت، موجب خير فراوان است که در اين بحث، فوايد و نتايج آن (شناخت امام عليه السلام) در دست بررسي است.

ج- کار نيکي که بهتر از آن را پاداش مي دهند:

در سوره نمل آيات (90-89) بيان شده که خداوند مي فرمايد: «هر که کار نيکي آورد، بهتر از آن را پاداش گيرد و از هراس قيامت ايمن باشند.» و «و هر که کار بدي آورد به رو در دوزخ افتد، مگر ممکن است جز آنچه کرده ايد، جزا بينيد.»

امام باقرعليه السلام فرمودند که اميرالمؤمنين علي عليه السلام در مورد اين آيه به ابوعبدالله جدلي چنين فرمودند که: کار نيک، شناختن ولايت و دوستي ما اهل بيت است و کار بد، انکار ولايت و دشمني ما اهل بيت.

نکته اي که مي توان دريافت کرد، اين است که:

هم پاداش شناخت ائمه عليهم السلام و دوستي ايشان چه پاداش عظيمي است.

و هم با توجه به اينکه خداوند عادل است و نيز همان طور که در پايان آيه دوم، بيان شده است که «... مگر ممکن است جز آنچه کرده ايد، جزا بينيد.» به اين نتيجه مي رسيم که آن پاداش بهتر، که خداوند به آن وعده داده است و در مقابل شناخت ولايت و دوستي اهل بيت پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم مي باشد، کاملاً به حق و عادلانه است، که مجددا از اين مطلب مي توان به اهميت و جايگاه شناخت ائمه عليهم السلام پي ببريم.

د- کسي که امامش را بشناسد، اگر بميرد، شهيد از دنيا رفته است:

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: هر کس از شما که در بستر خويش بميرد، در حالي که به طور شايسته معرفت خدا و پيامبر و اهل بيتش عليهم السلام را داشته باشد، شهيد از دنيا رفته و اجر و پاداش او بر خداست و ثواب اعمال شايسته اي را که قصد انجام آن را داشته است مي برد، و نيتش جانشين ضربات شمشيرش قرار مي گيرد. (علي کريمي جهرمي، حقوق فراموش شده امام زمان، ص 19؛ به نقل از نهج البلاغه فيض الاسلام، خ 232).

به فرموده اميرالمؤمنين عليه السلام اجر و پاداش عارفان به شئون والاي امام واجب الطاعه، به عهده ي ذات لايزال الهي است، از اين عبارت استفاده مي شود که شناخت امام زمان، خود عبادتي بلند پايه مي باشد که فرشتگان رحمت الهي، وساطت در اجر و پاداش آن ندارند، بلکه خداوند مباشرت در اداء اجر آن خواهد داشت.

البته به نوعي نيز مي توان از اين روايت، اهميت شناخت امام عليه السلام و نيز عملي که بهتر از آن را پاداش مي دهند را نيز دريافت کرد، چرا که عملي را که خداوند بدون واسطه پاداش آن را عطا فرمايد، مسلماً عمل مهمي بوده و پاداش آن نيز بهتر از خود عمل است.

اما کسي که امام خود را نشناسد، دين و ايمان ندارد و اعمال او از بين مي رود و در گمراهی و ناداني باقی خواهد ماند.

از برخي روايات بر‏مي ‏آيد، ايرانيان زمينه ‏ساز ظهور خواهند بود. علي الكوراني در صفحه‏214 كتاب عصر ظهور خود به نقل از بحار مي ‏نويسد: «روزي اشعث‏ بن قيس از ميان صفوف جماعت گذشت تا خود را به نزديكي اميرمؤمنان(ع) رساند، بعد رو به آن بزرگوار كرده و گفت: اي امير مؤمنان! اين سرخ‏ رويان (ايرانيان) كه اطراف شما را گرفته و نزديك شما نشسته‏ اند بر ما چيره شده‏ اند. در اين لحظه كه حضرت كاملاً سكوت فرموده و سرش را به زير افكنده و با پاي خود آرام به منبر مي‏ كوبيد (يعني اشعث چه گفتي) ناگهان صعصعة‏ بن صوحان كه يكي از ياران با وفاي حضرت بود گفت: ما را با اشعث چكار! امروز اميرمؤمنان(ع) درباره ‏ي اعراب مطالبي را مي‏ فرمايد كه هميشه بر سر زبان‏ ها خواهد ماند و فراموش نمي‏ گردد، سپس حضرت پس از درنگي اندك، سر را بالا گرفته و فرمود: كداميك از اين شكم ‏پرستان بي ‏شخصيت مرا معذور مي ‏دارد و حكم به انصاف مي ‏كند، كه برخي از آن‏ ها مانند الاغ در رختخواب خود مي ‏غلطد و ديگران را از پند آموختن محروم مي ‏سازد! آيا مرا امر مي‏ كني آنان (ايرانيان) را طرد كنم، هرگز طرد نخواهم كرد چون در اين‏ صورت از زمره ‏ي جاهلان خواهم بود؛ امّا سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و موجودات زنده را آفريد، ايرانيان شما (اعراب) را براي اين‏كه به آئين اسلام برگرديد، سركوب مي ‏كنند آن ‏گونه كه شما در اوائل، آنان (ايرانيان) را مي ‏زديد تا داخل در دين اسلام شوند.

2-    توسل و استعانت از آن حضرت:

این معنی ضمن تقویت اعتقاد و آرامشی که بوجود می آورد خود می تواند باعث شود تا آن ولی الله الاعظم توجهی کرده و ضمن ردّ شبهات به خواسته های ما هم توجه نماید.قاعده لطف و لزوم افاضه فیض اقتضاء می کند که حضرت لطف و عنایتی داشته باشد نکته مهم در عصر غیبت آن است که در مسیر طول غیبت باید به فقهاء که امناء الله هستند اقتداء شود.

 امام صادق علیه السلام فرمود: « یُنْظُرانِ اِلى مَنْ کانَ مِنْکُمْ، قَد رَوى حَدیثِنا وَ نَظَرَ فى حَلالِنا وَ حَرامِنا وَ عَرَفَ اَحْکامَنا فَلْیَرضُوا بِهِ حَکَماً فَاِنّى قَد جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ حاکِماً، فَاِذا حَکَمَ بِحُکْمِنا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ، فَاِنَّما بِحُکْمِ اللّهِ اسْتَخَّفَ وَ عَلَیْنا رَدَّ وَ الرّادُّ عَلَیْنا اَلرّادُّ عَلَى اللّهِ فَهُوَ عَلى حَدِّ الشِّرْکِ بِاللّهِ » از میان خود کسى را پیدا کنند که راوى حدیث ماست و در حلال و حرام، صاحب نظر است، حکم خود را به او واگذار کنند، تا میان ایشان داورى نماید; چرا که من، چنین شخصى را بر شما حاکم قرار داده ام و هرگاه او به حکم ما داورى نمود و حکم او پذیرفته نشد، یقیناً حکم خداوند را کوچک شمرده و ما را انکار کرده اند و کسى که ما را انکار کند و نپذیرد خدا را انکار کرده است، و این در حدّ شرکِ به خداست.(شیخ حر عاملی وسائل الشیعه  ابواب صفات القاضى، باب 11،ح)

صاحب جواهر هم می گوید: که اگر شخصی اصل ولایت فقیه را انکار کند از فقه بوئی نبرده . در توقیع مبارک هم آمده، « وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ.» در حوادثی که واقع می شوند به روات حدیث ما رجوع کنید که حجت ما هستند و ما حجت خداوندیم.

دو نمونه:

شیخ حرّ عاملی محمد بن حسن  متوفی 1104 هـ .ق از بزرگان و علماء قرن 12 صاحب کتاب وسائل الشیعه در 20 جلد و اثبات الهداه در7 جلد که اهل لبنان و جبل عامل بود به ایران آمد و در مشهد در جوار مرقد شریف حضرت رضا علیه السلام سکونت گزید و در همانجا رحلت کرد و قبرش در صحن مطهر حضرت رضا کنار مدرسه میرزا جعفر می باشد. او می گوید: در ایام کودکی در سن 10 سالگی بیماری سختی پیدا کردم به گونه ای که در بستر مرگ قرار گرفتم و بستگانم اندوهگین و گریان مهیّای عزای من می شدند و یقین کردند که من امشب می میرم. من خود نیز وحشت کردم. در همان حال متوسل به ائمه شدم. در حالت بین خواب و بیداری امامان دوازده گانه را دیدم و بر آنها سلام کردم و با یک یک آنان مصافحه کردم خصوصاً با امام صادق علیه السلام گفتگوئی کردم که اکنون در خاطرم نیست فقط یادم می آید که در حق من دعا کرد. وقتی به امام زمان رسیدم.سلام کردم و مصافحه نمودم و سخت گریه کردم. عرض کردم: مولای من می ترسم در این بیماری بمیرم در صورتی که هنوز بهره ای از علم و عمل از عمر خود نگرفته ام. فرمود: نترس. در این بیماری نخواهی مرد، بلکه خداوند به تو شفا می دهد و عمر طولانی. سپس کاسه ای که در دست داشت به من داد و از آن نوشیدم ،همان دم حالم خوب شد و بطور کلی بیماریم برطرف شد و برخاستم و نشستم. بستگانم تعجب کردند که من خودم برخواستم و نشستم و هیچ اثری از بیماری هم در من نیست. تا چند روز به انان چیزی نگفتم. بعداً شفا را برای آنان تعریف کردم و آنان متوجه راز شفای من شدند.

همو نیز نقل می کند: روز عید بود با جمعی از طلاب و مردان صالح در روستای مشفری نشسته بودیم. من گفتم: ای کاش می دانستم که در عید آینده کدام یک از ما زنده ایم و کدام از دنیا رفته ایم. یکی از حاضران بنام شیخ محمد که در درس من شرکت می کرد با قاطعیت گفت: من در عید آینده و عید پس از آن تا 26سال زنده هستم.من شگفت زده شدم و گفتم شوخی می کنی، مگر تو علم غیب داری؟ گفت: نه. ولی من گرفتار بیماری بسیار سختی بودم در عالم خواب حضرت حجت (عج) را دیدم به آن حضرت عرض کردم من بیمار هستم و ترس آن دارم که در این بیماری بمیرم و دستم خالی از عمل است و آمادگی ندارم.فرمود: نترس. تو شفا می یابی و 26 سال دیگر زنده می مانی .سپس کاسه ای که در دست داشت به من داد. شربتی که درآن بود خوردم و همان دم شفا یافتم و از خواب بیدار شدم. دیدم هیچ اثری از بیماری بر من نیست فهمیدم که خواب شیطانی نبوده.شیخ حر عاملی می گوید: من وقتی این سخن را از او شنیدم تاریخش را ثبت کردم که در سال 1049 هجری قمری بود. سالها از این ماجرا گذشت تا این که در سال1073 هجری به مشهد رفتم و در سال 1075 متوجه شدم 26 سال به پایان رسیده با خود گفتم: اگر سخن آن مرد صحیح باشد می بایست او فوت کرده باشد. یکی دو ماه بیشتر نگذشت که نامه ای از برادرم به من رسید که در آن نوشته بود فلانی از دار دنیا رفت یعنی همان زمان 26 سال که او از قول حضرت نقل کرده بود.

دعـــــــــــــــا

سوره

مشروح خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَلاهُ وَ السَلامُ علی سَیِدِنا وَ نَبیِّنا ابی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آلِهِ الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبین سیَّما علی امیرِ المومِنین وَ الصدیقَهِ الطاهِرَه سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین سِبطَیِ الرَّحمَه وَ اِمامَی الهُدی وَ علی بنِ الحُسَین وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَر وَ علی بنِ موسی وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ علی بنِ مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ علی وَ الخَلف القائِمِ الحُجَه حُجَجِکَ علی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فی بِلادِک . وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین وَ استَغفِرُ اللهِ لی وَ لَکُم.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: در ابتدای خطبه دوم هم خودم و هم شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      يكشنبه 15 شعبان خجسته ميلاد حضرت مهدي موعود(عج) (255 ه.ق) ؛ روز جهاني مستضعفان و روز سربازان گمنام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف:

ولادت یگانه منجی عالم بشریت را خدمت همه شما نمازگزاران و منتظران و زمینه سازان و سربازان حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تبریک و تهنیت عرض می کنم .

منتظراني كه آرزوي ياوري امام مهدي(ع) احياگر دين اسلام را دارند، لازم است خود را به اين صفت آراسته كرده و زمينه را براي ظهور آن منجي عالم فراهم كنند.

امام خميني(ره) در اين ‏خصوص مي‏ فرمايد: همه ما انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار خدمت كنيم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند و مقدمات ظهور ان‏ شاءالله تهيه شود.

مقام معظم رهبري مي ‏فرمايد: ما آن ‏وقتي مي ‏توانيم حقيقتاً منتظر به‏ حساب بياييم كه زمينه را آماده كنيم. براي ظهور مهدي موعود (ارواحنا فداه) زمينه بايد آماده بشود و آن عبارت از عمل كردن به احكام اسلامي و حاكميت قرآن و اسلام است. همان‏ طور كه عرض كردم، فرموده‏ اند: « والله لَتُمَحَّصُنّ، » و « والله لَتُغربَلُنّ كما يُغَربَل » اين تمحيص و اين امتحان بزرگ كه مريدان و شيعيان ولي عصر (ارواحنا فداه) با آن مواجه هستند همان امتحان تلاش براي حاكميت اسلام است. براي حاكميت اسلام بايد كوشش كنيد، ملت بزرگ ما اين يك قدم را برداشتند.

عمده‏ ترين وظيفه هواخواهان براي زمينه ‏سازي امر ظهور و تعجيل در فرج عبارت است از:

1.   دعا با شرائط ويژه؛ «و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فان ذلك فرجكم»

2.   ايمان و تقوا؛ «و لو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض»

3.   دوري از گناه؛ «فما يحبسنا عنهم الا ما يتصل بنا مما نكرهه»

4.   تقرب؛ «و قالوا آمنا به و اني لهم التناوش من مكان بعيد»

5.   نوميدي؛ «ان هذا الامر لايأتيكم الا بعد اياس» و «فانه انما يجييء الفرج علي اليأس و قد كان الذين من قبلكم اصبر منكم».

6.    انتظار واقعي؛ «اذا افتقدوا حجة الله فلم‏يظهر لهم و حجب عنهم فلم‏يعلموا بمكانه فعندها فليتوقعوا الفرج صباحا و مساءً».

7.   دعوت به دين خدا؛ «المنتظرون لظهوره... اولئك المخلصون حقا و شيعتنا صدقا و الدعاة الي دين الله سرا و جهرا»

8.   همدل شدن دوستان؛ «و لو ان اشياعنا و فقهم الله علي اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم، لما تأخر عنهم اليمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا»

9.   سازماندهي و آماده شدن‏

10.             تشكيل حكومت تمهيدي‏ .

شب نیمه شعبان، شب بسیار مباركى است. از امام جعفر صادق علیه السلام روایت است كه از امام محمد باقر علیه‌السلام در مورد فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد؛ امام فرمود آن شب بعد از لیلة القدر افضل شب‌ ها است. در آن شب خداوند به بندگان، فضل خود را عطا مى ‌فرماید و ایشان را به مَنّ و كَرَم خویش مى ‌آمرزد. و آن شبى است كه خدا قسم یاد فرموده به ذات مقدس خود كه سائلى را از درگاه خود تا زمانی كه مطلب گناهی را درخواست نکند؛ دست خالى بر نگرداند. و آن شبى است كه قرار داده حق تعالى آن را از براى ما به مقابل آن كه قرار داده شب قدر را براى پیغمبر ما صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ آله.

براى شب نیمه شعبان چند عمل وارد شده است:

1-     غسل، كه باعث تخفیف گناهان مى‌ شود

2-     احیاء این شب به نماز و دعا و استغفار. و در روایت است كه هر كس این شب را احیا دارد؛ نمیرد دل او در روزى كه دل ‌ها بمیرند.

3-     زیارت امام حسین علیه السلام است كه افضل اعمال این شب :

و باعث آمرزش گناهان است و هر كس بخواهد با او مصافحه كند روح صد و بیست و چهار هزار پیغمبر زیارت كند آن حضرت را در این شب و اَقَلِّ زیارت آن حضرت آن است كه به بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر كند پس سر به جانب آسمان بلند كند و زیارت كند آن حضرت را به این كلمات: « اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِاللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُاللّهِ وَ بَرَكاتُهُ.» و هر كس در هر كجا باشد در هر وقت كه آن حضرت را به این كیفیت زیارت كند امید است كه ثواب حجّ و عُمره براى او نوشته شود .

4-     بخواند صلوات هر روز را كه هنگام زوال [هنگام ظهر شرعى] می خواند: « اللّهم صلّ على محمّد و ال محمّد شجرة النّبوّة و موضع الرّسالة»

5-     دعاى كمیل را كه در این شب وارد شده است، خوانده شود.

6-      هر یك از اذکار « سُبْحانَ اللّهِ» ، « الْحَمْدُلِلّهِ» ، « اللّهُ اَكْبَرُ» وَ « لا اِلهَ اِلا اللّهُ» صد مرتبه گفته شود، تا خداوند تعالى گناهان گذشته او را بیامرزد و برآورد حاجت ‌هاى دنیا و آخرت او را.

7-     سجده ها و دعاهايى را كه از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روايت شده بجا آورد از جمله روايتى است كه شيخ از حمّاد بن عيسى از ابان بن تغلب روايت كرده كه گفت، امام صادق عليه السّلام فرمودند: شب نيمه شعبانى فرا رسيد، رسول خدا در آن شب در منزل عايشه بود، چون شب به نيمه رسيد از بستر خود براى عبادت برخاست، هنگامی كه عايشه بيدار شد، دريافت كه پيامبر از خوابگاه خويش بيرون رفته، وى را همچون اغلب زنان وسوسه گرفت، گمان كرد آن حضرت نزد همسر ديگرى از همسرانش رفته، از جا برخاست و چادرش را بر خود پيچيد و سوگند به خدا كه چادر او از ابريشم و كتان نبود، تارش از مو، و پودش از كرك شتر مايه داشت، حجره به حجره در حجره هاى زنان رسول خدا جستجو مى كرد، در اين ميان كه در جستجوی آن حضرت بود، ناگهان نگاهش به رسول خدا افتاد كه مانند جامه اى بر زمين چسبيده در حال سجده است، به نزديك آن حضرت رفت، شنيد در سجده اش چنين مى گويد: « سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي هَذِهِ يَدَايَ وَ مَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِي يَا عَظِيمُ [عَظِيما] تُرْجَى [يُرْجَی] لِكُلِّ عَظِيمٍ اغْفِرْ لِيَ الْعَظِيمَ فَإِنَّهُ لا يَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِيمَ إِلّا الرَّبُّ الْعَظِيمُ.»

همه هستى و انديشه ام برايت سجده كرد، و دلم به تو ايمان آورد، اين است دستانم و آنچه بر خود جنايت كردم اى بزرگى كه براى هر كار بزرگى به او اميد است، از من گناه بزرگ را بيامرز، زيرا گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نمی آمرزد.

سپس سر مبارك خويش را از سجده برداشت، و دوباره به سجده برگشت، عايشه شنيد كه آن حضرت مى گويد: « أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِي أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ انْكَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ وَ صَلَحَ عَلَيْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ مِنْ فُجْأَةِ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ تَحْوِيلِ عَافِيَتِكَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِكَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي قَلْباً تَقِيّاً نَقِيّاً وَ مِنَ الشِّرْكِ بَرِيئا لا كَافِراً وَ لا شَقِيّاً» پناه می آورم به نور جلوه ات كه آسمان ها و زمين ها بر آن روشن شد، و تاريكي ها با آن برطرف گشت، و با آن كار گذشتگان و آيندگان اصلاح شد، از فرا رسيدن عذاب نابهنگامت و از دگرگونى عافيتت، و از زايل شدن نعمتت.

خدايا! دل با تقوا و صفا يافته، و بيزار از شرك، نه كافر و بدبخت روزى من گردان.

سپس دو طرف روى خود را بر خاك نهاد و گفت: « عَفَّرْتُ وَجْهِي فِي التُّرَابِ وَ حُقَّ لِي أَنْ أَسْجُدَ لَكَ.»

روى خويش را به خاك ساييدم، و مرا سزاست كه تو را سجده كنم.

آنگاه كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خواست به اطاق برگردد، عايشه با شتاب به جانب بستر خويش رفت، و هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به خوابگاه خويش آمد، شنيد كه عايشه بلند نفس می زند، فرمود: اين بلند نفس زند چيست؟ آيا ندانستى كه امشب چه شبى است؟ اين شب نيمه شعبان است كه در آن روزي ها قسمت مى شود، و زمان مرگ اشخاص ثبت مى گردد، و نام كسانی كه بايد به حج بروند نوشته می شود، به درستى كه خداى تعالى آمرزد از ميان خلق خود بيش از عدد موهاى بزهاى قبيله كلب را، و در اين شب خداى تعالى فرشتگان را از عالم بالا به سوى مكه در زمين مى فرستد.

8-     شيخ طوسى در كتاب (مصباح) از ابو يحيى در ضمن خبرى در فضيلت شب نيمه شعبان روايت كرده است كه گفت: به مولاى خود امام صادق عليه السّلام گفتم: بهترين دعاها در اين شب كدام است؟ فرمود: هرگاه نماز عشا را بجا آوردى، دو ركعت نماز به اين ترتيب بخوان در ركعت اول سوره «حمد» و سوره «كافرون» و در ركعت دوم سوره «حمد» و سوره «توحيد» و چون سلام دادى، بگو: «سبحان اللّه» سى وسه مرتبه، و «الحمد للّه» سى وسه مرتبه و «اللّه اكبر» سى وچهار مرتبه،ودعایی دارد که بخواند بعد آنگاه به سجده مى روى و مى گويى: پرودگارا «يا ربّ» بيست مرتبه، خدايا «يا اللّه» هفت مرتبه، جنبش و نيرويى جز به خدا نيست هفت مرتبه، خواست خواست خدا است ده مرتبه، نيرويى جز به خدا نيست ده مرتبه، پس صلوات مى فرستى بر پيامبر و آل او عليهم السّلام.

و از خدا حاجت خود را می خواهى، پس سوگند به خدا كه اگر در پى اين عمل، به عدد قطرات باران حاجت بخواهى هرآينه خدا (عزّ و جل) به كرم فراگير و فضل بزرگش، آن حاجت را به تو مى رساند.

9-     نماز ۴ رکعتی بین نماز مغرب و عشا:

این روایت از دعوت‌ کننده به اطاعت خداوند جل‌ جلاله، محمد صلی‌ الله ‌علیه ‌و آله روایت شده است: در شب پانزدهم شعبان، بین نماز مغرب و عشا چهار رکعت نماز بخواند به این صورت که در هر رکعت، حمد یک مرتبه، سوره «قل هو الله احد» ١٠ مرتبه (در روایت دیگر ١١ مرتبه وارد شده).

پس از پایان نماز بخواند: «یا ربِّ اغْفِرْ لَنا» ١٠ مرتبه؛«یا ربِّ ارْحَمْنا» ١٠ مرتبه؛«یا ربِّ تُبْ عَلَینا» ١٠ مرتبه؛«قل هو الله احد» ٢١ مرتبه؛«سُبْحانَ الَّذِي يُحْيِي الْمَوْتى‏ وَ يُمِيتُ الْأَحْياءَ وَ هُوَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير» ١٠ مرتبه.

هر کس این نماز را بخواند، خداوند متعال او را اجابت فرماید و حاجات دنیا و آخرتش را برآورده سازد و خداوند نامه عملش را به دست راستش دهد و تا سال آینده در حفظ خدا بود.

2-     شنبه 1  خرداد آغاز محاصره اقتصادي جمهوري اسلامي ايران از سوي آمريكا (1359 ه.ش):

مقام معظم رهبری در سخنان اخیر خود در جمع شرکت‏کنندگان در مسابقات بین‏ المللی قرآن کریم فرمودند :

آمریکا «طاغوت اعظم» و «شیطان اکبر» است و مسأله دشمنی آمریکا با ملت ایران و با امت اسلامی است. در پی مباحثی که به‏ دنبال برجام پیش آمد، برخی از ساده ‏اندیشان تصور کردند که آمریکای جنایتکار از مبارزه با اسلام دست برداشته است و خیال کردند که آمریکا از مقابله و ضدیت با اسلام منصرف شده است و از ایجاد رابطه با آمریکا و خوش‏ بینی با دشمنان اسلام و ایران سخن گفتند. این در حالی است که دشمنی ‏های اخیر آمریکا به ‏خوبی نشان داده است که این کشور جنایتکار دست از دشمنی با اسلام برنداشته است و حقیقتا خون مسلمانان در اقصی نقاط عالم به دست جنایتکاران وابسته به آمریکا ریخته می ‏شود.

این‏ که رهبر معظم انقلاب، آمریکا را طاغوت اعظم و شیطان بزرگ معرفی می ‏کنند و بر دشمنی آمریکا با ایران اسلامی و با اسلام به ‏صورت کلی تاکید می ‏کند، هم اثر خارجی و هم اثر داخلی دارد. در خارج از ایران اسلامی همه مسلمانان باید بفهمند و بدانند که ایران اسلامی دست از مبارزه با آمریکا و جنایتکاران بین ‏المللی برنداشته است و در راه اسلام تا آخر ایستاده است و در داخل نیز همه مسؤولان باید متوجه باشند که شرایط نسبت به گذشته تغییر نکرده است و آمریکا هنوز دشمن درجه یک اسلام و ایران و جنایتکاری بین ‏المللی است که خون ملت ‏ها از چنگال او می ‏چکد.

چون آنها می ‏دانند که اگر مسلمانان قدرت داشته باشند و صدای آنان رسا و بلند باشد، قادر به ظلم به ملتها نیستند.

رهبر انقلاب اسلامی، رمز غلبه بر این توطئه ها را تمسک به قرآن و به ‏دست‏آوردن مبانی اصلی قدرت دانستند و افزودند: قدرت واقعی در «ایمان و پایداری» و «کفر به طاغوت» است.

حضرت آیت ‏الله خامنه ‏ای با اظهار تاسف از تمسک برخی کشورهای اسلامی به طاغوت به‏ جای تمسک به خدا، تاکید کردند: کشورهایی که در منطقه، مجری سیاستهای آمریکا هستند، در واقع به امت اسلامی خیانت و زمینه نفوذ آمریکا را فراهم می کنند.

چون این ملت امتحان خودش را داده به عنوان نمونه به دو مناسبتی که در این هفته داریم اشاره می کنم که ملت ایران با ایمان قوی و پایداری وکفر به طاغوت چه حماسه هایی را خلق کردند :

دوشنبه 3 خرداد فتح خرمشهر در عمليات بيت ‏المقدس (1361 ه.ش) ؛ روز مقاومت، ايثار و پيروزي و سه ‏شنبه 4 خرداد روز دزفول‏ ؛ روز مقاومت و پايداري:

با فتح خرمشهر، دنيا به ايمان، قدرت، صلابت، عزم، شجاعت، عشق و ايثار رزمندگان اسلام، آفرين گفت و استكبار چون برگ بيد به خود لرزيد. خرمشهر با تاريخي خون‏ بار و حماسه‏ اي جاويد، نماد رشادت ‏ها و دلاوري ‏هاي رزمندگان و مردمي است كه خاطرات كم‏ نظير آنان، براي هميشه به ‏عنوان برگ زريني در قلب تاريخ ثبت شده است. اين شهر كه به‏ خاطر شهادت تعداد زيادي از عزيزترين فرزندان اين كشور، به «خونين شهر» لقب گرفته است، مظهر مقاومتي است كه آيندگان همواره از آن به نيكي ياد خواهند كرد. (خرمشهر، اين شهر مقاوم كه پس از 34 روز مقاومت در برابر دشمن در تاريخ 4/8/1359 اشغال شده بود. بعد از 575 روز و طي 25 روز عمليات در ساعت 11 صبح روز 3/3/1361 آزاد شد.)

و روز چهارم خرداد هم، در تقويم ‏ها به نام «روز مقاومت و پايداري - روز دزفول» نام‏ گذاري شده است، اما چرا؟

كلمه ‏ي مقاومت، امروزه شكوه و ارزشمندي خود را به جهانيان اثبات نموده است، در هر كجا و هر ملتي، اگر اهل استقامت باشد، اهل ذلت‏ پذيري نخواهد بود و اين به‏ خودي ‏خود، ارزشمند است، حال اگر اين ارزش، مبتني بر عقيده ‏اي درست و الهي باشد، به جهت اتصالش به چنين عقيده‏ اي متعالي، ارزشمند تر مي‏ شود، هدف هر چه بالاتر و والاتر، ايستادگي در راه رسيدن به آن، ارزشمندتر و قيمتي ‏تر است. قرآن مي‏ فرمايد: «ان الذين قالو ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ان لا تخافوا و لا تحزنوا و أبشروا بالجنة التي كنتم توعدون‏»

در پایان باید خاطرنشان ساخت که این بیان رهبر معظم انقلاب که تاکنون نه وعده ‏های طواغیت توانسته ملت ایران را فریب دهد و نه تهدید های آنها موجب ترس ملت شده است، درسی و نکته ‏ای اساسی برای همه مسؤولان کشور است. همه باید بدانند که ملت ایران حاضر به پذیرش ذلت نیست و هرگز تهدید های دشمن باعث ترس ملت نشده است. از سوی دیگر باید دانست که ملت ایران فریب دست ‏های چدنی در دستکش مخملین را نمی ‏خورد و با هوشیاری متوجه خنجری است که پشت لبخند دشمن پنهان شده است. از این‏ رو هر کس خیال می ‏کند که ملت ایران دچار ضعف و ترس شده است، در واقع خود دچار این حالت است و هر کس تصور می ‏کند که ملت ایران تن به ذلت می ‏دهد، خود ذلیلانه می‏ اندیشد و شایسته است که مسؤولان کشور در همه رده ‏ها خصوصاً مسؤولان اجرایی کشور مانند گذشته توجه داشته باشند که عزت و شجاعت ملت باید پشتوانه آنها در دفاع از اسلام و مقابله با دشمنان اسلام و ایران باشد. ان ‏شاء‏الله.

3-   پروژه مدلينگ و هشدار به همه مردم در مواجهه با تهاجمات بيگانگان در جهت تغيير سبك زندگي ايراني اسلامي (تقدير از دستگيركنندگان و درخواست برخورد شديد با عوامل شبكه مدلينگ):

مركز بررسي علائم سازمان ‏يافته سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در  اطلاعيه ای خبر از موفقيت پروژه‏ اي داد كه طي آن، فضاي مجازي و به ‏ويژه شبكه اجتماعي «اينستاگرام» را براي خانواده ايراني، امن‏ تر از هميشه كرده است. مركز بررسي جرايم سازمان ‏يافته اعلام كرد پس از حدود دو سال كار مستمر و فشرده اطلاعاتي و در پي وصول تعداد فراواني شكايت و گزارش از جانب خانواده ‏هاي مختلف از شهرهاي گوناگون ايران مبني بر ضرورت پالايش اخلاقي‏ سرويس‏ هاي پركاربرد ارتباطي و اجتماعي خارجي به‏ ويژه اينستاگرام، پروژه عنكبوت 2 را در اين محيط با موفقيت به پايان برده و گام بلندي در جهت بهبود نسبي فضاي اين نرم ‏افزار براي خانواده ‏هاي ايراني برداشته است.

در اطلاعيه اين مركز اهداف اصلي اجراي پروژه عنكبوت 2، موارد زير اعلام شده است:

1- حمايت از كيان خانواده و جامعه اسلامي‏

2- دفاع از هويت ملي و اسلامي‏

3- پالايش و سالم ‏سازي محتواي ناسالم براي نوجوانان، جوانان و خانواده ‏هاي ايراني‏

4- زمينه ‏سازي براي استفاده از فرصت‏ هاي اينترنت‏

بر اساس اطلاعيه منتشره، مهم‏ ترين نتيجه به ‏دست‏ آمده از پژوهش ‏هاي اوليه اين پروژه را مي ‏توان «هدف‏ گذاري‏ تغيير سبك زندگي ايراني- اسلامي»و به‌ طور کلی اتهامات افراد دستگیر شده در این پروژه شامل «توهین به مقدسات اسلام»، «انتشار آثار غیر اخلاقی مبتذل و مستهجن»، «تشویق افراد به ارتکاب جرائم منافی عفت» و «هتک حیثیت و توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی» می‌ شود. از سوي حاميان و گردانندگان پنهان اينستاگرام اعلام و نشانه آن‏ را در اشغال 20 درصدي فضاي اين شبكه با موضوعات مدلينگ و ابتذال حرفه ‏اي يافت.

برخی از فعالیتهای آنها: ترويج ابتذال فراگير با رواج مدلينگ حرفه ‏اي و با هدف عادي ‏سازي بي‏ بند‏و‏باري .

توليد و تبليغ پوشش‏ هاي خلاف عرف جامعه ايراني و لباس هاي نيمه ‏عريان در فضاي اجتماعي. ايجاد جذابيت براي دختران و پسران جوان جهت حضور مؤثر در اين فرآيند از طريق پيشنهادات فريبنده كسب درآمد، كسب شهرت و ارضاي شهوات‏. حمايت همه‏ جانبه رسانه ‏اي و تبليغي خارج كشور از مدل ‏هاي حرفه ‏اي و ستاره ‏سازي از آن‏ ها و تشويق افراد غيرحرفه ‏اي به ورود به اين چرخه براي بالا بردن مصرف توليدات تبليغ ‏شده‏. برگزاري مراسم متناسب با مدلينگ، نظير شوي لباس و جشنواره زن شايسته ايراني در كشورهاي مختلف. استوديوهاي زيرزميني توليد موسيقي و كليپ‏ هاي مبتذل‏، تبليغ و پوشش كامل رسانه ‏اي مدلينگ از سوي ضد انقلاب در شبكه ‏هاي ماهواره ‏اي و پايگاه ‏هاي خبري‏.

بر اين اساس مجموعا 170 نفر از مديران و اداره ‏كنندگان صفحات فوق ‏الذكر (شامل 58 مدل، 51 مدير مزون و طراح لباس، 59 عكاس و آرايشگر و 2 مؤسسه فعال در عرصه مد) كه موفق به اغواي تعداد قابل توجهي از جوانان شده و خسارات عظيم اخلاقي به ‏بار آورده بودند، شناسايي و شبكه ارتباطي آن‏ ها كشف شد. از اين تعداد براي 29 تن از مديران اصلي و مرتبطين آن‏ ها پرونده قضايي تشكيل شد كه منجر به بازداشت 8 نفر و احضار بقيه افراد گرديد و اماكن مرتبط با جرايم ايشان نيز با حكم قضايي پلمپ شد.

یکی دیگر از اهداف آنها خدشه دار کردن نام ایران و ایرانی درکشورهای حاشیه خلیج فارس است. لذا اینها بدانند که برخوردها با افراد و جريان‏ هاي ضد فرهنگي و هنجارشكن در حوزه پيام ‏رسان‏ هاي تلفن همراه به‏ خصوص تلگرام با جديت در دستور كار قرار دارد.

و خانواده ‏ها نيز به‏ عنوان ركن ركين جامعه لازم است حضور مؤثر در كنترل اين فضاهاي جديد داشته باشند. مسؤوليت پيشگيري و كنترل فقط بر عهده حاكميت نبوده و لازم است ورود خانواده در اين حوزه جدي باشد.

خواهند گرفت.

4-   عروج فرمانده ‏اي ديگر از حزب‏ الله:

اين ‏بار هماي شهادت بر سر مصطفي بدرالدين ملقب به ذوالفقار نشست. خبر شهادت او در دمشق، به ‏سرعت رسانه ‏هاي دوست و دشمن را درنورديد. او فرمانده ارشد نظامي حزب‏ الله و نفر اول حزب در سوريه بود. شهيد مصطفي‏ بدرالدين پس از ترور شهيد «عماد مغنيه» مسؤوليت هدايت و راهبري شاخه نظامي حزب‏ الله را برعهده گرفت و با آغاز بحران سوريه و ورود آن به فاز نظامي، حضور در اين عرصه و مبارزه با گروه‏ هاي تكفيري را وظيفه اساسي خود قلمداد نمود. وي بارها تأكيد كرده بود يا در سوريه شهيد مي ‏شود و يا با پيروزي كامل به لبنان بازخواهد گشت.

حيات شهيد ذوالفقار مملو از جهاد، اسارت، مجروحيت و موفقيت‏ هاي بزرگ بود. چنين حياتي جز با ختم به شهادت زيبنده اين فرمانده بزرگ نبود. بدرالدين طي 30 سال گذشته از سوي سازمان ‏هاي جاسوسي اسراييل، آمريكا و انگليس تحت تعقيب قرار داشته و بارها از عمليات‏ هاي ترور جان سالم به ‏در برده بود. شهيد مصطفي بدرالدين فرمانده جهادي حزب ‏الله لبنان سال گذشته در ديداري خصوصي به يكي از فعالان رسانه ‏اي لبنان گفته بود: وظيفه من تلاش براي مقابله با تمامي پروژه ‏هاي آن ‏ها است و من فعاليت در لبنان يا سوريه يا هر عرصه ديگري را غير از رسيدن به شهادت يا در دست گرفتن پرچم پيروزي رها نخواهم كرد.

بدرالدين از نخستين اعضاي حزب‏ الله و از مؤسسان شاخه نظامي اين حزب و به تعبير محافل صهيونيستي، به‏ مثابه وزير امنيت آن بود. رژيم صهيونيستي در نخستين ارزيابي و اظهار نظر در مورد شهادت مصطفي بدرالدين از فرماندهان بلند پايه حزب‏ الله اعلام كرد: ترور بدرالدين ضربه محكمي به حزب‏ الله است، ولي اين جنبش خيلي زود بر اين ضربه فائق خواهد آمد. همان طور كه پس از ترور عماد مغنيه رخ داد، اعتراف منابع صهيونيستي كاملاً منطبق بر واقعيت است. سازماندهي حزب‏ الله به ‏گونه ‏اي هوشمند و پوياست كه شهادت فرماند هان بزرگ آن، خللي در ساختار و عملكرد آن ايجاد نمي ‏كند و بلكه همانند خون تازه ‏اي كه در رگ‏ هاي‏ آن دميده مي ‏شود، حيات تازه ‏اي مي ‏يابد.لذا این مقام متعالی را به این شهید بزرگوار تبریک عرض می کنم. این قدرت تشیع است که مایه افتخار امت اسلام و مایه وحشت دشمنان است.

5-   انحراف يا ادعاي حقوق بشر؟!:

بهائيت نه دين است نه آئين و مكتب، بلكه فرقه ضاله ‏اي است كه دست ‏ساخته استعمار انگليس براي نفوذ و تهاجم به اعتقادات و ارزشهاي ملتهاي مسلمان است (مثلا در جلسات خود به امام علی (ع) و امام حسین (ع) توهین می کنند) از آنجايي كه فرقه بهائيت هيچ نوع نشان و علامت آسماني و الهي ندارد، بلكه بر اثر خواست ‌هاي نفساني و شيطاني عده‌ اي شكل گرفته، عقايد و باورهاي آن ‌ها نيز با اصول اديان الهي در تضاد و تناقض مي ‌باشد مثلا:

توحيد كه از اصول بنيادي و اساسي اسلام و اديان توحيدي مي ‌باشد، نه تنها در آيين بهائيت مورد اشاره و تاكيد قرار نگرفته بلكه رهبر و بنيانگذار اين فرقه ميرزا حسينعلي ادعاي الوهيت نموده و به شرك گرفتار آمده است. او به صراحت در كتاب مبين، صفحه 293 مي‌ گويد: «اي خداي كه براي خود آفريده ‌اي، مسلمانان نگذاشتند كه اين خدا نظري به دوستان خود كه بهائيان باشند، بياندازد.»

و همچنین معاد كه يكي از اصول مسلم اديان توحيدي بوده و بر آن تاكيد شده است، از نگاه ميرزا علي محمد باب موهوم و دروغ پنداشته شده.

و نیز شايان ذكر است كه قريب به اتفاق فقها، تعداد نجاسات را يازده و برخي دوازده مورد اعلام كرده ‌اند. از جمله آن ‌ها كه همه بالاتفاق ذكر كرده ‌اند نجاست كافر است. كافر يعني كسيكه منكر خدا باشد و يا براي خداوند متعال شريك قائل باشد و يا اين كه پيغمبري حضرت محمد بن عبدالله (ص) را قبول نداشته باشد و نيز به كسي كافر مي ‌گويند كه ضروري دين يعني چيزي مثل نماز و روزه را كه همه مسلمانان جزو دين اسلام مي‌ دانند، منكر شود. فقها در اين زمينه به آيه شريفه «اِنَّمَا الْمُشْرِكونَ نَجِسٌ(28)» (سوره توبه) و روايات متعدد از جمله اين روايت كه از امام صادق (ع) نقل شده است «مَنْ نَصَبَ دينًا غَيْرَ دينِ الْمُؤْمِنين فَهُوَ مُشْرِكٌ» ( شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 1، كتاب الطهاره، ابواب مقدمه عبادت، باب 2، ح 3، ص) استناد مي ‌كنند. و از فروعاتي كه براي اين مساله ذكر كرده ‌اند اين است كه تمام بدن كافر حتي مو و ناخن و رطوبت ‌هاي او نجس است. با توجه به آن چه در مورد بهائيت ذكر شد، آن‌ ها تقريبا تمامي مواردي را كه حتي اگر يكي از آن ‌ها در فردي به ثبوت برسد، كافر شمرده مي ‌شود، يك‌ جا دارند و بنابراين كافر و نجس هستند.

و رويكرد سياسي آنها اینکه يكي از خباثت ‌هاي اين فرقه حمايت آن‌ ها از كشتارهاي فجيع مردم توسط رژيم پهلوي است. پنج روز پس از سركوب قيام خونين پانزده خرداد نيز محفل ملي بهائيان تهران نامه تشويق‌ آميزي به تيمسار سرتيپ پرويز خسرواني، فرمانده ژاندارمري ناحيه مركز در زمان كشتار پانزده خرداد، نوشت و طي آن، قيام حق‌ طلبانه ملت مسلمان به رهبري مراجع معظم تقليد و در رأس آنان امام خميني را «تجاوز اراذل و اوباش و رجاله» نامیدند.

با این اوصاف این خانم با يكي از سران فرقه ضاله بهائيت دیدار می کند و با ادعاهای واهی او را به حق و جمهوری اسلامی را نابحق می داند و لذا هرگونه ارتباط و حمايت از آنان را  محكوم مي‏ کنیم.

6-    « اقتصاد مقاومتي؛ اقدام و عمل» است. تحقق اين شعار نياز به مديران جهادي دارد. مدير جهادي براي انجام كارهاي بزرگ، از فيش حقوقي نجومي انگيزه نمي‏ گيرد:

متأسفانه هنوز باور نكرده ‏ايم در معركه يك جنگ اقتصادي تمام ‏عيار قرار داريم. اين ميدان، فرماندهاني از جنس حاج عبدالحسين برونسي مي ‏خواهد، مرداني با همت نجومي و زندگي خاكي نه همت خاكي و درآمد هاي نجومي!

آنچه موجب كاهش اطمينان و اعتماد عمومي و خدشه ‏دار‏شدن ذهنيت مردم كه سرمايه و پشتوانه اصلي انقلاب و نظام و كشور هستند مي‏ شود، تبعيض‏ هايي است كه وجود دارد، تبعيض‏ هايي كه در خودخواهي ‏ها، فاصله گرفتن از ارزش‏ ها، خودمحوري ‏ها، خودبرتربيني ‏ها، عدم نظارت‏ ها، خلاف ‏ها، بي‏ قانوني ‏ها و توجيه كردن ‏ها و... ريشه دارد، تبعيض‏ هايي كه در عرصه ‏هاي گوناگون علاوه بر دامن زدن به بي‏ اعتمادي ‏ها، تشويش اذهان عمومي، افت انگيزه ‏هاي مثبت و گسترش يأس و نا اميدي مي‏ تواند از يك ‏سو عامل و زمينه‏ ساز بسياري از بي ‏انضباطي ‏هاي اداري و اجتماعي، نارضايتي‏ ها، كم‏ كاري ‏ها، رشوه‏ خواري ‏ها و حتي اختلاس‏ هاي خرد و كلان شود و از ديگرسو مي‏ تواند بسترساز انواع بزه ‏ها، سرقت ‏ها و حتي جرايم خطرناك باشد.

خب در روزهاي اخير فيش حقوقي تعدادي از مديران بيمه مركزي ايران منتشر شد. اين فيش‏ ها حاوي ارقام عجيب و غريبي بودند و محتواي آن‏ ها نشان مي ‏داد كه برخي مديران ارشد بيمه مركزي ايران حقوق ‏هاي چند ده ميليوني دريافت مي ‏كنند. طبق اطلاعات اين فيش‏ هاي حقوقي، فقط سه مدير ارشد بيمه مركزي 180 ميليون تومان حقوق دريافت مي ‏كنند و حقوق يك نفر از اين افراد نيز 87 ميليون تومان است.

آیا با این بی انصافی و بی وجدانی و تبعیض می توان به مردم خدمت کرد و اقتصاد مقاومتی را ایجاد کرد یا اینکه با دست درازی کردن به اموال عمومی جزء خائنین به ملت و نظام شمرده خواهیم شد .حال چرا به اینها رسیدگی نمی شود مسولان ذی ربط بدانند اگر جلوی اینها را نگیرند آنها هم به مفسدان اقتصادی شریک جرم شمرده خواهند شد.

7-   اهمیت زکات:

حضرت امام صادق علیه السلام : «مَن مَنع قیراطا مِن الزّکوة فَلیَمُت ان شاء یهودیا و ان شاء نصرانیا» ( بحارالانوار، جلد 96، صفحه 20) کسی که ذرّه ای از زکات را ندهد یا یهودی یا نصرانی می میرد.

8-   تقدیر و تشکر از شهردار و سرپرست شهرداری و تبریک به شهردار جدید

دعــــــــــــا

 سوره

www.adinehjavadabad.ir

 

 

خطبه های نماز جمعه 24 اردیبهشت 1395 بخش جوادآباد به امامت حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حسینی‎

 

نماز جمعه 24/02/1395

عناوین خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(26) (حق همسایه(بخشش و ناديده گرفتن خطاهاى همسايه))

اما موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) است که یکی دیگر از آن حقوق را که حق همسایه است را بحث می کنیم:

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-      حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم

6-    حق دست

7-   حق پا

8-   حق شکم

9-     حق غریزه شهوت

10-    حق صدقه

11-    حق مال و ثروت:

12-   حق طلبکار:

13-حق همسایه:

حقوق همسايه:

1-     حفظ همسايه در غياب او

2-    بزرگداشت همسايه در حضورش

3-    يارى و كمك به همسايه در حضور و غياب

4-    عيب هاى همسايه را جستجو نكند

5-    عدم استراق سمع

6-    یاری وکمک همسایه هنگام گرفتاری

7-    حسادت نكردن بر نعمت و دارايى همسايه

8-    بخشش و ناديده گرفتن خطاهاى همسايه:.....

9-    حلم و بردبارى نسبت به همسايه:....

عناوین خطبه دوم

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      چهارشنبه 29 ارديبهشت و 11 شعبان ولادت باسعادت حضرت علي ‏اكبر(ع) (33 هـ . ق)  و روز جوان:

2-     جمعه 24 ارديبهشت لغو امتياز تنباكو در پي فتواي آيت‏ الله مجاهد، ميرزا محمدحسن شيرازي (ره) (1270 هـ .ش):

3-   دوشنبه 27 ارديبهشت روز ارتباطات و روابط عمومي

4-   فرمايشات امام خامنه ‏اى (مدظله) در ديدار فرماندهان نيروى انتظامى با معظم ‏له: «امنيت، موضوع و اولويت درجه يك كشور است»« امنيت اخلاقى تأكيد معظم‏ له و البته دغدغه مهم مردم»:

5-   رفتار كينه‏ توزانه و ناجوانمردانه و بى ‏كفايتى و لجاجت و رفتارهاى غيرانسانى و غيراسلامى آل سعود مى ‏رود تا با صد عن سبيل الله، حجاج ايرانى را علي ‏رغم ميل و رغبت و انتظار از مناسك حج سال جارى محروم سازد‏‏‏:

6-    اهمیت زکات:

=======================

نماز جمعه 24/02/1395

مشروح خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(26) (حق همسایه(بخشش و ناديده گرفتن خطاهاى همسايه))

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین نَحمَدُهُ وَنَستَعینُه و نَستَغفِرُه وَ نَتَوَکّلُ علَیه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّم علی حَبیبِه وَ نَجیبه وَ خیَرَتِه فی خَلقه وَ حافِظِ سِرّه وَ مُبَلِّغِ رِسالاته سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد(ص) وَ علی آلِه الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبینَ الهُداةِ المَهدیین المَعصومین سیَّما بَقیَّهَ اللهِ فی الاَرَضین وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی:فِی الکافِی عَنِ الباقِرِ علیه‌السلام : « أَکثِر ذِکرَ الموت» (الشافی، صفحه‌ی ۸۷۶) یاد مرگ را در ذهن خودت افزایش بده؛ زیاد به فکر مردن باش.

« فَإِنَّهُ لَم یُکثِر ذِکرَهُ إِنسانٌ إِلَّا زَهِدَ فِی الدُّنیا» هیچ انسانی نیست که یاد مرگ در او زیاد باشد مگر اینکه نسبت به دنیا بی‌رغبت می‌شود.

مشکلات عمده‌ی ماها به‌ خاطر رغبت در دنیا است؛ این مظاهر زندگی دنیا از مال و ثروت و تجمل و زیبایی‌ها و قدرت و زور و اعتبار و مانند اینها که همه‌اش دنیاست، رغبت به این دنیا به این مظاهر دنیوی است که ماها را می‌لغزاند. البته این‌جور نیست که این مظاهر دنیا بد باشند؛ نه، «أَلمَالُ وَالبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنیَا(46)» (سوره کهف) هیچ توبیخ نشده کسی برای داشتن مال یا برای داشتن فرزندان و خانواده و از این قبیل؛ آن چیزی که [به ما] ضرر می‌زند میل افراطی و شدید به این مظاهر است که انسان را در سر دوراهی‌ها می‌کشاند به یک سمت غلط؛ آن‌جایی که انسان باید فداکاری کند نمی‌کند؛ آن‌جایی که باید انفاق کند نمی‌کند. اشکال عمده‌ی ما انسان‌های ضعیف در زندگی دنیا همین است دیگر، رغبت زیادی به دنیا، عشق به دنیا، فریفتگی به دنیا. علاج این فریفتگی چیست؟ « ذِکرُ الموت، أَکثِر ذِکرَ الموت، إِکثار ذکر موت» ؛ [اینکه] زیاد انسان به یاد مرگ بیفتد.

اما موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) است که یکی دیگر از آن حقوق را که حق همسایه است را بحث می کنیم:

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-      حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم

6-    حق دست

7-   حق پا

8-   حق شکم

9-     حق غریزه شهوت

10-    حق صدقه

11-    حق مال و ثروت:

12-   حق طلبکار:

13-حق همسایه:

در ادامه سخنان گهربار امام سجاد عليه السلام به تعداد ديگرى از حقوق همسايه اشاره مى شود، حضرت مى فرمايند:

حقوق همسايه:

1-     حفظ همسايه در غياب او

2-    بزرگداشت همسايه در حضورش

3-    يارى و كمك به همسايه در حضور و غياب

4-    عيب هاى همسايه را جستجو نكند

5-    عدم استراق سمع

6-    یاری وکمک همسایه هنگام گرفتاری

7-    حسادت نكردن بر نعمت و دارايى همسايه

8-    بخشش و ناديده گرفتن خطاهاى همسايه:

« تُقيلُ عَثرَتَهُ و تَغفِرُ زَلَّتَهُ » يعنى اگر همسايه لغزشى كرد و در دل انسان رنجشى به وجود آمد، آن را بزدايد و بر او ببخشان و آن لغزش را ناديده بگيرد.

از اين جملات بر مى آيد كه همه سعى امام عليه السلام آن است كه قلب و دل مومن نسبت به همسايه اى كه در جوار او زندگى مى كند، مكدر نباشد و آيينه دل او نسبت به همسايه اش غبارآلود نباشد؛ بلكه پاك ، منزه و مصفا باشد.

گاهی هم باید جور همسایه را کشید. این شرط همسایگی خوب است. «حسن جوار» تنها به این نیست که اذیت و رنجی به همسایه نرسانیم. گاهی تحمل سختیها و ناملایماتی که از سوی او برایمان پیش می آید، مصداق این «حسن همجواری» است. اگر بخواهیم روابط از هم نگسلد، باید صبور بود و با تحمل، و گرنه، پاسخ بدی را با بدی دادن و در زشتیها مقابله به مثل کردن، نشانِ حقارت روح و دون همتی است. به علاوه این کار از همه برمی آید. گذشت و تحمل است که اراده و ایمان و بزرگواری می طلبد.

در عالم رفاقت، شراکت، دوستی، ازدواج و همسری، همسفری، محیط کار و ... نیز باید گاهی «سنگ زیرین آسیا» بود، نه کم ظرفیت و بی طاقت.

امام کاظم(ع) فرمود: حسن جوار و همسایه خوب بودن، تنها آزار نرساندن نیست، بلکه آن است که بر اذیت همسایه صبور و بردبار باشی: «لَیْسَ حُسْنُ الجَوارِ کفُّ الأذی وَ لکنَّ حُسْنَ الجوارِ صَبرُکَ عَلَی الأذی»

روشن است که این گونه حدیثها هرگز مجوز «همسایه آزاری» نیست. اگر توصیه به بردباری نسبت به آزار همسایه شده، بیش از آن و اکیدتر و شدیدتر، سفارش به خوش رفتاری و نرساندن آسیب و آزار به همسایگان شده است. مزاحمت برای همسایه، از بدترین رفتارهای اجتماعی است.

اگر چنين نباشد و گناه و خطاى او را نبخشايد، كينه اى كه در دل انسان نسبت به آن خطا ايجاد مى شود او را وادار به عكس العملى مى كند كه در نهايت موجب غضب است .

9-    حلم و بردبارى نسبت به همسايه:

امام سجاد عليه السلام مى فرمايد: « و لا تَدَّخِر حِلمَكَ عنه اذا جَهِلَ عليك » اگر نادانى از او سر زد، از حلم و بردبارى دريغ نفرمايى .

انسان موظف است نسبت به همسايه حليم و بردبار، باشد نه اين كه در مقابل خطاى او عكس العمل نشان دهد. عكس العمل در برابر خطاى همسايه و نبخشيدن او به قوه غضبيه انسان باز مى گردد كه يكى از زشت ترين و ناپسندترين رذايل اخلاقى است كه در معارف ما بدان اشاره شده است .

رسول خدا نسبت به این صفت به گونه ای است که آیاتی که در این رابطه نازل شده است بیانگر حلم واسعه پیامبر رحمت می باشد خداوند متعال می فرماید : « وَ مِنهْمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبىِ‏َّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيرٍْلَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ مِنكم‏»

بعضى از ايشان پيامبر را مى‏آزارند و مى‏گويند كه او به سخن هر كس گوش مى‏دهد. بگو: او براى شما شنونده سخن خير است. به خدا ايمان دارد و مؤمنان را باور دارد، و رحمتى است براى آنهايى كه ايمان آورده‏اند.

تا جائی که از جانب پروردگار خطاب شد : « وَ إِنَّكَ لَعَلىَ‏ خُلُقٍ عَظِيم»‏ و به راستی تو بر اخلاق بزرگی هستی.

انس بن مالک می گوید: من در محضر پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) بودم، عبایی که حاشیه غلیظی داشت بر دوشش بود، یک نفر اعرابی (عرب های بادیه نشین) نزد آن حضرت آمد و عبای او را گرفت و محکم کشید، به طوری که حاشیه آن عبا، گردن آن حضرت را خراشید، سپس گستاخانه گفت: ای محمد، از مال خدا که در نزد تو هست، بر این دو شترم بار کن تا ببرم، چرا که این اموال نه مال تو است و نه مال پدرت.

پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) اندکی سکوت کرد و سپس فرمود: مال، مال خدا است و من بنده خدا هستم. آنگاه افزود: ای اعرابی، آیا آسیبی که به من رساندی به تو برسانم؟

اعرابی گفت: نه. پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: چرا؟ اعرابی عرض کرد: زیرا تو بدی را با بدی پاسخ نمی دهی، بلکه آن را با خوبی دفع می کنی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) از این سخن خندید و سپس دستور داد تا بر یکی از شتران او جو و بر دیگر خرما بار کردند و به او دادند.

ضمن اين كه وجود اين غريزه در انسان ضرورى است ؛ ولى در علم اخلاق به مهار كردن آن توصيه شده است در روايات متعددى مشاهده مى شود كه از غضب به عنوان يك مرض مهلك تعبير شده است . در تعبيرى از اميرالمؤ منين عليه السلام آمده است كه : « الحِدَّةُ ضرب من الجنون لِاءَنَّ صاحبها يَندمُ فاءن لم يَندَم فجنونُه مستحكم.» غضب ، نوعى ديوانگى است و انسان را از حال اعتدال خارج مى كند؛ چون كسى كه دارنده اين سوء خلق است پشيمان مى شود و اگر پشيمان نشود جنون او هميشگى است.

همچنین در زندگی  امیرمومنان علی(علیه السلام)حضرت علی (ع) آمده است: روزی شخصی در محضر آن حضرت به « قنبر» غلام آن بزرگوار ناسزا گفت. قنبر می خواست پاسخ او را بدهد. قنبررا صدا زد و فرمود:

« مَهْلاً يا قَنبرُ! دَعْ شاتِمَكَ مُهانا تُرْضِ الرَّحمنَ و تُسخِطِ الشَّيطانَ و تُعاقِبْ عَدُوَّكَ، فَوَ الذي فَلَقَ الحَبَّةَ و بَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَى المؤمنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلْمِ، و لا أسخَطَ الشَّيطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ، و ......» ; ای قنبر، آرام باش. دشنام دهنده خود را از روی بی اعتنایی رها کن، تا پروردگار را خشنود وشیطان را خشمگین و دشمنت را عقوبت کنی(زیرا عقوبتی برای اوبدتر از بی اعتنایی نیست). سوگند به خدایی که دانه را شکافت وانسان ها را آفرید، مومن به هیچ چیزی مثل حلم، پروردگارش راراضی نمی کند، و هیچ چیزی شیطان را مثل خویشتن داری و تحمل،ناراحت نمی نماید. احمق و نادان نیز به چیزی مانند سکوت، کیفرنمی بیند.»

سوگند حضرت علی(علیه السلام) در این راستا بیانگر اهمیت فوق العاده خصلت حلم است.

در روايتى به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است : « الغَضَبُ يُفسِدُ الاءِيمانَ كما يُفسِدُ الخَلُّ العَسَلَ.» غضب ، ايمان را از بين مى برد، همان طور كه سركه ، عسل را نابود مى كند.

يعنى انسان عصبانى و غضبناك ، هرگز نمى تواند حلاوت و شيرينى ايمان خود را احساس كند. در بعضى از تعبيرات ديگر از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه فرمودند: « مَن لم يَملِك غضبه لم يَملِك عقلَه.» كسى كه نتواند غضب خود را مهار كند، نمى تواند مالك عقل خود باشد.

امام صادق عليه السلام فرمودند: « كانَ اءَبِى يَقُولُن اءَىُّ شى ء اءَشَدُّ مِنَ الغَضَب ، اءِنَّ الرَّجلَ لَيَغضَبُ فَيَقتُلُ النَّفس الَّتى حرَّمَ الله.» پدرم مى فرمودند: چه چيزى از غضب بدتر است ؟ وقتى انسان عصبانى شد، اين غضب گاهى او را به كشتن نفس محترمى وا مى دارد .

گاهى غضب چنان بر انسان مستولى مى شود كه عذاب ابدى را براى او فراهم مى كند. امام صادق عليه السلام مى فرمايند: « اءِنَّ الرَّجلَ لَيَغضِبُ فَمَا يَرضَى اءَبدا حَتَّى يَدخُلَ النَّارَ.»  انسان غضبناك مى شود و هرگز راضى نمى شود تا - كارى كند كه باعث شود - داخل آتش گردد.

انسانى كه گرفتار اين خصيصه مى شود، هرگز نمى تواند آن را مهار كند و هنگامى كه غضب طغيان كرد، مانند سيلاب ، آثار حيات را نابود مى كند. در رودخانه هميشه بايد آب جارى باشد تا حيات تداوم يابد، اما اگر اين رودخانه طغيان كند و سيلاب در بستر آن نگنجد، همه آثار و علايم حيات را نابود مى كند؛ يعنى نه از درخت و كشت و زرع خبرى مى ماند و نه از بنا و عمران و خانه ؛ و انسان هايى را كه در آن غافلگير شده اند غرق مى كند. اين خصيصه در غضب نيز نهفته است ؛ در يكى از رواياتى كه از امام صادق عليه السلام نقل مى كنند، آمده است : « اءَوحَى الله عزّوجلّ الى بَعضِ اءَنبِيائِهِ: يا بنَ آدَمَ اذكُرنى فى غضَبِكَ اءَذكركَ فى غضَبى.» خداوند به بعضى از انبيا وحى كرد كه اى فرزند آدم ! به هنگام عصبانيت خود مرا ياد كن ؛ تا من نيز هنگام غضبم تو را - به رحمت - ياد كنم .

شخصى خدمت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و سلم آمد و عرض كرد مرا موعظه اى كنيد. حضرت فرمودند: برو و هيچ گاه عصبانى مشو! دوباره سؤال كرد؛ حضرت همين جواب را داد. براى بار سوم پرسيد؛ باز هم حضرت همان جواب را تكرار فرمودند.

اين روايت ، حاكى از اهميت مسأله در معارف ما و آثار زيان بارى است كه بى توجهى نسبت به آن به بار مى آورد. در روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام وارد شده است كه : « مَن كفَّ عَضَبَهُ سَتَرَ الله عَورَتَهُ.» كسى كه بتواند غضب خود را مهار كند، خداوند عيوب او را مى پوشاند.

اثر وضعى مهار كردن طغيان غريزه غضب ، ستر عيوب است . از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام در سيره رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم نقل شده است كه : « كان النَّبىُّ صلى الله عليه وآله و سلم لا يَغضِبُ للدنيا.» پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم هرگز براى امور دنيا غضبناك نمى شد.

معلوم مى شود كه وجود اين غريزه خاص در انسان ها جهت خاصى دارد كه آن جهت خاص ، امور دنيوى نيست ؛ چرا كه ارزش آن را ندارد.

بنابر این امام سجاد دو مورد از حقوق همسایه را بیان فرمودند که عبارت بودند از : « تُقيلُ عَثرَتَهُ و تَغفِرُ زَلَّتَهُ » يعنى اگر همسايه لغزشى كرد و در دل انسان رنجشى به وجود آمد، آن را بزدايد و بر او ببخشان و آن لغزش را ناديده بگيرد. و « و لا تَدَّخِر حِلمَكَ عنه اذا جَهِلَ عليك » اگر نادانى از او سر زد، از حلم و بردبارى دريغ نفرمايى.

دعـــــــــــــــا

سوره

مشروح خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَلاهُ وَ السَلامُ علی سَیِدِنا وَ نَبیِّنا ابی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آلِهِ الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبین سیَّما علی امیرِ المومِنین وَ الصدیقَهِ الطاهِرَه سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین سِبطَیِ الرَّحمَه وَ اِمامَی الهُدی وَ علی بنِ الحُسَین وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَر وَ علی بنِ موسی وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ علی بنِ مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ علی وَ الخَلف القائِمِ الحُجَه حُجَجِکَ علی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فی بِلادِک . وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین وَ استَغفِرُ اللهِ لی وَ لَکُم.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: در ابتدای خطبه دوم هم خودم و هم شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      چهارشنبه 29 ارديبهشت و 11 شعبان ولادت باسعادت حضرت علي ‏اكبر(ع) (33 هـ . ق)  و روز جوان:

در ابتدا این روز و ولادت آنحضرت را خدمت شما نمازگزاران تبریک عرض می کنم و امیدوارم که همه جوانان ما در همه مراحل زندگی خود خصوصا ولایتمداری و معرفت و بصیرت به حضرت علی اکبر (ع) تاسی کنند .

مقام معظم رهبري‏: « وقتي جوان، انگيزه دارد و اعتماد به نفس دارد و قدرت انديشيدن دارد و شجاعت دارد، افسر است - افسر در درگيري ‏هاي رزمِ نرم، جنگ نرم- خصوصيّت جوان اين است.»

علي ‏اكبر(ع) در جواني با ويژگي هاي اخلاقي و رفتاري خود نگاه انبوه جوانان را به ‏سوي خود جلب مي‏ كرد، علي‏ اكبر(ع) صفات جد خود را مي ‏دانست، از اين ‏رو، همواره در آينه اخلاق و رفتار او نظر مي‏ كرد و خود را بدان صفات مي ‏آراست. به همین خاطر به او می گفتند: « اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله .» به هنگام جواني در ميان جمع و با دوستان خود، گشاده ‏رو و شادمان بود؛ ولي در تنهايي، اهل تفكر و همراه با حزن بود. علاقه فراواني به خلوت با خداي خود و پرداختن به راز و نياز و گفتگو با خالق هستي داشت. در زندگي آسان‏ گير، ملايم و خوش‏ خو بود، نگاهش كوتاه مي ‏نمود و به روي كسي خيره نمي‏ شد. بيشتر اوقات بر زمين چشم مي‏ دوخت و با بينوايان و فقرا كه از نظر ظاهري در جامعه و نگاه دنيا طلبان احترام چشمگيري نداشتند، نشست و برخاست مي‏ كرد، با آنان هم‏ سفره مي‏ شد. اصالت هاي فكري و استواري هاي روحي، وي را چنان كرده بود كه هيچگاه و از هيچ حاكمي هراس نداشت. در ميدان رزم، سلحشوري شجاع، نيرومند و پرتوان بود و انبوه دشمن هرگز او را بيمناك نمي ‏ساخت. در اجراي عدالت و دفاع از حق، قاطع و استوار بود. به ياري محرومان و مظلومان مي ‏شتافت و در برابر ظالمان مي ‏ايستاد تا حق را به صاحبش برنمي ‏گردانيد، آرام نمي ‏گرفت. به دانش‏ اندوزي و فراگيري معارف اهميت زيادي مي‏ داد و همواره پيروان خود را از جهالت و بي‏ خبري باز ‏مي ‏داشت.

اسلام می گوید جوان ما باید اینطور باشد اما دشمنان ما تلاش می کنند که نگذارند جوانان ما علی اکبری بشوند آن ‏ها مي ‏خواهند كه اين نسل جواني كه ممكن است يك ثروت بزرگي براي يك مملكت باشد و اين مملكت را جلو ببرد، اين نسل جوان را كاري بكنند كه به عقب برگردد، يعني چيزي بشود بي‏ فايده؛ يك ثروت بي‏ فايده ‏اي براي مملكت بشود به عنوان مثال : فضاي مجازي و اينترنت در دنياي امروز ما به ‏گونه‏ اي نفوذ كرده است كه نمي‏توان زندگي بدون آن‏ را تصور كرد، اما همين فضا آسيب‏ هاي متعددي را با خود به ‏دنبال داشته است كه يكي از اصلي ‏ترين اين آسيب‏ ها، تغيير سبك زندگي و شكستن مرز باورها و ارزش‏ هايي همچون حجاب و حيا در ميان بانوان و دختران جوان ماست؛ قشري كه قرار است مولد و پرورش‏ دهنده ‏ي نسل ‏هاي بعدي باشند و با تغيير در هويتشان، مي‏ توان هويت نسل ايراني را استحاله كرد. غرب و حاكمان فضاي مجازي براي نيل به چنين هدفي، برنامه ‏ريزي گسترده دارند.

از همين‏ روست كه رهبر فرزانه ‏ي انقلاب مي‏ فرمايند: براي بنده حوزه ‏ي فضاي مجازي به‏ اندازه ‏ي انقلاب اسلامي‏ اهميت دارد.

در برابر اين مهم اما مسؤولان وظايف متعدد و مهمي دارند: از جمله افزايش آگاهي‏ هاي عمومي، تقويت آموزش‏ و پرورش و جدي ‏تر پرداختن به فعاليت‏ هاي مركز ملي فضاي مجازي و مسلط شدن بر فضاي مجازي و مديريت كردن آن و پيگيري اهداف و ارزش ‏هاي خود در فضاي مجازي است. در اين صورت مي‏ توان از فضاي مجازي به‏ عنوان يك فرصت بهره گرفت، بي‏ آن‏كه تهديد هاي آن برايمان دردسرساز شود.

و همچنین بايد خانه، مدرسه و مسجد در كشور با هم گره خورده و ارتباط نزديك داشته باشند.

اگر به پيوند ميان خانه، مدرسه و مسجد توجه كنيم و اين سه نهاد اثرگذار را با هم آشتي دهيم، دستاوردهاي زيادي از اخلاقي و رفتاري حاصل مي‏ كنيم كه براي جامعه مفيد است.

مسجد جايگاه عبادت، محل جهاد و دانشگاه و محراب محل جنگ با شيطان، گناه و نفس اماره است. اعضاي ‏كانون هاي مساجد بايد در تمام فعاليت‏ ها اعم از نماز جماعت و جمعه و كارهاي فرهنگي جلودار باشند و انجام خود جوش كارهاي فرهنگي را به‏ صورت فرهنگ درآورند و متوليان مساجد نيز در كنار جوانان كه زينت‏دهنده فضاي مساجد هستند در برنامه ‏ريزي و فعاليت ‏ها حضور و همكاري داشته باشند.

تحقق جامعه ديني با استفاده از ظرفيت جوانان به‏ دست مي‏ آيد، دستگاه‏ هاي اجرايي در امور مربوط به جوانان بايد فراتر از وظايف ذاتي خود عمل كنند. بايد جوانان را باور كنيم، جوانان سرمايه ارزشمند نظام هستند كه بايد از توانمندي ‏هاي آنان حداكثر استفاده را كنيم. در اين ‏راستا بايد نهاد هاي‏تصميم‏ گير با برنامه ‏ريزي دقيق و اجراي برنامه ‏هاي مناسب، ظرفيت نهفته جوانان را به صحنه بياورند و در مديريت امور جامعه به‏ كار بگيرند. متاسفانه غفلت در اين‏ زمينه زياد است و از تمام دستگاه ‏ها انتظار داريم كه در اين‏ راستا جدي‏ تر عمل كنند. بايد با تمام توان در پي القاي روحيه شجاعت و شهامت در جوانان باشيم كه اين امر مسؤوليت سنگيني براي تمامي مسؤولان ايجاد مي‏ كند كه همگي بايد به شكل يكپارچه در جهت آن تلاش كنند.

تاريخ اسلام جز يك برهه از صدر اسلام، جواناني مثل جوان هاي ايران ما سراغ ندارد و ملتي مثل ملت ايران در تاريخ ثبت نشده است. شما در كجاي تاريخ - جز يك برهه در صدر اسلام، آن هم نه به‏ طور وسيع، بلكه به‏ طور محدود - سراغ داريد كه جوانان يك كشور اين‏ طور عاشق جنگ باشند؟ اين‏ طور عاشق دفاع از كشور خودشان باشند؟

2-     جمعه 24 ارديبهشت لغو امتياز تنباكو در پي فتواي آيت‏ الله مجاهد، ميرزا محمدحسن شيرازي (ره) (1270 هـ .ش):

ايران در دوران حكومت سلسله قاجاريه يكى از اسفبارترين دوران هاى خود را مى‏ گذرانيد. هر روز به يكى از دشمنان اين مرز و بوم امتياز تازه ‏اى واگذار مى ‏شد و دست آن‏ ها براى سلطه اين كشور گشوده ‏تر مى‏ گشت. گاه اين امتياز ها آنقدر ظالمانه و نابخردانه بود كه از سوى دشمنان نيز « بخشيدن ايران توسط شاه» نام مى‏ گرفت.

واگذارى امتياز خريد و فروش توتون و تنباكو در داخل و خارج كشور به كمپانى ساختگى «رژى»، يكى از اين امتياز بخشيها بود.

با توجه به اين ‏كه به انگليسي ها اجازه داده شده بود كه با استخدام و وارد كردن افراد مسلح، تمامى راه ها را تحت نظر بگيرند و تمامى كالاها را بازرسى كنند، مى ‏توان به پیآمد هاى فاجعه ‏انگيز و دردناك اين قرارداد ننگين و ذلّت بار پى ‏برد. به ‏ويژه آن‏ كه در هنگام اجراى آن، انگليسي ها با وارد كردن دختران و زنان فاسد و برپايى جلسات و مراسم عفت ‏ستيز، سعى در تزلزل باورهاى مردم نيز داشتند. در حقيقت واگذارى امتياز تنباكو فقط يك وابستگى اقتصادى نبود، بلكه يك هجمه فرهنگى و عقيدتى بر مرزهاى ايمان و معنويت و خداباورى ايران اسلامى به ‏شمار مى‏ رفت.

اما مرجع بزرگ شيعيان جهان در سامرا، حضرت ميرزاى شيرازى در دو نوبت با تلگراف به ناصرالدين شاه اعتراض خود را نسبت به واگذارى امتياز تنباكو به عوامل بيگانه اعلام نمود و با شمردن مفاسد و پيامدهاى ننگين اين ‏گونه امتيازات، از او خواست به‏ جاى اعتماد به بيگانگان اسلام ‏ستيز و دشمنان قسم ‏خورده ملت ايران، به مردم مسلمان تكيه كند و كشور را به خارجيان نفروشد. وى تمام راههاى لازم را در تنوير افكار دولت‏ مردان ايران نسبت به فرجام ذلت‏ آور اين قرارداد طى كرد ولى با كمال تأسف هيچگونه پاسخ مثبتى دريافت نكرد تا اين ‏كه به نيروى مقتدر مرجعيت و با عنايت و فضل پروردگار، فتواى جاودانه خود را اين‏ گونه نگاشت: «اليوم استعمال توتون و تنباكو بِاَيِّ نحوٍ كان در حكم محاربه با امام زمان صلوات الله عليه است.»

اين فتواى به ‏ظاهر ساده و كوتاه، موج هاى آشفته را به طوفانى سهمگين تبديل كرده و رژيم غفلت ‏زده را در آستانه سقوط قرار داد. امواج آن، چنان سنگرهاى دشمن را درنورديد كه حتى شاه در خانه ‏اش نيز از آن در امان نماند. هنگامى كه ناصرالدين ‏شاه در حرمسراى خود دستور آوردن قليان را داد، هيچ ‏كس اعتنا نكرد و چون از اطاق خود بيرون آمد، زنان را مشغول شكستن قليان هاى سلطنتى ديد.

حضرت امام خمينى رحمه الله مى‏ فرمايد: « ايشان يك سطر نوشت كه تنباكو حرام است، حتى بستگان خود آن‏ جائر هم و حرمسراى خود آن‏ جائر هم‏ ترتيب اثر دادند به آن فتوا و قليانها را شكستند. در بعضى جاها تنباكوهائى كه قيمت زياد داشت در ميدان آوردند و آتش زدند و شكست دادند آن قرارداد و لغو شد قرارداد. يك همچو چيزى را اين ‏ها ديدند كه يك روحانى پيرمرد در كنج يك دهى از دهات عراق (سامره) يك كلمه مى‏ نويسد و يك ملت قيام مى‏ كند و قراردادى كه مابين شاه جائر و انگليسي ها بوده است به هم مى ‏زند و يك قدرت اين ‏طورى دارد روحانيت.»

امام خمينى رحمه الله با تجليل از اقدام با شكوه ميرزاى شيرازى مى‏ فرمايد: «هميشه علما و زعماى اسلام، ملت را نصيحت و به حفظ آرامش دعوت مى‏ كردند، خيلى از زمان « ميرزاى بزرگ» مرحوم حاج ميرزا محمد حسن شيرازى نگذشته است. ايشان با اين‏ كه يك عقل بزرگ متفكر بود و در سامره اقامت داشت، در عين حالى كه نظرشان آرامش و اصلاح بود، لكن وقتى ملاحظه كردند براى كيان اسلام خطر پيش آمده است و شاه جائر آن روز مى‏ خواهد به ‏وسيله كمپانى خارجى، اسلام را از بين ببرد، اين پيرمرد كه در يك شهر كوچك نشسته و سيصد نفر طلبه بيشتر دورش نبود، ناچار شد سلطان مستبد را نصيحت كند. مكتوبات او هم محفوظ است. آن سلطان گوش نمى ‏داد و با تعبيرات سوء و بى ادبى به مقام شامخ عالم بزرگ رو‏به‏رو شد تا آنجائى كه آن عالم بزرگ مجبور شد يك كلمه بگويد كه استقلال ايران برگردد.

استقلال عراق نيز مرهون فتواى ميرزاى مجاهد مرحوم ميرزا محمدتقى شيرازى است. اگر ايشان نبود عراق از بين رفته بود. بعد از اين‏كه ديدند عراق در معرض خطر است يك كلمه فرمودند، عرب پشتيبانى كردند، مطلب را برگردانيد.

تمام ممالك اسلامى مرهون اين طايفه هستند. اين‏ هايند كه تا به حال استقلال ممالك اسلامى را حفظ كرده‏ اند. اين ذخاير هستند كه هميشه با نصيحت خود مردم سركش را خاموش كرده ‏اند. در عين حال روزى كه ببينند اسلام در معرض خطر است، تا حد امكان كوشش مى‏ كنند، اگر با نشر مطالب شد، با گفتگو شد با فرستادن اشخاص شد فَبِها؛ و اگر نشد ناچار هستند قيام كنند.

اين‏ ها (مراجع تقليد) كسانى هستند كه در عين حال كه علاقه به اتحاد و وحدت تمام طوايف مسلمين دارند، لكن تا آن حدى مى‏ توانند تأمل كنند كه استقلال مملكت را در خطر نبينند، به يك چيزهايى كه ممكن است خود دولتها هم وارد و متوجه نباشند. اينجا شرع تكليف معين فرموده است؛ چيزى نيست كه علما بتوانند از خودشان بگويند. قيام، قيام قرآنى و دينى بود.

به بنده شبى كه بنا بود فرداى آن در مسجد سيد عزيزالله، براى تنبه دولتها دعا كنند اطلاع دادند دولت بنا دارد مقاومت كند. ما ديديم علما در اينجا تكليف ديگرى دارند، من تصميم آخر را ضمن ابتهال (دعا و مناجات و استمداد از حضرت حق) به خداوند متعال گرفتم و به هيچ‏ كس هم نگفتم ولكن خداوند بر دولت شاه و ملت منت گذاشت. اگر خداى نكرده جسارتى به علماى تهران شده بود، من يك تصميم خطرناكى گرفته بودم، اما دولت، بعد از نيمه شب متوجه شد نمى ‏شود با قواى مردم مقاومت كرد....»

تعبير مرجعيت به رياست شرعي امت و جامعه اسلامي، گوياي اين معناست كه مرجعيت همان ولايت فقيه است و نه مفهوم ديگر.

و البته ولايت فقيه نيز ترجمان همان مرجعيت است نه جداي از آن و لذا راه رسيدن به قله سبز مهدوي از اطاعت و تبعيت از آن امكان‏ پذير است. يعني اگر چه حجت خدا حقيقتي حي و حاضر است و پيوسته و بي‏ وقفه افاضه فيض مي‏ نمايد و اگر يك لحظه نظرش را بردارد، به اذن خدا سنگ روي سنگ بار نخواهد شد و زمين اهل خود را خواهد بلعيد، اما ويژگي انتظار همين است كه راه درك فيض و جلب رضايت و خشنودي حضرتش و به‏ عبارتي قرار گرفتن در دائره ياران با وفا و زمينه ‏ساز ظهورش، تربيت ‏يافتگي در حريم ولايت فقيه مي ‏باشد. از اين‏ روي اگر بخواهيم راه را گم نكرده و هم ‏چنان در مسير رشد و تعالي ثابت ‏قدم بمانيم بايد نگاه تكليف‏ مدارانه و نه ارشادي و صرفاً ناصحانه به منويات و راهبردهاي رهبري حكيم و فرزانه انقلاب ولي امر مسلمين امام خامنه‏اي (مدظله‏العالي) داشته باشيم و با صلابت از نزديك كردن زمان فرج و ظهور، نقشي مؤثر ايفا نماييم چه آن‏ كه او منتظر ماست كه بياييم!

3-   دوشنبه 27 ارديبهشت روز ارتباطات و روابط عمومي:

اهمیت روابط عمومی از یک زندگی شخصی تا کار در مسئولیت مشخص در سازمان های خصوصی و یا دولتی کاملا مشهود است، هر فردی در مواجهه با افراد دیگر خواه ناخواه مجموعه ای از  آداب معاشرت، تعاملات و مناسبات را برمی گزیند که می تواند به انزوا رفتن و یا ارتقاء سطح روابط بین فردی منجر شود  .

 در ادارات و سازمان ها این مهم بسیار خطیرتر است چرا که علاوه بر این که موفقیت یا عدم موفقیت فرد مطرح است، سرنوشت کل مجموعه نیز تحت تاثیر روش های به کار گرفته قرار می گیرد و ممکن است به برقراری یک روابط مطلوب و کارآمد و یا  یک رابطه لجام گسیخته و نامطلوب منتهی گردد.

روابط عمومی نقشی بسیار موثر در بهبود وضعیت سازمان و ایجاد تعامل بین مجموع های درون و برون سازمانی دارد. مدیر روابط عمومی در هر سازمان بایستی واجد یک سری خصوصیات و روش های کار آمد در اداره امور و انجام وظایف شغلی باشد تا بتواند موجب پیشرفت کاری در ادارات و سازمان ها گردد.

4-   فرمايشات امام خامنه ‏اى (مدظله) در ديدار فرماندهان نيروى انتظامى با معظم ‏له: «امنيت، موضوع و اولويت درجه يك كشور است»« امنيت اخلاقى تأكيد معظم‏ له و البته دغدغه مهم مردم»:

رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين ديدار نكات بسيار مهمي را خطاب به مسؤولان نيروي انتظامي و در مواردي خطاب به همه مسؤولان كشور و همه مردم بيان داشتند:

1.   امنيت موضوع و اولويت درجه يك كشور است.

2.   مسؤولان نيروي انتظامي بايد نظارت كامل و جدي بر « سلامت فكر و عمل و اخلاق كاركنان» و « تأمين امنيت اجتماعي و اخلاقي» داشته باشند.

3.   برنامه ‏هاي نيروي انتظامي بايد بر « عقل و منطق »، « عزم و اقتدار » و « قانونگرايي و عطوفت » استوار شود تا تصويري كاملاً مطلوب از ناجا در ذهن مردم قدرشناس ترسيم شود.

4.   كارنامه نيروي انتظامي در برقراري امنيت در دهه فجر، 22 بهمن، انتخابات ‏هاي اخير، سفرهاي نوروزي و... قابل تقدير است.

5.   لزوم كمك دولت به ارتقاء كمي و كيفي نيروي انتظامي.

6.    لزوم توجه جدي به موضوع كمك‏ هاي مردمي.

7.   لازمه سلامت نيروي انتظامي « وجود نظارت دقيق، همه‏ جانبه و دائمي» است.

8.   « اقتدار و قاطعيت بدون بي ‏رحمي»، «سلامت دروني»، «حضور به‏ هنگام و سريع»، «عطوفت و كمك به مردم » و « قانون‏ گرايي » عواملي هستند كه موجب ارائه تصويري مثبت از نيروي انتظامي خواهد شد.

9.   فعاليت هاي بخش عقيدتي - سياسي نيروي انتظامي در تقويت ظرافت‏ مندانه انگيزه ‏ها ديني در ناجا، با ارزش و قابل تقدير است‏.

چنان‏ كه معظم له بيان داشتند، امنيت مسأله ‏اي درجه اول و با اولويت يك در كشور است. اين امر اختصاصي به ايران اسلامي ندارد و به طور كلي امنيت از جمله مهم ‏ترين مسائل همه جوامع بشري و همه حكومت‏ هاست. هر حكومتي فارغ از نوع اهداف و جهت ‏گيري ‏هايش، نيازمند آن است كه امنيت مردم و سرزمين خود را فراهم كند و البته اين بدان معني نيست كه همه حكومت ‏ها بتوانند در اين ‏زمينه كارنامه قبولي بگيرند.

ايران اسلامي به مدد خداي متعال و مجاهدت‏ هاي مردان خدا، در عرصه‏ هاي مختلف نظامي و انتظامي اكنون از امنيت بسيار بالايي برخوردار است. در منطقه ‏اي كه ناامني مشكل اصلي مردم و حكومت‏ هاست و حتي حيات اجتماعي مردم را تهديد جدي مي‏كند و در دنيايي كه ناامني تا قلب اروپا و آمريكا نيز پيش رفته است، ايران اسلامي توانسته است به همت اين غيورمردان، امنيت كاملاً قابل قبولي را ايجاد كند. اين امنيت آرامش‏ بخش و اين وضعيت ثبات در منطقه ‏اي كه در آتش فرو رفته است، امري نيست كه كسي بتواند آن‏ را انكار نمايد.

نكته قابل توجه در اين زمينه اين است كه بخش قابل توجهي از شرارت‏ ها و ناامن ‏سازي‏ ها در منطقه ما و حتي در دنيا با هدف ناامن كردن ايران اسلامي صورت مي ‏گيرد و با اين حال كشور ما از امنيت بسيار خوبي برخوردار است. به عبارت ديگر، جنايتكاران و آشوب ‏گران و آدم‏ كش‏ هايي كه اكنون عراق و سوريه و يمن را ناامن كرده ‏اند و روزانه باعث كشتار مردم در اين كشورها مي ‏شوند، از دشمنان ايران اسلامي محسوب مي ‏شوند و اگر دستشان مي‏ رسيد اول از همه ايران را ناامن مي‏ كردند.

به عبارت بهتر امنيت را نبايد صرفاً در امنيت جاني و ايجاد ثبات و نظم خلاصه كرد. حال كه نظام اسلامي در اين عرصه موفق عمل كرده است بايد براي بهبود وضعيت كشور در امنيت اجتماعي و امنيت اخلاقي نيز تلاش شود. مشخص است كه كشور ما نيز مانند همه كشورهاي ديگر با معضلات امنيت اجتماعي و امنيت اخلاقي روبه‏ روست و بايد در اين زمينه نيز اقداماتي مؤثر و موفق ارائه شود. معضلاتي امنيتي مانند سرقت، زورگيري، درگيري، خشونت، مواد مخدر و... البته معضلاتي اجتماعي هستند كه جنبه‏ هايي امنيتي دارند و بدون توجه به جنبه ‏هاي امنيتي آن‏ ها نمي‏ توان اين معضلات را برطرف كرد. متأسفانه جامعه ما در اين زمينه با مشكلاتي روبه ‏روست كه اگرچه اين مشكلات خاص ايران نيست اما براي جامعه اسلامي و حكومت ديني ما وجود گسترده اين مشكلات زيبنده نيست.

حضرت آيت‏ الله خامنه ‏اي خاطرنشان كردند: در موضوعات مربوط به امنيت اخلاقي، بعد از برنامه ‏ريزي دقيق، مستحكم، عقلاني و صحيح، ديگر نبايد به مخالفت برخي افراد يا فضا سازي ‏هاي رسانه ‏اي توجه شود بلكه بايد با توكل بر خدا كار را پيش برد.

5-   رفتار كينه‏ توزانه و ناجوانمردانه و بى ‏كفايتى و لجاجت و رفتارهاى غيرانسانى و غيراسلامى آل سعود مى ‏رود تا با صد عن سبيل الله، حجاج ايرانى را علي ‏رغم ميل و رغبت و انتظار از مناسك حج سال جارى محروم سازد‏‏‏:

رفتار كارشكنانه رژيم وابسته سعودي در اطاعت از راهبردهاي شوم اربابانش به‏ويژه آمريكا و رژيم صهيونيستي در خصوص حج سال جاري، عرصه را براي زائران كشورمان تنگ نموده است تا جايي كه با وجود ميل و اراده جمهوري اسلامي بر انجام حج و حضور حجاج ايراني در اين عبادت و فريضه الهي، تقريباً هيچ اميدي براي تحقق اين مهم در سال جاري باقي نمانده است و اين نيست مگر اقدام بر « وَ صَدٌّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ » كه امري خلاف شرع و فقه اسلامي اعم از شيعه و سني است.

آية 25 سورة حج به اقدام خلاف شرع و فقه اسلامی آنها اینگونه اشاره می کند و می فرماید: « إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ الَّذي جَعَلْناهُ لِلنَّاسِ سَواءً الْعاكِفُ فيهِ وَ الْبادِ وَ مَنْ يُرِدْ فيهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَليمٍ (25)» (سوره حج) كساني كه كفر ورزيدند و [مردم را] از راه خدا و مسجد الحرام ـ كه آن را براي مردم قرار داديم و مقيم و مسافر در آن يكساناند ـ باز مي‌ ‏دارند و نيز هر كه در آنجا كجروي و ستمكاري ـ آزار مردم ـ خواهد، او را از عذابي دردناك بچشانيم.

سدّ کردن راه مسجد الحرام که در اين آيه به آن اشاره رفت، همان عدم امکان به جا آوردن حج و عمره براي مسلمانان است. به جهت تهديدهايي که از سوي قريش متوجه پيامبر (ص) و مسلمانان بود، براي آنان امکان دسترسي به مسجد الحرام، حتي در ماههاي حرام نيز وجود نداشت.

عمل قريش در بازداشتن مسلمانان از حضور در مسجد الحرام، مساوي با الحاد و ظلم است و موجب عذابي دردناک براي آنان خواهد بود.

امروز هم آل سعود با همکاری آمریکا و  رژیم صهیونستی ظلم می کند ان شاءالله خداوند اینها را به ظالم تر از خودشان گرفتار کند .

البته تنها راه از بين ‏رفتن بحران هاي خاورميانه؛ نابودي رژيم صهيونيستي است.

6-    اهمیت زکات:

زکات از مصادیق بارز صدقات است که به عنوان پشتوانه مالی برنامه های اجتماعی، در اصلاح ساختار جامعه و تطهیر زندگی، تزکیه نفوس و تألیف قلوب مردم، نقش به سزایی دارد.

روزی حضرت امام صادق علیه السلام آداب و نحوه گرفتن زکات را که در نامه 25 نهج البلاغه آمده است، از قول حضرت امام علی علیه السلام نقل می کرد، در اثنای آن گریه کرد و فرمود: « به خدا سوگند حرمتها را شکستند و به کتاب خدا و سنّت پیامبرش عمل نکردند.» ( وافی، جلد 10، صفحه 156.)

در اهمیت زکات همین بس که یکی از پایه های دین مبین اسلام شمرده شده و به عنوان درمان دردهای اقتصادی جامعه محسوب می شود؛ چنان که اگر برای عضوی از بدن کسی ناراحتی ای پیش بیاید او را از حرکت می اندازد، در جامعه نیز اگر گروهی با مشکلات مالی روبه رو شوند، حرکت آن جامعه فلج می شود.

حضرت امام رضا علیه السلام فرمود: «خداوند به من نعمتهایی داده است که دائما نگران آن هستم تا حقوقی را که نسبت به آنها بر من واجب کرده است، پرداخت کنم. سؤال شد: شما نیز با آن مقام بزرگی که دارید به سبب تأخیر زکات از خدا می ترسید؟ فرمود: بله.» (جامع الاحادیث، جلد 9، صفحه 42)

حضرت امام صادق علیه السلام فرمود: «خداوند بر این امت چیزی را سخت تر از زکات واجب نکرده است و هلاکت بیش تر امتها به علّت نپرداختن آن است.» ( وافی، جلد 10، صفحه 33)

همچنین در قرآن کریم آمده است: «هنگامی که صالحان به حکومت برسند، اولین برنامه آنان اقامه نماز و پرداخت زکات و امر به معروف و نهی از منکر است.» ( سوره حج؛ آیه 41)

رسول خدا صلی الله علیه و آله سوگند یاد کرد که جز مشرک کسی در مورد پرداخت زکات خیانت نمی کند. ( بحارالانوار، جلد 96، صفحه 29.) نیز فرمود: یا علی! ده گروه از امّت من کافر می شوند که یکی از گروهها کسانی هستند که زکات نمی پردازند. ( بحارالانوار، جلد 96، صفحه 30)

دعــــــــــــا

سوره

www.adinehjavadabad.ir

 

اوقات شرعی



برترین ستاد نماز جمعه استان تهران

آمار بازدید کنندگان


امروز7
دیروز11
این هفته84
این ماه207
مجموع15658