اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *
.
جمعه 26 مرداد 1397.
تاریخ شمسی :
الجمعة 6 ذو الحجة 1439.
تاریخ قمری :

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از تمامی برنامه های ما با خبر شوید

خطبه های نماز جمعه 07 خرداد 1395 بخش جوادآباد به امامت حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حسینی‎

  

نماز جمعه 07/03/1395

عناوین خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(27) (حق همسایه(نرم خويى و پرهيز از بدگويى))

اما موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) است که یکی دیگر از آن حقوق را که حق همسایه است را بحث می کنیم:

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-      حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم

6-    حق دست

7-   حق پا

8-   حق شکم

9-     حق غریزه شهوت

10-    حق صدقه

11-    حق مال و ثروت:

12-   حق طلبکار:

13-حق همسایه:

در ادامه سخنان گهربار امام سجاد عليه السلام به تعداد ديگرى از حقوق همسايه اشاره مى شود، حضرت مى فرمايند:

حقوق همسايه:

1-     حفظ همسايه در غياب او

2-    بزرگداشت همسايه در حضورش

3-    يارى و كمك به همسايه در حضور و غياب

4-    عيب هاى همسايه را جستجو نكند

5-    عدم استراق سمع

6-    یاری وکمک همسایه هنگام گرفتاری

7-    حسادت نكردن بر نعمت و دارايى همسايه

8-    بخشش و ناديده گرفتن خطاهاى همسايه

9-    حلم و بردبارى نسبت به همسايه

10-  نرم خويى و پرهيز از بدگويى:..........

عناوین خطبه دوم

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      جمعه 7 خرداد افتتاح  ادوار نه ‏گانه مجلس شوراي اسلامي:

2-     جمعه 7 خرداد 20 شعبان آغاز دهه بهداشت و نكوداشت مساجد:

3-   سه  ‏شنبه  11   خرداد  روز  جهاني  بدون  دخانيات:

4-   چهارشنبه  12  خرداد سالروز در گذشت آزاده سرافراز سيد علي اكبر ابوترابي (1379 هـ . ش):

5-   بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم دانش‏ آموختگي دانشجويان دانشگاه امام حسين(ع):

6-    اما مجلس خبرگان رهبری ‏‏‏:

7-   درخواست همه کشاورزان از  مسولین جهاد کشاورزی شهرستان به توجه بیشتر به  کشاورزان:

=====================

نماز جمعه 07/03/1395

مشروح خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(27) (حق همسایه(نرم خويى و پرهيز از بدگويى))

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین نَحمَدُهُ وَنَستَعینُه و نَستَغفِرُه وَ نَتَوَکّلُ علَیه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّم علی حَبیبِه وَ نَجیبه وَ خیَرَتِه فی خَلقه وَ حافِظِ سِرّه وَ مُبَلِّغِ رِسالاته سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد(ص) وَ علی آلِه الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبینَ الهُداةِ المَهدیین المَعصومین سیَّما بَقیَّهَ اللهِ فی الاَرَضین وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی:فِی الکافی عَنِ الصَّادِقِ عَلیه‌ِ السَّلام: « کَتَبَ رَجُلٌ إِلَی أَبِی ‌ذَرٍّ ...»

حضرت امام صادق علیه ‌السلام می ‌فرمایند: یک نفری در نامه‌ ای به جناب ابی ‌ذر نوشت: « یَا أَبَاذَرٍّ أَطرِفنِی بِشَیءٍ مِّنَ العِلم...» از دانش و معرفتی که داری سخن طرفه و تازه ‌ای برای ما بیان کن.

« فَکَتَبَ إِلَیه: إِنَّ العِلمَ کَثِیرٌ؛ إِن قَدَرتَ لَا تُسِیءَ إِلَی مَن تُحِبُّهُ، فَافعَل....» [جناب ابی ‌ذر برای او نوشت:] برای تو می‌ گویم و آن این است:اگر بتوانی به کسی که او را دوست می‌ داری بدی نکنی، این کار را بکن.یعنی سعی تو این باشد به کسی که او را دوست می‌ داری بدی نکنی.

« قَال فَقَالَ لَهُ: وَ هَل رَأَیتَ أَحَداً یُسیءُ إِلَی مَن یُحِبُّه؟» آن شخص به جناب ابی‌ ذر گفت -لابد در نامه ‌ی بعدی نوشته- که:جناب ابی ‌ذر! این هم شد حرف!؟ که به کسی که دوست داری بدی نکن! آیا تا حالا دیدی کسی را که کسی را دوست بدارد در عین حال به او بدی بکند!؟ این چه حرفی است!؟

« فَقَالَ لَه: نَعَم نَفسُکَ أَحَبُّ الأَنفُسَ إِلَیک فَإِن أَنتَ عَصَیتَ اللهَ تَعَالَی فَقَد أَسَأتَ إِلَیهَا» جناب ابی ‌ذر در جواب او فرمود: بله، دیدیم؛ خود تو محبوب ‌ترین موجودات و انسان‌ های عالم پیش خودت هستی؛ خودت را خیلی دوست می ‌داری؛ از همه بیشتر خودت را دوست می ‌داری؛وقتی معصیت می ‌کنی، به این محبوب خودت که نفس خودت و شخص خودت است بدی کرده ‌ای.

پس ببین که می ‌شود انسان چیزی را دوست بدارد و به آن بدی بکند که آن عبارت است از نفس انسان. ( الشافی؛ صفحه ۸۶۷)

اما موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) است که یکی دیگر از آن حقوق را که حق همسایه است را بحث می کنیم:

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-      حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم

6-    حق دست

7-   حق پا

8-   حق شکم

9-     حق غریزه شهوت

10-    حق صدقه

11-    حق مال و ثروت:

12-   حق طلبکار:

13-حق همسایه:

در ادامه سخنان گهربار امام سجاد عليه السلام به تعداد ديگرى از حقوق همسايه اشاره مى شود، حضرت مى فرمايند:

حقوق همسايه:

1-     حفظ همسايه در غياب او

2-    بزرگداشت همسايه در حضورش

3-    يارى و كمك به همسايه در حضور و غياب

4-    عيب هاى همسايه را جستجو نكند

5-    عدم استراق سمع

6-    یاری وکمک همسایه هنگام گرفتاری

7-    حسادت نكردن بر نعمت و دارايى همسايه

8-    بخشش و ناديده گرفتن خطاهاى همسايه

9-    حلم و بردبارى نسبت به همسايه

10-  نرم خويى و پرهيز از بدگويى:

حضرت در ادامه مى فرمايند: « و لا تخرُج اءَن تكونَ سِلما له ، تَرُدُّ عنه لسانَ الشَّتيمَةِ.» از راه مسالمت آميز خارج نگردى و بدگويى ديگران را از او دفع كنى .

پنج توصيه اخير حضرت نسبت به همسايه ، براى نفس حسادت است . عدم گذشت و نرم خويى و داشتن زبانى تند و خشن ، ريشه در يك بيمارى پنهانى به نام تندخويى و عصبانيت دارد كه مظاهرش همان است كه در كلام امام سجاد عليه السلام بدان ها اشاره شده است . وقتى انسان دچار بيمارى تندخويى و عصبانيت مى شود؛ به طور طبيعى اگر كسى نسبت به او عمل خلافى را مرتكب شود؛ حاضر به گذشت و اغماض نخواهد بود و سريعا عكس العمل نشان خواهد داد.

ساده ترين عكس العمل ، عكس العمل زبانى و باز كردن زبان به بدگويى و فحش است كه حضرت به صورتى خاص به اين عكس العمل تصريح مى فرمايند.

اكثر مبتلايان به اين بيمارى قادر به مهار عصبانيت خود نيستند كه بالطبع عوارضى بر آن مترتب مى شود. به همين دليل است كه امام عليه السلام نيز اين دو بيمارى و توجه به عوارض ‍ آنها را در كنار هم ذكر فرموده اند.

همان طور كه اشاره كرديم بدزبانى و سوء رفتار، كمترين يا ابتدايى ترين اثر اين دو بيمارى است . غضب و خشم اگر مهار نشود، براى انسان چنان تلخ ‌كامى به بار مى آورد كه هرگز نمى تواند از شيرينى و حلاوت ايمانش ‍ لذت ببرد.

راه هاى مقابله با خشم و عصبانيت :

اكنون در صدد آن هستيم كه به اين سوالات پاسخ دهيم كه چگونه مى توان اين غريزه و نيروى خدادادى را كه خداوند بر اساس مصلحت آفرينش در انسان ها قرار داده ، مهار كرده و از تهييج نابجاى آن و استفاده نادرست و غيرصحيح آن جلوگيرى كرد! چگونه مى توان از طغيان سيل آساى اين غريزه كه به ويرانى آبادى هاى وجود انسان منتهى مى شود، جلوگيرى كرد.

از آن جا كه علت پيدايش اين بيمارى نيز مانند حسد، در خودبزرگ بينى ، كبر، خودباورى افراطى و حب نفس است ، پس بهترين راه درمان :

راه اول ، پرداختن به ريشه ها و علل ايجاد اين كسالت روحى و درمان آنها است.

راه دوم ، توجه به زشتى اين عمل و عوارض سوء آن است: كه ببينيم چگونه انسانى كه قادر به مهار غريزه خشم نيست خود را در اجتماع سبك و خوار مى كند؟ اين فرد هيچ وقت حسن شهرت پيدا نمى كند. تعبيرى است از اميرالمؤ منين عليه السلام كه مى فرمايند: « لا تفضَحوا اءنفسكم ، لِتَشَفُّوا غيظَكم.» براى درمان غيظ و تسلى اين غريزه ، خود را مفتضح نكنيد - چرا كه اگر بخواهيد اين غريزه را با خشونت ارضا كنيد منتهى به آبروريزى و افتضاح مى شود .

خالد می‌ گوید: به محضر حضرت امام موسی کاظم علیه السلام رفتم تا از یکی از دوستانم گله کنم. (از او درخواستی کرده بودم و او خواسته ‌ام را برآورده نکرده بود.) هنوز لب باز نکرده بودم که امام شروع به صحبت کرد و به سه نکته اشاره فرمود:

1- هرگاه لباسی نو پوشیدید، بگویید:«الحمدلله الذی کسانی ما واداری به عورتی و اتجمل به بین الناس.»

2- هر گاه از چیزی شگفت‌ زده شدید، زیاد آن را بازگو نکنید، چرا که همین، باعث خردشدن موضوع می ‌شود.

3- اگر از کسی چیزی خواستید و برآوردنش برای او مقدور نبود، جز به نیکی، از او نام نبرید، که خود باعث می‌ شود خداوند قلب او را نرم سازد و او را به برآوردن خواسته‌ تان ترغیب نماید.

من سر برداشتم و با شگفتی گفتم:« لا اله الا الله.»  امام نگاهی به من نمود و فرمود:«خالد، آنچه را گفتم انجام بده!» (بحار الانوار، جلد 48، صفحه 31، از کشف الغمه.)

انسان ها دو دسته اند: افرادى كه سريع التاثيرند و زود خشمگين مى شوند و در برابر حوادث و برخوردها زود موضع گيرى مى كنند؛ دسته ديگر كسانى كه بردبارند و بر غريزه غضب خود مسلط هستند.

در اجتماع و از ديد مردم انسان هاى گروه اول به عنوان انسان هاى توانمند و مسلط بر نفس ، شناخته نمى شوند و طبعا آبروى اين افراد نيز به اندازه انسان هاى گروه دوم نيست .

 اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايند: « اءن جهِل عليكم جاهل فليَسَعهُ حِلمُكم.»  اگر فردى از روى جهالت كارى كرد - كه موجب خشم شما شد - صبر پيشه كنيد.

روح انسان نبايد آنقدر كم ظرفيت باشد كه در مقابل حوادث و اتفاقات كوچك عكس العمل هاى تند و خشنى نشان دهد.

پس يكى از راه هاى درمان اين بيمارى روحى ، توجه به عواقب سوء تندروى و افراط در غريزه خشم است . وقتى انسان بداند كه خشم افراطى مانند پرتاب كردن خود از بالاى بام به زمين است كه عاقبت آن متلاشى شدن مغز و شكسته شدن همه استخوانهاى او است ، هرگز دست به چنين كارى نمى زند.

وقتى انسان بداند او چه نتيجه اى در پى دارد، در صورتى به انجام آن تشويق مى شود كه بداند ثمره اى نيكو دارد و اگر بداند براى او جز خسران در برندارد، طبعا در انجام آن تامل و صبر خواهد كرد.

انسان عاقل وقتى ببيند كه خشم افراطى ، حكايت از ضعف يا زوال عقل يا جنون مى كند و در اجتماع به بى خردى و نداشتن بينش و روش صحيح مشهور مى شود، در برخوردهاى خود تامل كرده و صبر پيشه مى كند و به عاقبت كار مى انديشد.

گاهى افراد در سايه غضب و جنون دست به كارهاى بسيار خطرناكى مثل قتل نفس مى زنند. بعد از خاموش شدن آتش خشم ، تنبه پيدا مى كنند كه چه فاجعه بزرگى به بار آورده اند و مثلا عزيزترين كس خود را كشته اند و يا در اثر خشم ، ثروت و مال ارزشمندى را كه براى تحصيل آن سالها مشقت و رنج كشيده اند، از دست مى دهند. اين آثار و پيامدها در نهايت ، پشيمانى به بار مى آورد.

حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايند: « مَن غَلَب عليه غضبه و شهوته ، فهو فى حِيّزِ البهائِمِ.» كسى كه غضب و شهوتش بر او غلبه دارد، در زمره چهارپايان است .

يعنى اوصاف او مانند حيوانى است كه قادر به مهار غريزه خشم و شهوت خود نيست . حيوانات داراى چنين صفتى اند كه به محض طغيان غريزه شهوت ، هيچ توجهى به اطراف ندارند كه در ملا و منظر ديگران است ، بلكه بى مهابا به ارضاى غريزه شهوت و خشم مى پردازند. تفاوت انسان با حيوانات در عقل و توجه به جايگاه ، مكان ، زمان و طرف مقابل و توجه به آثار حركتى است كه مى خواهد انجام دهد.

انسانى كه غريزه خشمش طغيان مى كند و بر او غلبه دارد، از محدوده انسانيت خارج مى شود. در نتيجه هر بدى و شرى را مرتكب مى شود.

امام صادق عليه السلام فرمودند: « الغَضَبُ مفتاحُ كلِّ شرّ.» غضب ، كليد همه بدى ها است.

وقتى كه خشمگين مى شويد به خدا پناه بريد؛ چون وقتى خشم طغيان كند و انسان بر آن تسلط نداشته باشد، به هر عمل زشتى روى مى آورد. خشم ، چنان پرده و حجابى مقابل عقل و چشم بصيرت انسان مى كشد كه ديگر هيچ چيزى جز خشم بر وجودش مستولى نمى شود و براى عقل جايى نمى ماند.

راه سوم مهار خشم ، توجه به آثار و فوايد حلم و بردبارى است ؛ زيرا باعث مى شود انسان ، آرامش و سكون خود را در خشم و عصبانيت نبيند و دست به انتقام جويى نزند.

امام سجاد عليه السلام مى فرمايند: « ما تَجَرَّعتُ جُرعة اءَحبَّ الىَّ مُن جُرعة غَيظ لا اءُكافى بها صاحبها.» من نوشيدنى اى ننوشيده ام كه گواراتر از آن خشم و غضبى باشد كه فروخورده ام .

امام عليه السلام در اين روايت فرو بردن خشم را به فرو بردن يك جرعه آب گوارا تشبيه كرده ، مى فرمايند: من هرگز كسى را كه بر او خشم گرفتم ، مجازات نكردم و اين شيرين ترين لحظات زندگى من بوده است .

اگر انسان تشنه باشد، نوشيدنى گوارا براى او بسيار محبوب خواهد بود. انسانى كه خشمگين مى شود مانند تشنه اى است كه دوست دارد عطش خشم را به طريقى خاموش كند. خشم ، مثل احساس تشنگى است . چگونه وقتى انسان احساس تشنگى مى كند، هيجان درونى وى تحريك مى شود، هنگام عصبانيت نيز شبيه آن هيجان بر درون انسان حاكم مى شود و اين هيجان درونى را زمانى مى تواند آرام كند كه انتقام بگيرد و يا كارى انجام دهد، فحشى بدهد، دستى دراز كند و حركتى انجام دهد.

آنچه ذكر شد در مدح فرو خوردن خشم بود. مساءله مورد نظر ما حلم و بردبارى است . اما چرا به كظم غيظ اشاره شد؛ چون حلم و بردبارى بالاتر از كظم غيظ است . كظم غيظ يعنى كسى كه به هيجان در مى آيد و آثار عصبانيت و تندخويى در او مشاهده مى شود، خود را مهار كند، اما حليم و بردبار كسى است كه نفس خود را طورى تربيت كرده است كه هرگز در مقابل پيش آمدها و حوادث ، غريزه خشمش بى جهت طغيان نمى كند. به يقين چنين فردى ، برتر از كسى است كه فقط خشم خود را فرو مى خورد.

در روايتى به نقل از امام صادق عليه السلام درباره كظم غيظ آمده است كه مى فرمايند: « مَن كَظَمَ غيظا و هو يَقدِرُ على اءِمضائِهِ حَشَا الله قلبَهُ اءَمنا و اءِيمانا يوم القيامَةِ.» اگر كسى خشم خود را فرو ببرد در حالى كه قادر به بروز و اعمال آن است ، خداوند متعال روز قيامت او را از آرامش و طمانينه بهره مند خواهد ساخت.

آن جا كه همه ، گرفتار عوارض سوء و وحشت و هول و هراس قيامت هستند، خداوند به او سكون و آرامش خواهد داد.

 امام صادق عليه السلام مى فرمايند: « ما مِن عبد كَظَمَ اءِلَّا زادَهُ الله عزّوجلّ عزّا فى الدُّنيا و الآخرَةِ.» نتيجه كظم غيظ و مهار اين غريزه ، آن است كه خداوند در دنيا و آخرت به فروخورنده خشم عزت و سرافرازى مى دهد.

در قرآن كريم مى خوانيم : « والكاظمينَ الغَيظَ والعافينَ عن النَّاس والله يحبُّ المحسنينَ.» انسان هايى كه به هنگام طغيان غريزه خشم ، آن را فرو مى برند و از جرم مجرم و بدى مردم اغماض كرده ، آنها را مى بخشايند و علاوه بر اين ، احسان هم مى كنند؛ و خداوند دوستدار نيكوكاران است .

كظم غيظ، يكى از بارزترين صفات پسنديده امام سجاد عليه السلام بوده است . در تواريخ معتبر نقل شده است كه امام سجاد عليه السلام كنيزى در منزل داشتند. روزى هنگامى كه آب مى ريختند تا حضرت دستشان را بشويند، ظرف آب افتاد و دست امام عليه السلام مجروح شد. با توجه به اين كه او در خانه امام عليه السلام تربيت شده بود، تا اين اتفاق افتاد آيه « الكاظمينَ الغَيظَ» را تلاوت كرد. امام عليه السلام فرمودند: من خشم خود را فرو بردم . گفت : « والعافين عن الناس» حضرت فرمودند: تو را بخشيدم . گفت : « والله يحب المحسنين» فرمودند: تو را در راه خدا آزاد كردم.

اين نمونه عملى توجه به دستورات اخلاقى شرع مقدس است كه درمان همه بيمارى ها و كسالت هاى روحى و روانى است .

در دعاهاى پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و سلم نقل شده است كه مى فرمودند: « اللهمَّ اءغننى بالعلمِ و زَيِّنى بالحلمِ.» خدايا! مرا با علم ، بى نياز كن و با حلم ، زينت بده .

از اين كلام حضرت معلوم مى شود كه حلم به انسان شخصيتى زيبا و شاداب مى بخشد. زيبايى آن است كه در چشم ديگران خوب به نظر آيد و ديگران از او لذت ببرند.

خداوند، خلقت انسان را اين گونه قرار داده كه از هر نوع زيبايى و بى نظمى ، لذت مى برد. زيبايى به معناى « موزون بودن» است . چهره زيبا، چهره اى است كه چشم و بينى و دهان و كيفيت ترسيم خطوط آن ، موزون تر از ساير چهره ها است . طبعا حلم و بردبارى هم صفتى است براى سيرت انسان .

همان طور كه صورت زيبا مطلوب است ، سيرت زيبا نيز مطلوب است . زيبايى سيرت در گرو بردبارى و حلم است . اگر كسى متصف به صفت حلم شد سيرت او مزين شده است ؛ همان طور كه اگر چهره زيبايى مزين شود، دوست داشتنى تر مى شود، طبعا اگر سيرتى ، به حلم و بردبارى تزئين شود، مقبوليتش بيشتر مى شود.

 از رسول اكرم صلى الله عليه وآله و سلم نقل شده است : « خمس مِن سننِ المرسلين : الحياءُ و الحلمُ و الحجامةُ والسِّواكُ والتعظُّرُ.» پنج چيز از سيره و سنت انبياى الهى است ؛ حيا و خويشتن دارى و حجامت و مسواك كردن و خود را خوشبو كردن.

اصولا اگر انبياى الهى واجد صفت حلم نبودند، هرگز توفيقى در نشر و اشاعه پيام وحى نمى داشتند.

درباره موسى بن عمران عليه السلام نقل كرده اند: او چوپانى مى كرد، بزغاله اى از گله جدا شد و موسى عليه السلام را به دنبال خود كشيد. طبيعى است كه در مقابل اين تخلف و نافرمانى غريزى ، حيوان كه به طور طبيعى بايد همراه گله باشد، اگر از گله جدا شود، چوپان عكس العمل نشان مى دهد؛ مخصوصا اگر در گرما چوپان را بيازارد. وقتى كه موسى عليه السلام به حيوان رسيد او را در آغوش گرفت و دست ملاطفت و نوازش به سر حيوان كشيد و فرمود: كه چرا هم خود را آزردى و هم مرا؟.

در تعبيرى از امام رضا عليه السلام نقل شده است كه مى فرمايند: « لا يكونُ الرَّجلُ عابدا حتَّى يكونَ حليما.» كسى عابد نخواهد بود، جز اين كه حليم و بردبار باشد.

در روايتى از رسول اكرم صلى الله عليه وآله و سلم نقل شده است كه فرمودند: « اِبتَغوا الرَّفعةُ عندَ اللهِ تَحلُمُ عمَّن جَهِلَ عليك و تُعطِى مَن حَرَمَك.» به دنبال بالا بردن مقام خود نزد خدا باشيد در مقابل كسى كه از روى جهل ، عمل ناپسندى انجام مى دهد صبر پيشه كن و آن را كه تو را محروم مى كند از عطاى خود بهره مند ساز.

در تعبير ديگرى از رسول اكرم صلى الله عليه وآله و سلم نقل شده است كه مى فرمايند: « اءِنَّ الرَّجلَ لَيُدرِكُ بالحِلمِ درَجَةَ الصَّائمِ.» گاه انسان در سايه حلم به مرتبه اى مى رسد كه خداوند بزرگ ، آن را براى روزه داران و شب زنده داران شب ها فراهم كرده است .

يعنى بدون اين كه رنج عبادت را متحمل شود و مشقت گرسنگى و بيدارى شب را تحمل كند، خداوند در سايه حلم او همان مرتبه و مقام را به او مى دهد.

ره آورد حلم و بردبارى

روايات و سخنان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام در باب حلم و بردبارى و تخلق به اين خلق ارزشمند، فراوان است كه در آنها، انسان ها را به روش هاى گوناگون به اين صفت برتر توصيه فرموده اند؛ چون نبود اين صفت ، به بسيارى از بلواهاى اجتماعى دوران هاى مختلف دامن زده است ؛

از آن جمله روايتى كه در جلسات قبل نقل كرديم :

شخص اعرابى آمد و از رسول اكرم صلى الله عليه وآله و سلم تقاضاى موعظه كرد. حضرت به او فرمودند: غضب نكن . مرد اعرابى مى گويد: به قبيله ام بازگشتم و ديدم ميان دو قبيله جنگ و نزاعى در گرفته است - در آن شرايط وقتى قبايل به جان هم مى افتند، ديگر افراد سؤ ال نمى كردند كه اين جداى براى چيست ؟ هر كسى در هر قبيله اى كه بود، به عنوان دفاع از قبيله خود، به ميدان مى آمد و گاهى خون هاى زيادى ريخته مى شد - وقتى منازعه بين قبيله خود و قبيله ديگر را ديدم ، به ياد سخن رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم افتادم كه فرمودند: غضب نكن ! رفتم و از ماجرا سؤ ال كردم و مطلع شدم و توانستم در سايه همين كلام پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه وآله و سلم دو قبيله را صلح دهم.

متاسفانه بسيارى از نابسامانى هاى اجتماعى امروز و حوادثى كه حتى در كانون كوچك ، مانند خانواده و يا ميان همسران ، برادران ، فرزندان و... اتفاق مى افتد، به اين دليل است كه افراد از آغاز سعى نكرده اند اين صفت زيبا و ارزشمند را كه مايه زينت و جلال و شوكت انسانى بشر است ، در خود ايجاد كنند.

در حق همسايه ، امام سجاد عليه السلام ، مى فرمايند: « تَرُدُّ عنهُ لسَانَ الشَّتيمَةِ.» منشا بدگويى ، عصبانيت و فقدان حلم و بردبارى است . طبيعى است كه اولين عكس العمل تهييج غريزه خشم در زبان انسان ظاهر مى شود؛ يعنى وقتى انسان خشمش طغيان كرد، اولين راهى كه براى تسلى دل خود مى آزمايد، بدگويى و دشنام است .

دعـــــــــــــــا

سوره

مشروح خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَلاهُ وَ السَلامُ علی سَیِدِنا وَ نَبیِّنا ابی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آلِهِ الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبین سیَّما علی امیرِ المومِنین وَ الصدیقَهِ الطاهِرَه سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین سِبطَیِ الرَّحمَه وَ اِمامَی الهُدی وَ علی بنِ الحُسَین وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَر وَ علی بنِ موسی وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ علی بنِ مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ علی وَ الخَلف القائِمِ الحُجَه حُجَجِکَ علی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فی بِلادِک . وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین وَ استَغفِرُ اللهِ لی وَ لَکُم.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: در ابتدای خطبه دوم هم خودم و هم شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      جمعه 7 خرداد افتتاح  ادوار نه ‏گانه مجلس شوراي اسلامي:

امام خمینی (ره) فرمودند : من حالا هيچ نگراني ندارم، چون اكثر افراد را مي ‏شناسم و مي‏ دانم كه اكثراً متعهد و متدين هستند، بلكه نگراني من از اين است كه نكند سستي كنيم و در پياده‏ كردن اسلام، دقت لازم را ننماييم، بعداً اشكال پيش بيايد. نكند مثل مشروطه شود كه آقايان تلاش كردند و مشروطه را بنا گذاشتند، آن‏ وقت چند نفر از سياسيون مستبد، مشروطه‏ خواه شدند و حكومت را گرفتند و هر دوره مجلس را بدتر از دوره قبل تشكيل دادند. امروز من هيچ ‏ترسي ندارم، ولي ‏ترسم از آن است كه مبادا ما مسائل را به‏ صورتي محكم، تحويل دسته بعد ندهيم،ترسم از آن است كه مبادا از حرفهاي خارجيها بترسيم و در پياده ‏كردن احكام خدا سستي كنيم.

لذا امام راحل برای مجلس انقلابی و اسلامی چند ویژگی بیان می کند که عبارتند از :

الف- اجتناب از اختلاف‏

كليه چيزهايي كه در آن بوي اختلاف مي ‏آيد، اين بلا اشكال از شيطان است كه دشمن قسم‏ خورده است كه ما را منحرف كند.

ب- عادت‏ دادن خود به ساده‏ زيستي‏

اگر بخواهيد بي‏ خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابرقدرتان و سلاح هاي پيشرفته آنان و شياطين و توطئه ‏هاي آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان به در نكند، خود را به ساده ‏زيستن عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد. مردان بزرگ كه خدمت هاي بزرگ براي ملتهاي خود كرده ‏اند، اكثر ساده ‏زيست و بي ‏علاقه به زخارف دنيا بوده ‏اند.

ج- اجراي قانون، نه اجراي تمايلات خود

زمامدار جامعه اسلامي كسي است كه با برادرش، عقيل، چنان رفتار مي‏ كند تا هرگز درخواست تبعيض اقتصادي و اضافه كمك از بيت ‏المال نكند. دخترش را كه از بيت‏ المال، عاريه مضمونه گرفته، بازخواست مي ‏كند و مي ‏فرمايد اگر عاريه مضمونه نبود، تو اولين ‏هاشميه ‏اي بودي كه دستت قطع مي ‏شد! ما چنين حاكم و زمامداري مي‏ خواهيم. زمامداري كه مجري قانون باشد؛ نه مجري هوسها و تمايلات خويش.

د- خودكفايي و استقلال همه‏ جانبه‏

وصيت من به همه، آن است كه با ياد خداي متعال به‏ سوي خودشناسي و خودكفايي و استقلال با همه ابعادش به پيش رويد و بي ‏ترديد دست خدا با شما است.

و- ايستادگي محكمتر مقابل جهانخوران‏

من بار ديگر از مسؤولين بالاي نظام جمهوري اسلامي مي ‏خواهم كه از هيچ‏ كس و از هيچ‏ چيز جز خداي بزرگ نترسند و كمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد عليه فساد و فحشاي سرمايه ‏داري غرب و پوچي و تجاوز كمونيزم نكشند .امروز غرب و شرق به ‏خوبي مي ‏دانند كه تنها نيرويي كه مي‏ تواند آنان را از صحنه خارج كند، اسلام است.

مقام معظم رهبری نیز فرمودند : شاكله مجلس شوراي اسلامي بايد بناي مرتفع مواضع اصولي باشد. معيار هم، فرمايشات امام و وصيتنامه امام و همين بيست و چند جلد بيانات امام است؛ اين معيار است. نگاه كنيم ببينيم مجموعه بيانات امام چه رفتاري را، چه جهتگيري ‏اي را براي انقلاب و براي نظام جمهوري اسلامي‏ ترسيم مي‏ كند؛ روي اين مواضع بايستي ايستاد؛ بايد شاكله مجلس اين باشد. اگر اين شد، آن‏ وقت در پرتگاه هولناك فرو غلتيدن در نظام سلطه ما دچار نخواهيم شد؛ در يك چنين پرتگاه هولناكي فرو نخواهيم غلتيد؛ والّا اگر اين نشد، خطرات در اين‏ زمينه زياد است.

2-     جمعه 7 خرداد 20 شعبان آغاز دهه بهداشت و نكوداشت مساجد:

امام خميني(ره): «مسجد محلي است كه از آن بايد امور اداره شود.»

حضرت آيت ‏الله خامنه ‏اي: «جايگاه عبادت و پايگاه سياست، دوگانه ‏هاي به هم پيوسته ‏اي است كه تصوير مسجد اسلامي و فاصله آن با عبادتگاه ‏هاي رايج اديان ديگر را نمايان مي ‏سازد.»

مساجد در زمینه های مهمی باید فعالیت داشته باشد همانگونه که در زمان پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) داشت که عبارتند از:

1-      فعاليت سياسي‏

بدون ‏ترديد در كنار كاركرد ديني، وسيعترين كاركرد مساجد در صدر اسلام كاركرد سياسي آن ‏ها بود به ‏طوري‏كه مسجد رسماً يك نهاد سياسي در جامعه به ‏شمار مي‏ رفت. حضور نسبتاً دائمي نبي اكرم(ص) به‏ عنوان امام و رهبر جامعه در مسجد، توجه خاص عمومي به اين نهاد را دو چندان مي‏ كرد. در واقع سكونت رسول اكرم(ص) در مسجد بر اهميت ويژه آن افزود؛ به ‏گونه ‏اي كه مسجد مركز سياسي جامعه مسلمين شد.

2-      كاركرد اجتماعي و قضايي‏

كاركرد اجتماعي ديگر مساجد در صدر اسلام را بايد در حديثي از امام باقر(ع) جستجو كرد. حضرت مي‏ فرمايد: همانا مساكين و فقرا در عهد رسول خدا در مسجد سكونت مي‏ گزيدند؛ اشاره به اين دارند كه مساجد خانه اميد فقرا و محل سكونت موقت آن ‏ها بود. نمونه بارز اين ‏گونه افراد در صدر اسلام اصحاب صفه هستند.

3-      مساجد، ملجأ غريبان و در راه ماندگان ‏

در شهرهاي اسلامي هرگاه فرد تازه ‏واردي داخل مي ‏شد كه در آن شهر كسي را نمي‏ شناخت يكسره به‏ سراغ مسجد آن شهر مي ‏رفت. در مدت اقامت خود در آن ‏جا سكني مي ‏گزيد.

4-      مساجد داراي كاركرد قضايي‏

در دوران پيامبر تقريباً تمامي مسائل حقوقي و اختلافات ميان مردم كه نيازمند رسيدگي بود در مسجد صورت مي‏ گرفت و پيامبر اكرم(ص) ميان مردم به عدالت قضاوت مي‏ كردند. حتي پيامبر در مسجد قوانين حقوقي وضع كردند و براي مسجد و منبرشان حقوقي قائل شدند كه ازجمله آن ‏ها مراسم سوگند خوردن بود.

جمع‏ بندي‏

مي‏ خواهيم بگوييم اين كاركردها فقط در تاريخ نبايد باشد بلكه مسولين مي ‏توانند از اين ‏ها در جامعه كنوني استفاده كنند. چرا مواردي را كه مي ‏شود در مسجد اجرا كرد يا در كنار مسجد اجرا كرد، خارج از مسجد مي‏ برند.مسولین باید بیایند در مسجد و به مشکلات مردم رسیدگی کنند نه اینکه در دفتر خود منتظر باشند تا کسی بیاید و چقدر معطل بشود تا به مشکلش رسیدگی شود .

بنابر این لازم است که مساجد را جهت ماه رمضان و میهمانی ماه خدا آماده کنید خصوصا اقدامات لازم برای حضور روحانی و مبلغ در مساجد.

3-   سه  ‏شنبه  11   خرداد  روز  جهاني  بدون  دخانيات:

سیگار، راه تاریکی است که پایانی جز مرگ ندارد. سیگار، کشنده ترین وسیله به ظاهر تفریحی به شمار می آید که به دست انسان ساخته شده و تاکنون افراد بسیاری را به گرداب هراس انگیز مرگ کشانده است. چنان که بررسی ها نشان داده، سیگار سالانه چهار میلیون نفر را به کام مرگ فرو می برد.

استعمال دخانیات، ظلم آشکار:

روزانه، میلیون ها سیگار دود می شود و عوارض جسمی و روانی بسیاری برای خود شخص، خانواده و اطرافیان او پدید می آورد، از سلامت جامعه می کاهد و بر آلودگی هوا می افزاید.

استعمال دخانیات، اسراف:

سیگار، هزینه های مالی هنگفتی را به خانواده و جامعه تحمیل می کند، از جمله هزینه خرید سیگار، درمان بیماری های ناشی از آن و هزینه برخی از خسارت های دیگر، هم چون آتش سوزی هایی که به استعمال دخانیات نسبت داده اند.

استعمال دخانیات، دریچه ای به اعتیاد:

کارشناسان مسایل بهداشتی و تربیتی، براین باورند که استعمال دخانیات، سبب بروز بسیاری از ناهنجاری های رفتاری، از جمله اعتیاد می شود.اصلا استعمال دخانیات، نوعی اعتیاد است.

« امر به معروف و نهی از منکر»، یکی از راه های کنترل و مبارزه با کج روی های اجتماعی است که کارایی مؤثری دارد.

4-   چهارشنبه  12  خرداد سالروز در گذشت آزاده سرافراز سيد علي اكبر ابوترابي (1379 هـ . ش):

مجاهد نستوه و عالم وارسته مرحوم حجت‏ الاسلام و المسلمين سيدعلي ‏اكبر ابوترابي، دلاورمردي است كه بيش از ده سال رنج اسارت را به جان خريد و در سياه ‏ترين ايام تاريخ معاصر، هدايت نسلي را به‏ عهده گرفت كه با استقامت خونين خود، صفحات زرّيني در سينه تاريخ به ثبت رساندند. او هدايت و رهبري را به اردوگاه دشمن كشانيد و شمّه ‏هايي به ‏ياد‏ماندني از صفحات پسنديده الهي را در برابر آن ‏ها به معرض نمايش گذاشت و اين باعث شد كه دشمن بارها به عظمت او اعتراف كند.

شهید ابوترابی آن عارف شيدايي بود که در مقابل هيچ دشمني عاجز نمي ‏شد. سيد علي ‏اكبر ابوترابي، نمودار تحمل، مقاومت، خدامحوري، آرامش، تواضع و در يك كلام، مجمع خوبي‏ ها بود،

يكي از آزادگان در مورد مرحوم ابوترابي مي‏ گويد: «عراقي ‏ها او را به ‏عنوان يك روحاني سرشناس ايراني مي ‏شناختند. بنابراين، هميشه زير نظرش داشتند و برايش محدوديت ايجاد مي ‏كردند. سيد، شيوه زندگي را به‏ خوبي فرا گرفته بود و تغيير اوضاع و مكان‏ ها او را خسته نمي‏ كرد. عراقي ‏ها هر از چند ماه، او را از اين اردوگاه به آن اردوگاه يا به بغداد مي ‏فرستادند. تلاش مي‏ كردند تا در آرامش قرار نگيرد، اما همه اين دربه‏ دري‏ ها و فشارهاي جسمي و تنگناهاي به ‏وجود‏آمده، روح او را بي ‏تاب نمي‏ كرد و كسالت و اندوه بر وي غالب نمي ‏شد و هيچ‏ گاه او را از انجام رسالت و مسؤوليتش بازنمي ‏داشت.

تأثيرگذاري بر دشمن‏؛ نقل شده است كه برخي از نگهبانان عراقي، در حضور حاج آقاي ابوترابي از نشان دادن شلاّق، شرم مي ‏كردند و با رسيدن ايشان آن‏ را پنهان مي ‏ساختند. رهبري معنوي ايشان توانسته بود تا اين مقدار تأثير بگذارد. گاه براي ايجاد آرامش در اردوگاهي كه بحران عمومي درآن به ‏وجود آمده بود و عراقي ‏ها از حل آن ناتوان شده بودند و به نظر مي ‏رسيد تنها راه باقي ‏مانده، سركوب شديد و كشتار آزادگان است، وجود ايشان موجب تغييرات اساسي در تصميمات بعثي‏ ها گرديد. يكي از برادران آزاده مي ‏گويد: برخورد عراقي ‏ها با حاج آقا، در ظاهر به‏ عنوان اسير بود، ولي در باطن، قلبا دوستش داشتند.

يكي از بستگان مرحوم ابوترابي مي‏ گويد: وقتي به ايشان گفته مي‏ شد مقداري استراحت كنيد، جوابشان اين بود كه بعدا خيلي استراحت خواهيم كرد. اين دنيا كه تمام شود، فرصت براي استراحت كردن زياد است، ولي الآن وقت عمل است. امروز، روز عمل است و ظاهرا حساب و كتاب به آن صورت نيست. حالا ممكن است حساب و كتابِ دنيايي باشد، ولي خداوند امروز حساب نمي‏ كشد و امروز، روز عمل و فردا، روز حساب است و ديگر فرصت عمل نخواهد بود.

یادش گرامی باد و انشاءالله ما هم به او تاسی کنیم.

5-   بيانات رهبر معظم انقلاب در مراسم دانش‏ آموختگي دانشجويان دانشگاه امام حسين(ع):

به دو محور از بيانات مقام معظم رهبری می پردازم:

الف: مفهوم قرآني جهاد كبير: در كتاب شريف كافي از حضرت نبي اعظم(ص)  چنين گزارش شده است: «عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ(ع) أَنَّ النَّبِيَّ(ص) بَعَثَ بِسَرِيَّةٍ فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ‏اللهِ(ص) وَ مَا الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ النَّفْسِ.» (الكافي، جلد 5 ؛باب وجوه الجهاد. . . . صفحه9)

اما منظور از جهاد كبير كه قرآن كريم به پيامبر(ص) دستور مي ‏دهد كه آن‏ را در پيش بگيرد چيست؟ رهبر معظم انقلاب در توضيح اين امر بيان مي ‏دارند: امروز جنگ نظامي مطرح نيست؛ امروز براي كشور ما جنگ نظامي سنتي و متعارف احتمال بسيار بسيار ضعيفي است لكن جهاد باقي است؛ جهاد يك چيز ديگر است. جهاد فقط به‏ معناي قتال نيست، فقط به ‏معناي جنگ نظامي نيست؛ جهاد يك معناي بسيار وسيع‏ تري دارد. در بين جهادها جهادي هست كه خداي متعال در قرآن آن ‏را «جهاد كبير» نام نهاده: « و جاهدهم به جهادا كبيرا» ؛ در سوره ‏ي مباركه‏ ي فرقان است؛ «بِه» يعني به قرآن، «جاهدهم به» يعني به ‏وسيله‏ ي قرآن با آن ‏ها جهاد كن؛ «جهادا كبيرا». اين آيه در مكّه نازل شده. درست توجّه كنند جوانهاي عزيز! در مكّه جنگ نظامي ‏مطرح نبود؛ پيغمبر و مسلمانها مأمور به جنگ نظامي نبودند، كاري كه آن‏ ها مي‏ كردند كار ديگري بود؛ همان كار ديگر است كه خداي متعال در اين آيه‏ ي شريفه مي‏ گويد: « و جاهدهم به جهادا كبيرا». آن كارِ ديگر چيست؟ آن كارِ ديگر، ايستادگي و مقاومت و عدم تبعيّت است. « فَلاتُطِعِ الكافِرينَ وَ جاهدهم بِه جِهادًا كَبيرًا»؛ از مشركين اطاعت نكن. اطاعت نكردن از كفّار همان ‏چيزي است كه خداي متعال به آن گفته جهاد كبير.

تبعيّت نكردن در كجا؟ در ميدان هاي مختلف؛ تبعيّت در ميدان سياست، در ميدان اقتصاد، در ميدان فرهنگ، در ميدان هنر. در ميدان هاي مختلف از دشمن تبعيّت نكن؛ اين شد «جهاد كبير».

بر اين اساس جهاد كبير يعني ايستادگي و مقاومت و عدم تبعيّت. به تعبير رهبر معظم انقلاب اين تبعيّت نكردن آن‏ قدر مهم است كه خداي متعال، پيغمبر خود را مكرّر به آن توصيه مي ‏كند. آيه ‏ي تكان ‏دهنده ‏ي اوّل سوره ‏ي مباركه‏ ي احزاب: «يا اَيُّهَا النَّبِيُّ اتَّقِ اللهَ وَ لاتُطِعِ الكافِرينَ وَ المنافقين»؛ اي پيغمبر! تقوا داشته باش و از كافران و منافقان تبعيّت نكن؛ « اِنَّ اللهَ كانَ عَليمًا حكيمًا»، ما مي ‏دانيم مشكلات تو را، ما مي ‏دانيم فشارهايي كه بر تو وارد مي ‏كنند تا تو را وادار به تبعيّت كنند - تهديد مي‏ كنند، تطميع مي ‏كنند- امّا شما مراقب امر و نهي الهي باش، « اِتَّقِ اللهَ»، حواست جمع باشد. « وَ لاتُطِعِ الكافِرين» ؛ اين اطاعت نكردن از كافرين، آن چيز بزرگ و مهمّي است كه خداي متعال با اين لحن با پيغمبرش حرف مي ‏زند. خب، اطاعت از كافرين نكن، پس چه‏ كار كن؟ « وَ اتَّبِع ما يوحي اِلَيكَ مِن رَبِّكَ اِنَّ اللهَ كانَ بِما تَعمَلونَ خَبيرًا»؛ از آن‏ ها تبعيّت نكن؛ تو برنامه داري؛ تو برنامه‏ ي كار داري ، برنامه ‏ي زندگي داري؛ وحي الهي تو را تنها نگذاشته است؛ قرآن در اختيار تو است، اسلام در اختيار تو است، برنامه‏ ي اسلام در اختيار تو است؛ اين‏ راه را برو. ببينيد اين‏ ها همه آيات اوّل سوره‏ ي احزاب است؛ پشت سر هم؛ اوّل، « اِتَّقِ اللهَ وَ لاتُطِعِ الكفِرينَ وَ المُنفِقين» ؛ بعد، « وَ اتَّبِع ما يوحي اِلَيكَ مِن رَبِّك.»

امروز ملت ايران و جوانان مومن و متدين آن موظف به همان جهادي شده ‏اند كه رسول خدا(ص) راه آن‏ را به آنان نشان داد و قرآن كريم مسير آن‏ را پيش روي آن ‏ها گشود. ملت ايران در تداوم مسير انبياء و در الگوگيري از حضرت ختمي مرتبت اكنون موظف به جهاد كبير شده است. يعني ايستادگي و مقاومت در برابر دشمن به ‏ظاهر مسلط ولي در باطن شكست ‏پذير و پوشالين. ملت ايران موظف است كه بار اين جهاد كبير را به دوش بكشد و تا سرمنزل نصرت الهي و حمايتي كه خداي متعال به مؤمنان وعده داده است برساند. البته روشن است كه اين جهاد چنان‏ كه قرآن كريم  بر آن نام نهاده است، جهادي ساده و سبك نيست بلكه جهادي بزرگ و كبير است، اما از ملتي كه در جبهه جهاد اصغر و جهاد اكبر به خدا توكل كرده است و در راه تحقق اهداف ديني تلاش مي ‏كند، از اقدام به جهاد كبير و پيروزي در آن برمي ‏آيد. ان ‏شاء‏الله.

ب: خرمشهرها در پيش است‏:

بخش مهم ديگري از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در اين ديدار، تأكيد بر اين نكته بود كه جوانان ايران خرمشهرهايي مهم و تأثيرگذار را در پيش دارند كه بايد آن‏ را آزاد سازند. اين جمله رهبر معظم انقلاب علاوه بر اين‏ كه به ‏لحاظ ادبي و استعاري از زيبايي خاصي برخوردار است، بيانگر حقايقي مهم است كه بايد بر آن تأكيد كرد و به محتواي آن توجه نمود.

فتح و آزادسازي خرمشهر در حقيقت نشاني از پيروزي ملت ايران پس از غلبه بر خيانت ‏هاي داخلي‏ است. اين دوره از تاريخ دفاع مقدس درس ‏آموز و عبرت‏ آميز است. وحدت و گذر از مشكلات داخلي و تلاش براي غلبه در دشمني كه از سوي همه جهانيان مورد حمايت قرار گرفته است با اتكاء به نيروهاي داخلي و اعتماد به خداي متعال. اين آن‏چيزي است كه فتح خرمشهر را به‏ دنبال آورد.

اما رهبر معظم انقلاب متذكر شدند كه خرمشهرهايي كه پيش روي ملت ايران است، در جنگ نظامي نيست. ايشان بيان داشتند كه « جوانهاي عزيز! بچه ‏هاي عزيز من! فردا مال شما است، آينده مالِ شما است؛ شما هستيد كه بايد اين تاريخ را با عزّتش محفوظ نگه داريد؛ شما هستيد كه اين بارِ مسؤوليّت را بردوش داريد؛ خرّمشهرها در پيش است؛ نه در ميدان جنگ نظامي، بلكه در يك ميداني كه از جنگ نظامي سخت‏ تر است. البتّه ويراني ‏هاي جنگ نظامي را ندارد؛ به ‏عكس، آباداني به ‏دنبال دارد، امّا سختي ‏اش بيشتر است.

میدان هایی که در آنها باید مبارزه کرد تا مثل خرمشهر به فتح و پیروزی رسید:

اقتصادی: اقتصاد مقاومتي، يعني بخش اقتصاديِ اين سياستِ بزرگ و اساسي، مقاومت اقتصادي است. به عنوان مثال واگذاري ساخت نيروگاه ‏ها و واحدهاي پتروشيمي را به خارج متوقف كنيد.

فرهنگی: اين‏كه گفتيم جوانهاي مؤمن و حزب‏ اللّهي و انقلابي كارهاي فرهنگي خودجوش را رها نكنند و دنبال بكنند و همه ‏ي دستگاه‏ هاي فرهنگي كشور را دعوت كرديم و مي‏ كنيم كه در اين ‏جهت حركت كنند، اين، بخش فرهنگيِ اين عدم تبعيّت است، اين جهاد بزرگ است، جهاد كبير است.

يكي از مسائلي كه در نهي از منكر در جامعه بايد به آن توجه كافي شود، منكرات رايج در جامعه است. منكراتي كه اگر از آن ‏ها جلوگيري نشود مانند موريانه روزبه ‏روز پايه ‏ها و ستون ‏هاي اصلي جامعه را نابود مي ‏كند و مسلما راهي كه اين‏ جامعه در پيش مي ‏گيرد به ناكجا آباد ختم مي ‏شود.

پديده ‏اي به نام فساد و فحشاء در مسنجرهاي مجازي كه امروزه شاهد بروز و ظهور آن در جامعه اسلامي‏ هستيم، مسأله ‏اي كه به جرأت مي ‏توان از آن به فاجعه قرن بيست و يكم نام برد.

مردان و زناني كه شب و روز در مسنجرهاي مختلف در فضاي مجازي از جمله مسنجر ياهو به ‏دنبال گزينه ‏هايي هستند تا شايد به خواسته ‏هاي شيطاني خود دست پيدا كنند.

برخي از افرادي كه در اين مسنجرها حضور دارند تنها با زدن يك كد چند رقمي، تمام آرمان ‏ها و اعتقادات اصيل خود را فراموش كرده، حرف‏ هايي را به زبان مي ‏آورند و خواسته‏ هايي را مطرح مي ‏كنند كه هرگز در شأن و منزلت يك انسان نيست چه رسد به شأن و منزلت يك مسلمان. خداوند متعال انسان‏ ‏‏ها را از پيروي اين وسوسه ‏ها برحذر داشته، مي‏ فرمايد: « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيْطانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكر(21)» (سوره نور)

خطوات شیطان عبارتند از : انحرافات و روابط جنسي آلوده و پليد؛ خداوند متعال مي ‏‏‏فرمايد: « وَ لاتَقْرَبُوا الزِّني إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلاً (32) » (سوره إسراء)

همجنس‏ بازي است كه افراد زيادي در جستجوي جنس موافق خود، شب و روز مسنجرهاي مختلف را جستجو مي ‏كنند. مسأله ‏اي كه پيامبر اكرم(ص) از آن اظهارترس كرده و اين‏گونه فرموده است: « إنّ أخوَفَ ما أخافُ علي اُمّتي مِن عَمَلِ قَومِ لُوطٍ.» (ترغيب، جلد‏3، صفحه‏285 )

انفرادي شدن زندگي اجتماعي افراد و رفتن در لاك خود در ميان خانواده.

خلاصه، ای مردم  بیدار بشوید حريم خانواده، آماج دستبرد بيگانگان‏ قرار می گیرد . ايجاد موج بي ‏غيرتي و بي‏ عفتي در ميان جوانان كشورها توسط شبكه‏ ها و درگاه‏ هايي صورت مي‏ گيرد كه قصد استحاله و اضمحلال دروني باورها و فرهنگ آن افراد را دارند.

6-    اما مجلس خبرگان رهبری ‏‏‏:

در ابتدا انتخاب حضرت آیت الله جنتی را به عنوان ریاست مجلس خبرگان تبریک عرض می کنم و این انتخاب نشان داد که دشمنان ما چه داخلی و چه خارجی در نفوذ در مجلس خبرگان رهبری شکست خورده اند و مجلس خبرگان رهبری یک مجلس انقلابی است .

اما مقام معظم رهبری در سخنان خود در جمع اعضای خبرگان در سه بخش بود:

اول: مربوط به هویّت این مجلس است که مجلس خبرگان یک موهبت است از طرف پروردگار، چیز عظیمی است. چون این یک مجموعه ‌ای است از علما و صاحب‌ نظران و خبرگان دینی و علمی از سراسر کشور که هر سال حالا دو مرتبه، اگر اقتضا کند بیشتر - به‌ مناسبت آن مسئولیّت، دُور یکدیگر جمع می شوند و ظرفیّت عظیمی را به وجود می‌ آورند برای تبادل نظر، برای فکر کردن، برای هماهنگ شدن.

با توجّه به این هویّت برجسته و متعالی، این مجلس می تواند در جهت هدف های انقلاب کارهای بزرگی را انجام بدهد. بنده در چند سال قبل از این - شاید در یکی دو دوره ‌ی قبل از این- در همین مجلس گفتم که شما می توانید درباره ‌ی مسائل گوناگون قطعنامه صادر کنید؛ درباره ‌ی یک مسئله ‌ی خاص متمرکز بشوید، [بگویید] این خواستِ مجلس خبرگان است؛ مجلس خبرگان هم منتخب مردمند، خودشان هم آدمهای معمولی و متعارف نیستند، با مردم مرتبطند، مردم به اینها اعتماد دارند، خودشان اهل خبره ‌اند، اهل نظرند، اهل تشخیصند؛ در مسئله ‌ای که تشخیص میدهند، می توانند یک درخواستی داشته باشند، یک خواسته‌ ای داشته باشند؛ یا از رهبری یا از دولت یا از قوه ‌ی قضائیه یا از مجلس یا از دستگاه ‌های مختلف.

دوم: مسیر و جهت‌ گیری این مجلس است در یک جمله به اعتقاد حقیر، مسیر انقلاب و هدف های انقلاب، مسیر این مجلس است؛ یعنی این مجلس بایستی در مسیر انقلاب و هدف های انقلاب حرکت کند.

هدفهای انقلاب چیست؟ در درجه‌ی اوّل حاکمیّت اسلام است؛ مقاومت در مقابل سلطه‌ی استکبار، یکی از اهداف انقلاب است. دشمن چند جور حمله می کند: یک جور حمله‌ های سخت است؛ جنگ سخت؛ این را دشمن تجربه کرد و شکست خورد؛ دشمنان از امام به ‌معنای واقعی کلمه مرعوب بودند؛ « کَاَنَّهُم حُمُرٌ مُستَنفِرَةٌ * فَرَّت مِن قَسوَرَةٍ؛ مثل فریاد شیری که میترسانَد حیوانها را، فریاد امام و نوای امام اینها را می ترساند، مرعوب می شدند. خب، اینها در این مرحله شکست خوردند.

 مرحله ‌ی دیگری از مقابله و معارضه ‌ی آنها، عبارت بود از حمله‌ ی نرم. حمله ‌ی نرم یک نوعش همین چیزهایی است که مشاهده کردید: تحریم اقتصادی، تبلیغات اغواگر و امثال اینها.

مرحله ‌ی سوّم جنگ نرم است؛ آن عبارت است از نفوذ در مراکز تصمیم‌ سازی و تصمیم ‌گیری؛ آن عبارت است از نفوذ برای تغییر باورهای مردم؛ آن عبارت است از نفوذ برای تغییر محاسبات.  اینجا جای همان جهاد کبیری است که من چند روز قبل از این مطرح کردم؛ « فَلا تُطِعِ الکفِرینَ وَ جهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا» ؛

سوم: ما باید کشور را از اقتدار برخوردار کنیم؛ کشور باید قوی بشود. راه بقای انقلاب، راه پیشرفت انقلاب و راه تحقّق هدفهای انقلاب، به ‌معنای وسیع کلمه، عبارت است از اینکه ما کشور را مقتدر کنیم. اگر کشور قوی شد، از استکبار هم می شود امتیاز گرفت؛ این را من به شما عرض بکنم. اگر کشور ضعیف بود، استکبار که هیچ، ابرقدرت‌ ها که هیچ، دولتهای بی ‌عُرضه و ضعیف و حقیر هم از آدم طلبکاری می کنند؛ اگر ضعیف شدیم، این‌ جوری خواهد شد، [امّا] اگر قوی شدیم، نه.مانند مسئله هسته ای چون که قدرت داشتیم توانستیم از دشمنان خود نیز امتیاز بگیریم.

مقام معظم رهبری فرمودند :ملاک انقلابی بودن در این مجموعه ‌ها چیست، بنده به نظرم می رسد ملاک انقلابی بودن، تقوا است، شجاعت است، بصیرت است، صراحت است، نترسیدن از «لَومَةَ لآئِم» است.

7-   درخواست همه کشاورزان از  مسولین جهاد کشاورزی شهرستان به توجه بیشتر به  کشاورزان:

در جهت سهل کردن طرح خرید تضمینی گندم و جو است که مسولین تلاش کنند تا کشاورزان گرفتار دلالان نشوند و محصولات خود را به راحتی و در مدت زمان کوتاهی تحویل بدهند .در این شرایط نامطلوب اقتصادی کشاورزان عزیز دستور مقام معظم رهبری را مبنی بر شعار سال یعنی اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل را به اجرا در آوردند و پس از چندین ماه زحمت و تلاش و هزینه های تولید و از جیب خوردن حال نوبت دیدن حاصل زحمات خود هستند که شایسته است مسولین محترم شهرستان در جهاد کشاورزی با تلاش و جدیت در اجرای قوانین ذائقه کشاورزان عزیز را شیرین کنند و نگذارند با سردرگمی و در صفهای طولانی معطل شدن و مسیر طولانی را طی کردن جهت تحویل محصولات خود و....خستگی در وجود کشاورزان بماند و کام آنها تلخ بشود و مجبور بشوند محصولات خود را زیر قیمت به دلالان بدهند.

دعــــــــــــا

سوره

www.adinehjavadabad.ir

 


اضافه کردن نظر


اوقات شرعی



برترین ستاد نماز جمعه استان تهران

آمار بازدید کنندگان


امروز12
دیروز12
این هفته74
این ماه228
مجموع14447