اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *
.
پنجشنبه 31 خرداد 1397.
تاریخ شمسی :
الخميس 8 شوال 1439.
تاریخ قمری :

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از تمامی برنامه های ما با خبر شوید

خطبه های نماز جمعه 14 خرداد 1395 بخش جوادآباد به امامت حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حسینی‎

      

نماز جمعه 14/03/1395

عناوین خطبه اول

موضوع: درس‏هایی از نهضت امام(ره)

به مناسبت سالروز ارتحال رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) موضوع بحثم را اختصاص میدهم به آن امام عزیز:

درس‏ هایی از نهضت امام(ره):

1-      عشق به مردم:

2-    تقوای الهی:

3-     ....

عناوین خطبه دوم

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      جمعه 14 خرداد ارتحال ملكوتي بنيان ‏گذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني(ره):

2-     انتخاب حضرت آيت ‏الله العظمي خامنه ‏اي به رهبري نظام جمهوري اسلامي ايران توسط مجلس خبرگان (1368 ه.ش - 29 شوال 1409 ه.ق):

3-   شنبه 15 قيام خونين 15 خرداد (1342 ه.ش/ 12 محرم 1383 ه.ق)‏‏؛ زنداني‏ شدن حضرت امام خميني(ره) به ‏دست مأموران ستم‏ شاهي (1342 ه.ش):

4-   سه ‏شنبه 18  خرداد؛ 1 رمضان‏ المبارك‏ آغاز ماه  مبارك رمضان (بنابر تقويم):

5-   پنجشنبه 20 خرداد شهادت آيت ‏الله سيدمحمدرضا سعيدي در زندان رژيم سفاك پهلوي (1349 ه.ش):

6-    كارشكنی هاي آل‏ سعود در اعزام حجاج ايراني به حج ابراهيمي:

7-   زکات:

   ================

نماز جمعه 14/03/1395

مشروح خطبه اول

موضوع: درس‏هایی از نهضت امام(ره)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین نَحمَدُهُ وَنَستَعینُه و نَستَغفِرُه وَ نَتَوَکّلُ علَیه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّم علی حَبیبِه وَ نَجیبه وَ خیَرَتِه فی خَلقه وَ حافِظِ سِرّه وَ مُبَلِّغِ رِسالاته سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد(ص) وَ علی آلِه الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبینَ الهُداةِ المَهدیین المَعصومین سیَّما بَقیَّهَ اللهِ فی الاَرَضین وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی:فِی الکافی عَنِ الصَّادِقِ عَلیه‌ِ السَّلام: « کَتَبَ رَجُلٌ إِلَی أَبِی ‌ذَرٍّ ...»

حضرت امام صادق علیه ‌السلام می ‌فرمایند: یک نفری در نامه‌ ای به جناب ابی ‌ذر نوشت: « یَا أَبَاذَرٍّ أَطرِفنِی بِشَیءٍ مِّنَ العِلم فَکَتَبَ إِلَیه: إِنَّ العِلمَ کَثِیرٌ؛ إِن قَدَرتَ لَا تُسِیءَ إِلَی مَن تُحِبُّهُ، فَافعَل قَال فَقَالَ لَهُ: وَ هَل رَأَیتَ أَحَداً یُسیءُ إِلَی مَن یُحِبُّه؟ فَقَالَ لَه: نَعَم نَفسُکَ أَحَبُّ الأَنفُسَ إِلَیک فَإِن أَنتَ عَصَیتَ اللهَ تَعَالَی فَقَد أَسَأتَ إِلَیهَا...»

« اِجعَلِ الدُّنیا دِرهَمَین ...»

این دنباله ‌ی فرمایشات جناب ابی ‌ذر است. می ‌فرماید که همه‌ ی دنیا را دِرهَمَین [یعنی دو درهم] قرار بده؛ « دِرهَماً أَنفَقتَهُ عَلَی عیَالِک وَ دِرهَماً قَدَّمتَهُ لِآخِرَتِک»

یعنی همه‌ ی موجودی خودت از دنیا - آنچه که از مال دنیا به دست می ‌آوری- را به دو قسم تقسیم کن؛ قسم سومی نداشته باشد. یک قسم آنچه که صرف می ‌کنی برای زندگی خودت و عیالت که این یک امر لازم و واجبی است و باید انجام بدهی. یک قسم هم آنچه که خرج می ‌کنی برای آخرتت.

« وَ الثّالِثُ یُضِرُّ وَ لَا یَنفَع لَا تُرِدهُ» اگر شق سومی، راه سومی برای خرج پیدا کردی، این ضرر می ‌زند و فایده نمی ‌رساند. «لَا تُرِدهُ» دنبال آن نرو، آن را اراده نکن.

حالا فرض بفرمایید این کارهای تشریفاتی زائدی که متأسفانه در بین مردم معمول است، انواع زوائد در زندگی ماها متأسفانه رایج است؛ در میان طبقات مختلف مردم؛ حالا چه مترفین و پول‌ دارها و کسانی که مملو از مال دنیا هستند، چه حتی طبقات متوسط و آنهایی که دستشان برسد.

زوائد زیادی در زندگی هست، خرج می ‌کنند، از سفر برمی‌ گردند خرج ‌های زائد می ‌کنند، عروسی می‌ کنند خرج‌ های زائد می‌ کنند، در عزا خرج ‌های زائد می‌ کنند، که نه خیر آن به امور اداره ‌ی معیشت زندگی‌ شان - اهل و عیال و زندگی متعارف مردم- می ‌خورد، نه هم در راه خدا است؛ هیچ، تشریفات محض، اسراف محض.

می‌ فرماید این آنی است که ضرر می ‌رساند.( الشافی، صفحه‌ی ۸۶۸)

به مناسبت سالروز ارتحال رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) موضوع بحثم را اختصاص میدهم به آن امام عزیز:

قال اللَّه تعالی فی کتابه المبین: « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسی بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیّامِ اللّهِ إِنَّ فی ذلِکَ َلآیاتٍ لِکُلِّ صَبّارٍ شَکُور.» موسی را با آیات خود فرستادیم [و به او فرمودیم] که قوم خود را از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون آور، و روزهای خدا را به آنان یادآوری کن، که قطعاً در این [یادآوری]، برای هر شکیبایِ سپاسگزاری عبرتهاست.

فضا، فضای استبداد فرعونی بود که دیکتاتوری و ظلم و ظلمتش در همه شؤون زندگی بنی ‏اسرائیل نفوذ کرده بود به نحوی که دعوی «أنا ربّکم الأعلی» داشت. حتّی حیات و مرگ فرزندان بنی ‏اسرائیل ظاهراً به ‌دست او بود، که در مورد زنده ‏ماندن پسر یا دختری که متولّد می ‏شد تصمیم می ‏گرفت. قومی هستند که ظلم‏ پذیری و تن به ذلّت دادن با زندگی آنان عجین شده است و احتمال هیچ جنبش و حرکتی از سوی آنان داده نمی ‏شود. در این فضا ناگهان موسایی ظهور می‏ کند، حرکتی آغاز می ‏شود و ایّام ‏اللَّه شکل می‏ گیرد.

در ابتدا به مصداق «فذکّرهم بأیّام اللَّه» اجازه می‏ خواهم که چند کلمه از آن ایّام بگویم تا کمّیت و کیفیت حرکت امام روشن شود و مشخّص گردد که چگونه آن موسای زمان مردم را از ظلمات به نور خارج گردانید.

« أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ»

اساس حکومت پهلوی بر سه رکن استوار بود: استعمار خارجی، استبداد داخلی، استحمار فرهنگی.

استعمار خارجی: از بُعد استعماری می ‏توان گفت که رژیم پهلوی یکی از وابسته‏ ترین رژیم ‏های جهان محسوب می ‏شد. نطفه این رژیم را انگلیس‏ ها با آوردن رضاخان گذاشتند. شاه مُهره دست‏ نشانده و عروسک خیمه ‏شب‏ بازی این قدرت ‏های استعماری بود. سران مملکت از نخست‏ وزیر گرفته تا وزرا و وکلا هر یک به نحوی یا جزو لُژهای فراماسونری انگلیس و یا وابسته به قدرت نوپای آمریکا بودند.

جریان کاپیتولاسیون به خوبی گویای وابستگی کامل سیاسی رژیم پهلوی و سلطه همه ‏جانبه آمریکا بود. ارتش ایران یک ارتش آمریکایی و در خدمت منافع آمریکا محسوب می ‏شد. از یک سو ایران پایگاه نظامی برای آمریکا در برابر قدرت شوروی محسوب می‏ شد و از سوی دیگر ارتش ایران به عنوان ژاندارم منطقه برای سرکوب حرکت‏ های ضدّ آمریکایی به حساب می ‏آمد.

در بُعد اقتصادی نیز اقتصاد تک‏ پایه ما بر نفت استوار بود که سال ‏ها در دست شرکت‏ های انگلیسی و آمریکایی قرار داشت و سرمایه این مملکت را به تاراج می ‏بردند.

استبداد داخلی: بُعد استبدادی رژیم پهلوی برای مردم بسیار ملموس‏ تر از بُعد استعماری آن بود. با وجود آنکه رژیم ایران اسماً مشروطه سلطنتی بود و طبق قانون اساسی می ‏بایست مردم با شرکت در انتخابات در تعیین سرنوشت خویش سهیم باشند ولی واقعیّت چیزی کاملاً مغایر با این امر بود. شما می ‏توانید از پدرها و مادرها، پدر بزرگ‏ ها و مادربزرگ‏ ها سؤال کنید که در طول عمرشان در دوران پهلوی چند بار در انتخابات شرکت کرده ‏اند. به ضرس قاطع می ‏توان گفت که بسیاری از آنان هیچ‏ گاه نفهمیده ‏اند که چه موقع انتخابات برگزار می ‏شد تا چه برسد به شرکت در انتخابات. به عبارت واضح‏ تر انتخاباتی در کار نبود هر چند اسماً نمایندگانی در مجلس بودند که همه نوکران اجنبی و «بله قربان»گوی شاه بودند.

اما در بُعد سلطنت. شاه که به حسب قانون اساسی مشروطه می ‏بایست سلطنت کند نه حکومت، آن‌ چنان دیکتاتوری به ‌وجود آورده بود که خود را صاحب همه شؤون مملکت می ‏دانست. خدایگان بود. هر روز که ما در همین شهر از خانه بیرون می‏ آمدیم بر کوه بلند این شهر شعار «خدا، شاه، میهن» را به خطّ درشت رؤیت می ‏کردیم تا حالیمان شود که میهن همواره پس از شاه قرار دارد.

 از پدرها و مادرها سؤال کنید: آیا کسی حتّی جرأت این را داشت که در چهار دیواری خانه خود انتقادی از دیکتاتوری رژیم شاه کند؟ حتّی اگر غیر از دو نفر هم کسی در خانه نبود به‌ خاطر رعب و وحشت، اسم شاه را آهسته و در گوشی می ‏بردند تا چه برسد به انتقاد از رژیم در محافل عمومی، روزنامه ‏ها، مجلّه ‏ها و رادیو و تلویزیون.

استحمار فرهنگی: پایه سوم رژیم پهلوی استحمار فرهنگی بود، یعنی تهی ‏کردن جامعه از ارزش ‏های اصیل و القای فرهنگ ذلّت پذیری و تسلیم پذیری، در کنار ابتذال و بی‏ خبری و الکی خوش بودن و سرگرم شدن به مسائل حاشیه‏ ای به نحوی که به تنها چیزی که فکر نکنند یکی سیاست باشد و دیگری دیانت. فساد و فحشا در اوج بود و وسایل تبلیغاتی صرفاً توجیه‏ کننده وضع موجود بودند. مطبوعات، هنر، سینما، تئاتر و صدا و سیما در اوج ابتذال قرار داشتند. کم بیننده ‏ترین و یا کم شنونده ‏ترین برنامه ‏های صدا و سیما اخبار بود یعنی مردم کار به خیر و شرّ سیاست نداشتند.

جشن‏ های دو هزار و پانصد ساله به دنبال گره ‏زدن محمّدرضا پهلوی با تاریخ دو هزار و پانصد سال استبداد شاهی بود. تغییر تاریخ هجری شمسی به تاریخ شاهنشاهی گام دیگری در جهت اسلام ‏زدایی و ایجاد هویّت کاذب و دروغین ملّی بود. چهار صفحه اول کتاب ‏های درسی ما را عکس شاه، عکس شهبانو، عکس ولیعهد و عکس اشرف پهلوی تشکیل می‏ داد تا این به اصطلاح اسطوره ‏ها را همواره مقابل چشم داشته باشیم. جشن‏ های تاجگذاری شاه و شهبانو نمایش دیگری بود از اقتدار این خاندان به اصطلاح اهورایی.

ظهور امام و انقلاب:

به هر حال، هیچ‏ کس احتمال نمی ‏داد که در آن شرائط و در آن زمان و با آن وضعیّت اسف‏ بار و ناامید کننده بتوان کاری انجام داد. ولی مردی از تبار علی(ع) و حسین(ع) با پشتوانه خدایی، کسی که به غیر از خدا به هیچ چیز دیگر فکر نمی ‏کرد، کسی که حرکاتش، سکناتش و همه هستیش خدا را فریاد می ‏زد برخاست و بدون اتّکا به هیچ ‏کس و هیچ‏ جا و تنها با توکّل بر خدا توفیق پیدا کرد که در زمانی کوتاه این ناممکن را ممکن کند. آری، این مرد یعنی حضرت امام خمینی(ره) با این پشتوانه توانست رژیم مستبد و دیکتاتور و حاکم و برخوردار از حمایت‏ های جهانی را متزلزل و خرد کند تا همه ما در همه معادلات و محاسبات سیاسی خود دریابیم که همواره یک فاکتور و بلکه مهم‏ ترین فاکتور و عامل را فراموش کرده ‏ایم: خدای واحدِ قهّارِ رحیم رئوف را.

به تعبیر شهید سیّد محمّد باقر صدر: «ذُوبُوا فِی الخُمَینی کَما ذَابَ فی الإسلام» در خمینی ذوب شوید چنان‌که او خود در اسلام ذوب شده است.

اگر شما عاشق خمینی شدید و دیدید که خمینی شجاع است شما شجاع می‏ شوید، خمینی متّقی است، شما دارای تقوا می ‏شوید، خمینی نمازشب ‏خوان است، نمازشب ‏خوان می ‏شوید، خمینی تعلق به دنیا ندارد، شما وارسته می ‏شوید، خمینی آزاده و آرمانگراست، شما واجد آرمانگرایی و آزادگی می ‏شوید. بدینسان صفات امام بود که در جان مردم تأثیر کرد و از آنها انقلابی و مجاهد ساخت. معنای «الناس علی دین ملوکهم» همین است. این مسأله بسیار مهم است، یعنی به اعتقاد من این مردم نبودند که نهضت کردند و به خروش آمدند. این عشق امام و خود امام بود که در جان تک‏ تک مردم نشسته بود و مشغول کار بود این خود خمینی بود که ابتدا در قلب ‏ها انقلاب کرد و سپس در جامعه انقلاب شد.

اما این عشق چگونه پدید آمد؟ به تعبیر حضرت آیت ‏اللَّه حاج شیخ حسنعلی نجابت(قدس سره) همه توفیق خمینی ناشی از این می ‏شد که «دلّال خدا» بود همه را به خدا می‏ خواند. دعوت به نفس نمی ‏کرد. از خود هیچ نداشت. فانی در خدا بود.

« إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» کسی که ایمان آورده عمل صالح انجام دهد خدا دوستی و مودّت او را در دل‏ ها می‏ اندازد. مردم فطرتاً خدا را دوست دارند و هر جا رنگ و بوی خدا را استشمام کنند جذب می ‏شوند.

بعضی از درس ‏هایی را که ما می ‏توانیم از شیوه و سیره حضرت امام بگیریم را عرض می‏ کنم:

درس‏ هایی از نهضت امام(ره):

1-      عشق به مردم:

امام می فرمودند: اين مردم خيلي از ما جلو هستند. يكي از برادران اظهار داشت : اگر ما بگوئيم دنباله رو مردم هستيم ، درست است ، لكن در مورد شما كه چنين نيست . امام با شنيدن اين مطلب ، قدري ناراحت شده و فرمود: خير، اين مردم از همه ما جلوتر هستند. امام در سخني در سال 58 در مورد مستضعفان از مردم؛ خطاب به شخصيّتها فرمودند: اگر شما كساني را كه زير دستتان هستند، ضعيف شمرديد و به آنها خداي ناخواسته تعدّي كرديد، شما هم مستكبر مي شويد و زيردستها مستضعف.

اوّلین مطلب عشق به مردم و اعتماد به آنان است. هنگامی که جنازه امام(ق.س) روی دست‏ های مردم حمل می‏ گشت، از زمین و آسمان عشق می ‏بارید. در همه ‏جا عشق موج می‏ زد. در دریای بیکران عاشقان خمینی هر زائری که پا می‏ گذاشت در عشق فرو می ‏رفت. بر سینه می ‏زدند، بر سر می ‏زدند، از خود بی‏ خود می‏ شدند، غش می ‏کردند و می ‏افتادند. اینها صرف انجام وظیفه نبود حتّی این نبود که در تشییع جنازه مرجع تقلید شرکت کرده باشی بلکه بیان عشق بود و فراق از جان جانان و همه با جانشان فریاد می ‏کردند .

امّا این عشق دو سویه بود. عشق مردم به امام پاسخ متقابلی بود به عشق او به مردم. واقعاً مردم را دوست می‏ داشت به آنان عشق می ‏ورزید چرا که وی عاشق خدا بود و مردم به تعبیر روایت «عیال اللَّه» بودند. خودش را خدمتگزار مردم می ‏دانست. وقتی می ‏فرمود «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» از سر مماشات نمی ‏گفت. مردم و جمهوریت از دیدگاه او در حکومت همان اهمیت را داشت که اسلامیت. اصلاً این دو را جدا از هم نمی ‏دانست. می‏ فرمود «مردم ولی‏ نعمت ما هستند، همه ‏کاره ما هستند، این مردمند که خون دادند، شهید دادند، فداکاری کردند تا اسلام پیروز شود». مبادا که ما طلبه ‏ها این ولی‏ نعمتان خود را فراموش کنیم. همه باید خود را مدیون مردم بدانیم، اگر واقعاً به مردم بها ندهیم به تدریج از انقلاب دور می‏ شوند چرا که پایه عشق متزلزل می ‏شود و رکن انقلاب آسیب می‏ بیند.

امام هم ‌چنین به مردم اعتماد کامل داشت و آنها را رکن اساسی انقلاب می ‏دانست به نحوی که هیچ‏ گاه در رژیم شاه نه مبارزه مسلّحانه را تجویز و یا تأیید کرد و نه تشکیل حزب و گروه را. هیچ‏ کدام استراتژی امام در مبارزه نبود. بلکه همواره بر این نکته تأکید داشت که ما قیّم مردم نیستیم که به عنوان حزب و گروه برای آنان تصمیم بگیریم بلکه این خود مردمند که باید آگاه شوند، حرکت کنند و سرنوشت خود را تغییر دهند.

2-    تقوای الهی:

خصوصیت دیگر امام تقوای الهی ایشان بود. هیچ شکست با پیروزی، هیچ موج و طوفان اجتماعی نمی ‏توانست به ارتباط او با خدا ضربه بزند و یا او را از یاد خدا غافل کند. همه وسیله ‏اند و او هدف است.

همه ما دیدیم که حضرت امام با آن بیماری سخت حتّی بر روی تخت بیمارستان و در آخرین روزهای عمر شریفشان نماز شبشان ترک نشد.

مرحوم حجة الاسلام والمسلمين حاج سيّد احمد آقا خميني مي گفت :

وقتي كه از عراق مي خواستيم به كويت برويم به دليل ممانعت برگشتيم . از ساعت پنج صبح براي اينكه كسي در نجف خبردار نشود بين الطّلوئين حركت كرديم به سوي كويت . در مرز كويت ما را راه ندادند. ما برگشتيم به مرز عراق. به بد ترين وجه با امام برخورد كردند. حتّي يك اتاق كه امام در آنجا استراحت بكند به ما ندارند. سرانجام امام عبايشان را انداختند در كنار يك اتاق مخروبه كه آنجا بود و دراز كشيدند. ساعت يازده دوازده شب بود كه از بغداد گفتند: به بصره برگرديد. ما به بصره برگشتيم . ساعت يك يا يك و نيم بعد از نيمه شب به شهر بصره رسيديم . يك ساعتي طول كشيد تا مقدّمات كار را انجام بدهيم . بالاخره ساعت دو بود كه امام خوابيدند.

طولي نكشيد كه من يك مرتبه ديدم زنگ ساعت به صدا درآمد. وقتي ساعت را نگاه كردم ديدم ساعت چهار نيمه شب است و امام براي نماز شب بلند شدند. يك پيرمرد كه از ساعت پنج صبح تا دو بعد از نصف شب نخوابيده وقتي مي خوابد يادش مي ماند ساعت را كوك كند كه براي نماز شب بيدار شود.

مبادا مشاجرات سیاسی، دسته بندی ‌های گروهی، دنیاطلبی، قدرت ‏طلبی فردی و یا جناحی، بحث‌ های روشنفکرانه و ما را از آن معنویّت و ارتباط با خدا دور کند. از دیدگاه خمینی اول و آخر خداست. رهرو خمینی نیز جز به خدا نباید بیندیشد. چیزی که متأسّفانه در جریان‏ های سیاسی چپ و راست کمتر می‏ بینیم.

حدیث معروفی است که شیعه و اهل سنّت هر دو نقل کرده ‏اند و آن این که بنده خدا می‏ تواند در اثر عمل به احکام الهی به مقامی از ولایت برسد که به آن «قرب نوافل» می ‏گویند و در آن‏ جا خدا قوای ادراکی و تحریکی بنده می‏ گردد: « لایَزالُ العَبدُ یَتَقَرَّبُ اِلَیَّ بِالنَّوافِلِ حَتّی أحبُّه فَاِذا أحبَبْتُه کُنتُ سَمعَهُ الَّذی یَسمَعُ بِهِ و بَصَرَه الّذی یَبصُرُ بِه وَ لَسانَه الّذی یَتَکَلّمُ بِهِ وَ یَدَهُ الّتی یَبْطِشُ بِها وَ رِجْلَهُ الّتی یَمشی بِها»

هنگامی که امام پس از ۱۵ سال تبعید به ایران باز می‏ گشتند و میلیون ‏ها نفر در سراسر ایران انتظار او را می‏ کشیدند و خمینی را فریاد می ‏کردند. آری، در آن هنگام که به حسب ظاهر از ذلّت تبعیدگاه به اوج عزّت می‏ رسید، هنگامی که خبرنگار خارجی در هواپیمایی که امام را از پاریس به تهران می ‏آورد از ایشان سؤال کرد: حالا که پس از این همه سال به ایران باز می ‏گردید چه احساسی دارید؟ و امام خیلی آرام در حالی که لبخند مهربانانه ‏ای بر لب داشتند فرمودند: هیچی. برای آنان که خمینی را نمی ‏شناختند و یا نمی ‏شناسند این امر غیر قابل هضم است. ولی باید بدانند که این همان خمینی است که تا نام مبارک امام حسین(ع) بر زبان می ‏آمد اشکش جاری می‏ شد بدانند که این همان خمینی است که گلهای احساس در اشعار لطیفش می ‏شکفد. نه این‌که احساس نداشته باشد و در رحلت و یا شهادت فرزندش سیّد مصطفی عاطفه‏ اش به جوش نیامده و اشکی نمی‏ ریزد بلکه می ‏فرماید: مرگ سیّد مصطفی از الطاف خفیّه الهی بود. نه. همه اینها به ‌خاطر این است که با خدا معامله کرده است، به خدا پیوسته و همه چیز را از خدا می ‏بیند. اقبال و ادبار خلق برایش تفاوت نمی ‏کند.

هیچ تأثیری در نفسش نمی ‏کند و اگر هم زندان بیفتد، به تبعید رود و فرزندش را شهید کنند باز هم همان طمأنینه و آرامش را دارد که (ألا بذکرِ اللَّهِ تطمئنُّ القُلوب.)

مراد آنکه هیچگاه نباید خط را گم کنیم و یا انگیزه را فراموش نماییم. نباید فراموش کنیم که این آمد و شدها و افت و خیزها برای چیست که: « إِنَّ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحْیایَ وَ مَماتی لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»

به علّت همین تقوای الهی بود که امام که درس سیاست را نه در کتاب و دفتر و دانشگاه آموخته بود و نه اهل تحلیل‏ ها و فیس و افاده ‏های روشنفکرانه بود، تمییز کامل حقّ و باطل در موضع گیری سیاسی را خدا به او عطا کرده بود که: « إِنْ تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقانًا.»

مسائلی را می‏ گفت و تصمیم ‏هایی را می ‏گرفت که بر بسیاری از روشنفکران اهل سیاست سخت و سنگین می ‏نمود و باید زمان می ‏گذشت تا صحّت آن گفتار و یا وثاقت آن تصمیم بر آنان آشکار شود. در روز ۲۱ بهمن سال ۵۷ هنگامی که از طرف رژیم پهلوی از ساعت ۴ بعد از ظهر در تهران اعلام حکومت نظامی و از مردم خواسته شد که از این ساعت به بعد از خانه بیرون نیایند، امام با یک تصمیم قاطع از مردم خواست که به این اعلامیه توجه نکنند و به خیابان‌ ها بریزند. حتّی برای انقلابی ‏ترین روحانیون و یاران امام مثل مرحوم آیت‏ اللَّه طالقانی نیز این امر قابل هضم نبود. همه از آن وحشت داشتند که در تهران جوی خون راه بیفتد و در صدد بودند که امام را منصرف کنند ولی امام که شامّه‏ اش شامّه الهی بود و با چشم خدا می ‏دید و تحلیل می‏ کرد روی تصمیم خود پابرجا ایستاد و بعد بر همه ثابت شد که اگر غیر از این می ‏شد نظامیان شاه کاملاً بر اوضاع مسلط می ‏شدند و ادامه حرکت میسّر نمی ‏گشت.

3-     شناخت مقتضیات زمان:

خصوصیت دیگر امام که ناشی از همان خصوصیت قبلی می شد این بود که امام زمان و مکان را می‏ شناخت و فقه را در قالب زمان و مکان می ‏ریخت، از جمود فاصله می‏ گرفت و به اصطلاح از فقه پویا سخن می‏ گفت.

مثلاً در رساله عملیّه بسیاری از مراجع و فقها در زمان طاغوت از همه فروع دین سخن بمیان می ‏آمد به‌ جز امر به معروف و نهی از منکر و دفاع یا جهاد. حتّی یک مسأله هم در این باب ‏ها نداشتند. چون اهل احتیاط بودند هر جا که پای خون به میان می ‏آمد در هر مقوله ‏ای که ممکن بود خونی از بینی مسلمانی بیاید احتیاط‌ های آنان غلیظ‌ تر و شدید تر می‏ شد؛ لذا برخی از آنان در مسأله انقلاب و مبارزه علیه رژیم احتیاطاً وارد نمی ‏شدند. حال حساب کنید که وقتی پس از انقلاب این دیدگاه با مسأله جنگ با آن همه ابعاد هولناکش مواجه می ‏شود چه می‏ کند. درست در نقطه مقابل آنان، وقتی که جنگ شروع شد امام فرمودند: «جنگ چیز خوبی است». این سخن نه تنها برای غربیان قابل هضم نبود، بسیاری از همین آقایان نیز نمی ‏توانستند آن را هضم کنند غافل از آنکه امام چیزی غیر از قرآن نمی ‏فرمود. در همان قرآنی که آمده است: «أقیموا الصلاه»، و یا «کُتب علیکم الصیام» آمده است: «کُتب علیکم القتال» لیکن چون جنگ سختی بسیار دارد و نفس انسان سخت از آن می‏ گریزد بلافاصله می ‏فرماید: «کتب علیکم القتال و هو کُره لکم و عسی أن‏تَکرهوا شیئاً و هو خیر لکم». جنگ بر شما واجب شد و شما آن را ناخوش می‏ دارید چه بسا چیزی که شما خوشتان نمی ‏آید ولی برای شما خوب است. آنجا که امام فرمود: «جنگ چیز خوبی است»، در واقع ترجمه همین آیه بود و واقعاً هم جنگ علی‏ رغم همه سختی ‏هایی که در برداشت با برکات و ثمرات فراوانی نیز همراه بود، اعمّ از ثمرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی. من به نوبه خود خدا را شاکرم که توانستم زمان خمینی را درک کنم که به تعبیر علی (ع) دری از درهای بهشت بر روی اولیاء خاصّ خدا گشوده شد: « اِنَّ الجِهادَ بابٌ مِن أَبوابِ الجَنَّهِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخاصَّهِ أَولِیائِه»

و ما هرچند قابلیّت نداشتیم ولی به برکت خمینی و اولیای خاصّ الهی و در کنار بندگان صالح خدا توانستیم به اندازه بضاعت ناچیز خویش طعم جهاد در راه خدا را بچشیم و معنویت جنگ را ببینیم.

دعـــــــــــــــا

سوره

مشروح خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَلاهُ وَ السَلامُ علی سَیِدِنا وَ نَبیِّنا ابی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آلِهِ الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبین سیَّما علی امیرِ المومِنین وَ الصدیقَهِ الطاهِرَه سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین سِبطَیِ الرَّحمَه وَ اِمامَی الهُدی وَ علی بنِ الحُسَین وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَر وَ علی بنِ موسی وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ علی بنِ مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ علی وَ الخَلف القائِمِ الحُجَه حُجَجِکَ علی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فی بِلادِک . وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین وَ استَغفِرُ اللهِ لی وَ لَکُم.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: در ابتدای خطبه دوم هم خودم و هم شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.

يكي از اعضاي دفتر امام خميني (مدظله العالي ) چنين نقل كرد:

يك روز بر طبق وظيفه اي كه هر ماه بر عهده داشتيم ، در پايان ماه ، صورت مخارج ماهيانه را (در جماران ) به خدمت امام فرستاديم ، كه در ضمن آن ، مخارج خانه امام ، مخارج شخصي، مهماني ها و رفت و آمدهاي امام ، و پول برق خانه (اجاره اي حضرت امام در جماران ) را نوشته بوديم . وقتي صورت مخارج را فرستاديم ، پس از نيم ساعت ، حاج احمد آقا (فرزند امام ) تلفن زده و گفتند: از وقتي كه صورت داده ايد، امام مرتب در لب باغچه قدم مي زنند و سخت ناراحت است ، زيرا مخارج خانه آقا، در اين ماه از ده هزار تومان ، تجاوز كرده است ، لذا امام مي فرمايد: اگر خرج خانه من از ده هزار تومان تجاوز كند، من اصلاً از اينجا مي روم . حاج احمد آقا گفت : شما ببينيد كه در اين ماه ، خرج اضافي چه بوده است ، كه به آقا بگوئيم و خيال امام ، راحت شود. ما پس از جستجو در دفاتر، سه قلم خرج اضافه آن ماه را يافتيم كه ابداً مربوط به منزل امام نبوده است مثلاً: 1- گازوئيلي كه از خانه امام زياد آمده بود، ما گفتيم كه آن را در انبار حسينيه جماران بريزند. 2-به ماشيني كه خانواده حضرت امام را مي برد، بر اثر بي توجهي راننده خسارتي وارد شده بود، و خرجي پيدا نموده بود. 3- ملامين برزنتي براي خانه حضرت امام ، تهيه شده بود، تا داخل منزل حضرت امام از بالاي پشت بام ديده نشود، زيرا پاسداران در آنجا پاس ‍ مي دادند. اين چند قلم اضافه خرج را خدمت امام فرستاديم و در نتيجه ايشان احساس آرامش كردند و آسوده خاطر شدند. هزاران درود پاكبازان تاريخ بر تو اي وارسته زمان ، كه نور قداست و پارسائي تو بر تارك زمان مي درخشد.

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      جمعه 14 خرداد ارتحال ملكوتي بنيان ‏گذار جمهوري اسلامي ايران، حضرت امام خميني(ره):

سالروز رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران را خدمت همه شما عزیزان تسلیت عرض می کنم.

2-     انتخاب حضرت آيت ‏الله العظمي خامنه ‏اي به رهبري نظام جمهوري اسلامي ايران توسط مجلس خبرگان (1368 ه.ش - 29 شوال 1409 ه.ق):

امام (ره) درباره اهميّت ويژه ولايت فقيه فرمودند:‏

اگر چنان‏ چه فقيه در كار نباشد، ولايت فقيه در كار نباشد، طاغوت است. اگر رئيس جمهور با نصب فقيه نباشد، غيرمشروع است. وقتي غيرمشروع شد، طاغوت است؛ اطاعت او اطاعت طاغوت است. طاغوت وقتي از بين مي ‏رود كه به امر خداي تبارك و تعالي يك كسي نصب بشود. ولايت فقيه يك چيزي است كه خداي تبارك و تعالي درست كرده است؛ همان ولايت رسول الله(ص) هست.

نقش ولايت فقيه در حكومت اسلامي‏

من به همه ملت اطمينان مي ‏دهم كه امر دولت اسلامي، اگر با نظارت فقيه و ولايت فقيه باشد، آسيبي بر اين مملكت نخواهد وارد شد. ولايت فقيه، كاري كه برخلاف مصالح مملكت است، انجام نمي‏ دهد، كارهايي كه بخواهد دولت يا رئيس جمهور يا كس ديگري برخلاف مسير ملت و برخلاف مصالح كشور انجام دهد، فقيه كنترل مي ‏كند، جلوگيري مي ‏كند. ولايت فقيه، ولايت بر امور است كه نگذارد اين امور از مجاري خودش بيرون برود. نظارت كند بر مجلس، بر رئيس جمهور كه نبادا يك پاي خطايي بردارد، نظارت كند بر همه دستگاه ها كه نبادا يك كار خلافي بكند.

شرايط وليّ فقيه‏

اسلام هر فقيهي را كه وليّ نمي ‏كند؛ آن‏ كه علم دارد، عمل دارد، مَشْي او مَشْي اسلام است، سياستش سياست اسلام است، يك آدمي كه تمام عمرش را در اسلام گذرانده و در مسائل اسلامي گذرانده و آدم مُعوجي نيست و صحيح است، اين نظارت داشته باشد به اين امرها، نگذارد كه هر كس هر كاري دلش مي ‏خواهد بكند.

من آقاي خامنه ‏اي را بزرگ كردم؛ (كسي) كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين ‏انداز است؛ سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي آموزنده در محراب و خطيبي توانا در جمعه و جماعات و راهنمايي دلسوز در صحنه انقلاب، متعهد و مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين سياست. شما اگر گمان بكنيد كه در تمام دنيا، (در بين) رئيس‏ جمهورها و سلاطين و امثال اين‏ ها، يك نفر را مثل آقاي خامنه ‏اي پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بناي قلبي ‏اش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمي‏ كنيد.

و نیز امام به مقام معظم رهبری  فرمودند: از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي‏ دهيد.

اكنون با گذشت 27 سال از اين تصميم مهم مجلس خبرگان رهبری، مشخص شده است كه اين رهبري حكيمانه و اين ‏راهبري خردمندانه چه اثر عظيمي در ايران اسلامي و در منطقه داشته است.

تداوم راه امام و حفظ اصول مكتب امام و مقابله با تحريف امام‏ راه امام خميني(ره) راه سعادت ملت ايران و مسير عزت دنيا و آخرت اين ملت است. يكي از مهم ‏ترين تلاش‏ هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي در طول نزديك به سه دهه گذشته اين بوده است كه راه امام تداوم يابد، اين‏ راه دچار تحريف و تغيير ناصحيح نشود و اصول مكتب امام و بينات راه امام دستخوش بازي بازيگران سياسي و تحريف دشمنان و ناآگاهان نگردد.

استكبار ستيزي، شناخت دشمن و حساسيت نسبت به طرح ‏هاي دشمن‏:

يكي ديگر از اقدامات شايان توجه رهبر معظم انقلاب در طول سالهاي پس از امام، توجه به مسأله استكبارستيزي و شناخت دشمنان ملت ايران و اسلام عزيز و حساسيت داشتن نسبت به طرح ‏هاي دشمن بوده است.

ديده ‏باني نافذ و رصد حركت جبهه دشمن:

رهبر معظم انقلاب به صرف شناخت نظري دشمن و طرح‏ هاي او اكتفا نكرده ‏اند بلكه در ميدان عمل نيز همانند يك رهبر ميداني مسلط بر ميدان و آگاه و بيدار و چونان ديده ‏باني نافذالبصيره‏ حركت‏ هاي جبهه دشمن را در عمل نيز رصد كرده و ملت ايران را در باب نحوه حركت و اقدامات آتي و حال دشمن آگاه كرده ‏اند.

خنثي كردن برنامه ‏هاي دشمن‏:

به‏ عنوان مثال رهبر معظم انقلاب از قريب به 12 سال قبل از برنامه دشمن براي صدمه اقتصادي به كشور خبر دادند و پس از آن چون ديده ‏باني نافذ، حركت جبهه دشمن را رصد كردند و براي خنثي كردن اين توطئه دشمن نيز اقتصاد مقاومتي را به‏ عنوان طرحي كلان و حساب‏ شده و با پشتوانه كارشناسي براي مقابله با اين توطئه ارائه كردند.

لذا باید دولت نقشه راه اقتصاد مقاومتي را مشخص كند تا هر كس تكليف خود را بداند نقشه راه، يك شيوه برنامه ‏ريزي فرآيندي به شكل گام ‏به‏ گام و لايه ‏به ‏لايه در بستر زمان و معطوف به آينده مي ‏باشد. يك نقشه راه كارا بايد به 3 سؤال زير پاسخ دهد:

1. ما مي ‏خواهيم كجا برويم؟ اهدافي كه نقشه راه در رسيدن به آن كمك خواهد كرد چه مي ‏باشد؟

2. هم ‏اكنون كجا هستيم؟ در چه سطحي از توسعه تكنولوژي هستيم؟

3. چطور مي‏ توانيم به مقصد برسيم؟ چه تكنولوژي‏ هاي R&D مورد نياز است؟ و چه سياست ‏هايي براي اجرا نياز داريم؟

بصيرت ‏دهي و راهنمايي:

بصيرت‏ دهي و راهنمايي مردم و مسؤولان، يكي از مسؤوليت ‏هاي سنگين رهبر معظم انقلاب بوده است. ايشان در هر برهه حساس و در هر امر مهم عمومي ‏اي، يكي از وظايف خود را بصيرت ‏دهي دانسته و به آن عمل كرده ‏اند.

به عنوان نمونه آيت ‏الله خامنه ‏اي در پيامي به مراسم افتتاحيه دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي، اقتصاد مقاوم و فرهنگ اسلامي را دو اولويت فوري اين مجلس خواندند.

رهبر معظم انقلاب اسلامي با سپاس از حضور حماسي مردم در انتخابات مجلس قانون‏ گذاري، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را به ‏دنبال كردن الزامات تحقق اقتصاد مقاوم که باید  دولت نقشه راه اقتصاد مقاومتي را مشخص كند تا هر كس تكليف خود را بداند و گسترش و تعميق فرهنگ اسلامي و هم ‏چنين پرهيز از سرگرم شدن به زايده ‏هاي جناحي و غالب ‏ساختن ‏انگيزه ‏هاي شخصي بر مصالح عمومي توصيه و خطاب به آنان تأكيد كردند: وظيفه ‏ي انقلابي و قانوني شما آن است كه مجلس را سنگري استوار در برابر ترفند و فسون و افزون ‏خواهي گستاخانه‏ ي استكبار و نقطه ‏ي اتكاي درخشانِ مردم مؤمن و انقلابي بسازيد.

عبور دادن انقلاب از بحران ‏ها:

انقلاب اسلامي پس از امام با بحران ‏هاي مختلف و متعددي روبه ‏رو بوده است. اگر رهبري معظم انقلاب در طول اين دوران هيچ‏ يك از خدمات و اقدامات بسيار مهم ذكر شده در بالا را انجام نداده بودند و صرفا موفق به عبور انقلاب از بحران ‏ها شده بودند، مي‏ توانستيم مدعي شويم كه كار بزرگي صورت گرفته است، اين در حالي است كه ايشان هم موفق به عبور دادن انقلاب از اين بحران ‏ها و گردنه ‏هاي حساس شده‏ اند و هم توانسته ‏اند اقدامات درخشان پيش‏ گفته را به ‏سرانجام برسانند.

ويژگي ‏هاي فردي برجسته‏:

بررسي رهبري حضرت آيت ‏الله العظمي خامنه‏ اي بدون توجه به ويژگي ‏هاي برجسته فردي ايشان امري ناقص است اما متن حاضر به‏ دليل رعايت اختصار، از ورود تفصيلي به اين عرصه خودداري مي‏ كند. اگر بخواهيم صرفا به برخي از ويژگي ‏هاي برجسته و ممتاز ايشان كه در دوران رهبري ايشان اثرگذار بوده است و اين اثر در مواقع حساس به‏ خوبي خود را نشان داده است اشاره كنيم بايد فهرست طولاني زير را تكميل كنيم:

فقاهت و اسلام ‏شناسي‏- عدالت و تقوي‏- شجاعت مثال ‏زدني- بصيرت و شناخت زمانه‏- صبر و پي‏ گيري مداوم‏- ساده ‏زيستي‏- صراحت- انقلابي‏ گري‏- گذشت- بي‏ حاشيه بودن اطرافيان و دفتر و فرزندان‏- بلند همتي و خستگي ‏ناپذيري‏- تلاش و زنده ‏دلي و اميد- اهل فرهنگ و ادب و هنر بودن‏- رابطه مستقيم با مردم داشتن‏- خطيب و سخنور بودن‏- و. . ..

3-   شنبه 15 قيام خونين 15 خرداد (1342 ه.ش/ 12 محرم 1383 ه.ق)‏‏؛ زنداني‏ شدن حضرت امام خميني(ره) به ‏دست مأموران ستم‏ شاهي (1342 ه.ش):

منشأ و خاستگاه قيام پانزده خرداد، انديشه ‏هاي روحانيت مبارز شيعه به رهبري حضرت امام خميني(ره) بود. در انديشه‏ ها و تفكر آن‏ حضرت، تشكيل حكومت اسلامي و اجراي احكام اسلام جايگاه خاصي داشت.

به ‏طور‏كلي، قيام اسلامي و فراگير مردم ايران در پانزدهم خرداد 1342، باعث افزايش آگاهي سياسي مردم و حضور بيشتر آن ‏ها در صحنه شد و با تثبيت رهبري امام خميني(ره)، گروههاي سياسي غيرمذهبي به حاشيه رانده شدند. پانزده خرداد 42 مبدأ انقلاب اسلامي مردم ايران بود.

و دستاوردهای قیام پانزده خرداد را می توان به اختصار اين ‏گونه برشمرد:

رشد سياسي روحانيت و حوزه ‏هاي علميه افزایش یافت و آن‏ ها را  به عرصه سياست وارد کرد؛ و همچنین توده های مردم آگاه شدند؛ مذهب الگو شد برای مبارزه؛ چهره ‏منافقانه و رياكارانه شاه افشا شد ؛ شرق و غرب، به‏ دليل موضع‏ گيري ‏هاي منفي آمريكا و شوروي در مقابل قيام پانزده خرداد ؛ بي ‏اعتبار شد. تثبيت مرجعيت و رهبري امام خميني با تأييد مراجع و علما و حمايت و پشتيباني مردم؛ احساس ضرورت ايجاد تشكل براي ادامه مبارزه با رژيم؛ نظريه «ولايت فقيه» به‏ عنوان نظام حكومتي جايگزين رژيم شاه توسط امام خميني شد .

لذا باید آن عللی که منشا پیدایش قیام پانزده خرداد شد که همان انديشه ‏هاي روحانيت مبارز شيعه به رهبري حضرت امام خميني(ره) بود را حفظ کنیم تا این انقلاب را حفظ کنیم که امروز تنها اندیشه مقام معظم رهبری است که تضمین کننده انقلاب اسلامی است.

بخش جوادآباد و روستای محمدآباد در قیام 15خرداد پیشتاز بودند. همین مردم روستاها باعث افتخار شهرستان ورامین شده است لذا به مسولین عرض می کنم که  باید به این مردم و روستاها توجه بیشتری شود و از هرگونه امکانات رفاهی و خدماتی و تفریحی دریغ نورزید. به فرموده امام و مقام معظم رهبری این مردم ولی نعمتان ما هستند.

4-   سه ‏شنبه 18  خرداد؛ 1 رمضان‏ المبارك‏ آغاز ماه  مبارك رمضان (بنابر تقويم):

امام راحل و آن عارف بزرگ درباره ماه مبارک رمضان و ضیافت الله اینگونه می فرماید : ضيافت الله در عالم ماده، عبارت از اين است كه ما را پرهيز بدهد از تمام شهوات دنيوي. اين مرتبه مادي ضيافت الله است كه همه كساني‏كه دعوت شدند به اين ضيافت، بدانند كه ضيافت خدا در اين نشأه، چشم ‏پوشي از شهوات است.

اين ضيافت همه‏ اش‏ ترك است؛ ترك شهوات از قبيل خوردني‏ ها، نوشيدني ‏ها و جهات ديگري كه شهوات انسان اقتضا مي ‏كند. خداوند دعوت كرده است ما را به اين‏ كه شما بايد وارد بشويد در اين ميهمان‏ خانه و اين ضيافت هم جز ترك، چيزي نيست؛ ترك هوي ‏ها، ترك خودي ‏ها، ترك مني ‏ها، منيت ‏ها، اين ‏ها همه در اين ميهمان‏ خانه است.

مراتب كمالات انسان براي ورود در ضيافت خدا زياد است و بايد از مقدمات شروع بشود. مقدمات هم همان توجه به غير نداشتن و غيري را نديدن و جز خدا نديدن و توجه به هيچ ‏چيز غير از او نداشتن است.

اين معنا از همه مردم مطلوب است و اگر بخواهند در ضيافت خدا وارد بشوند، به اندازه وُسع خودشان بايد از دنيا اعراض كنند و قلبشان را از دنيا برگردانند (اگر) بخواهيد دعوت خدا را به ضيافت اجابت كنيد و وارد بشويد در ضيافت الله، بدون اين‏كه قلبهاي خودتان را از اين دنيا منسلخ كنيد، امكان ندارد.

معناي روزه فقط خودداري و امساك از خوردن و آشاميدن نمي ‏باشد. از معاصي هم بايد خودداري كرد. اين از آداب اوليه روزه مي‏ باشد كه براي مبتدي ها است.

شما تصميم بگيريد لااقل در اين يك ماه از خود مراقبت به ‏عمل آوريد، از گفتار و كرداري كه خداوند تبارك و تعالي راضي نيست، اجتناب ورزيد. از هم ‏اكنون در همين مجلس با خداي خود عهد ببنديد كه در ماه مبارك رمضان از غيبت، تهمت و بدگويي نسبت به ديگران خودداري كنيد. زبان، چشم، دست، گوش و ساير اعضا و جوارح را تحت اراده خود درآوريد. اعمال و اقوال خود را مراقبت نماييد، شايد همين عمل شايسته موجب گردد كه خداوند تبارك و تعالي به شما توجه فرموده، توفيق عنايت كند و پس از سپري‏ شدن شهر صيام كه شياطين از زنجير رها مي ‏گردند، شما اصلاح شده باشيد و ديگر فريب شيطان را نخوريد و مهذب گرديد.

بنابراین ماه مبارك رمضان، شهرالله ‏الاعظم فرصتي براي جهاد اكبر است یعنی مبارزه با نفس و به کمال رسیدن و ماه آشتي و خلوت با حضرت دوست.

لذا از همه مردم و هیات امناهای محترم تقاضا دارم که نسبت به آماده سازی مساجد از لحاظ غبارروبی و معنوی و دعوت روحانیون از طریق دفتر امام جمعه اقدام فرمایید. ما از یک ماه قبل به همه مساجد جهت اعزام مبلغ اقدام کردیم.

5-   پنجشنبه 20 خرداد شهادت آيت ‏الله سيدمحمدرضا سعيدي در زندان رژيم سفاك پهلوي (1349 ه.ش):

در همه‏ ي انقلاب ‏ها نقش رهبري در ايجاد و تكوين خط جديد و به ‏دنبال آن نظام سياسي و اجتماعي جديد، انكارناپذير است. به جرئت مي ‏توان گفت كه روحانيت در ساختار سياسي و اجتماعي ايران از دوره ‏ي صفويه به اين سو، نقش مرجع و هدايت‏ كننده داشته و تنها گروهي بوده است كه توان به جنبش درآوردن توده‏ ها را داشته است. همين نقش در شكل ‏گيري، پيشبرد و پيروزي انقلاب اسلامي ايران، پررنگ‏ تر از قبل به ظهور رسيد و همگان اقتدار معنوي و سياسي اين قشر عظيم را به عينه مشاهده نمودند از اين ‏روي مي ‏توان نقش روحانيت در انقلاب اسلامي را يكي از نقش‏ هاي بي‏ بديل دانست. يكي از روحانيوني كه در مراحل مختلف انقلاب اقدامات بسياري از خود بجا گذاشت و سرانجام شربت شهادت را نوشيد مرحوم آيت ‏الله شهيد سيدمحمدرضا سعيدي مي‏ باشد.

آيت‏ الله سعيدي علاقه و ارادت خاصي نسبت به حضرت امام خميني(ره) داشت. درباره ‏ي امام(ره) گفته بود: «به خدا سوگند اگر مرا بكشيد و خونم را بر زمين بريزيد، در هر قطره ‏ي خونم نام مقدس خميني را خواهيد يافت.»

«حضرت امام شبيه ‏ترين عالمان نسبت به ولي ‏الله، امام زمان(ع) و آباء طاهرينش مي ‏باشد.»

«مرا بگيريد و به بند و حبس كشيد تا آن ‏وقت از من سلب مسؤوليت شود، چه اگر آزاد باشم فرياد مي ‏زنم، حقايق را مي‏ گويم و افشاگري مي ‏كنم. من اين لباس را پوشيده ‏ام و از بيت ‏المال امرار معاش مي‏ كنم كه پاسدار اسلام و وفادار به رهبرم، امام خميني باشم..... بنابراين بايد فرياد بزنم و جز اين چاره ‏اي ندارم»

یک نمونه از خصوصيات اخلاقي شهيد:

فرزند شهيد درخصوص خصوصيات اخلاق پدرش نقل مي ‏كند: پدرم خيلي به وضعيت فقرا و نيازمندان توجه مي ‏كرد. يك روز وقتي به خانه آمد ديديم فقط قبا بر تن ايشان است. پرسيدم: «آقاجان! پس عبايتان كجاست؟» با كمي تأمل پاسخ دادند: «در مسيري كه از مسجد بازمي ‏گشتم، مرد فقيري را ديدم كه به‏ علت نداشتن لباس گرم، از سرما مي ‏لرزيد. عبايم را به او دادم. چون من قبا داشتم.».

6-    كارشكنی هاي آل‏ سعود در اعزام حجاج ايراني به حج ابراهيمي:

در روزهاي اخير شاهد بيانيه سازمان حج درباره كارشكني ‏ها و سنگ‏ اندازي‏ هاي آل‏ سعود براي اعزام حجاج ايراني به مكه و مدينه بوديم و در اين بيانيه رسما اعلام شد كه امكان اعزام حجاج با توجه به ممانعت ‏هاي آل‏ سعود امكان‏ پذير نيست.

اين ‏كه چرا عربستان از پذيرش حجاج ايراني در حج امسال خودداري كرده، توجه به دو نكته را ضروري مي‏ كند:

1-   مراسم حج تمتع، بزرگترين تجمع مسلمانان جهان اسلام و عمل واجب عبادي براي مسلمانان محسوب مي‏ شود. برگزاري هر ساله اين مراسم، زمينه مساعدي فراهم مي ‏كند براي اشتراك آراء و نظرات ميان مسلمانان و تبليغ اسلام ناب محمدي(ص) ؛ و جمهوري اسلامي ايران در اين مراسم با برگزاري مراسم دعاي پرفيض كميل، قرآن‏ خواني، مراسم برائت از مشركين و ساير مراسم مذهبي در كنار مراسم حج، همواره الگويي جذاب براي مسلمانان ساير كشورها بوده است.

بي ‏شك‏ ترس از بيداري اسلامي ملت ‏هاي منطقه و متزلزل شدن پايه‏ هاي حكومت‏ هاي فاسد و طاغوتي منطقه، دليل اصلي بستن مسير حج به روي حجاج ايراني از سوي آل‏ سعود بوده است.

2-   عربستان سعودي در غياب ايران، امكان بيشتري خواهد داشت تا اقدامات ضد شيعي خود را در مراسم حج گسترش دهد و از ما حصل آن بر عليه ايران و منزوي كردن آن در بين دولت ‏ها و ملت‏ هاي مسلمان بهره  جويد.

بنابراین باید این نکته را متذکر بشوم که: علي ‏رغم تأكيدات مكرر مقام معظم رهبري (حفظه ‏اله) مبني بر فراموش نشدن واقعه كشتار حاجيان در سال اخير و دنبال كردن اين موضوع، كوتاهي مسؤولين در پيگيري جدي حقوق ملت ايران در نتيجه اقدامات ضد اسلامي سعودي ‏ها در اين واقعه و وقايعي چون توهين مأموران سعودي به دو نوجوان ايراني و هم ‏چنين تعطيلي حج امسال، حكام سعودي را در موضع‏ گيري‏ هاي تند بر عليه كشورمان جري ‏تر نموده است، به ‏طوري‏كه در ماه ‏هاي اخير ادعاي حمله به ايران نيز از سوي حكام جاهل سعودي مطرح شده است.

به نظر مي ‏رسد تدام اين كوتاهي ‏ها موجب پيشروي بيش از پيش دولت سعودي در مواضعش عليه كشورمان خواهد شد و احتمال اين وجود دارد كه با جواب ندادن به اين زبان‏ درازي ‏ها، در سال‏ هاي آينده شاهد چالش‏ ها و موانع جدي ‏تري بر سر برگزاري حج تمتع باشيم.

نكته بعدي، حفظ عزت و آبروي مسلمانان در كنگره حج است. اگر ميزباني، در فراهم كردن مقدمات پذيرايي قصور به خرج دهد و بدين ‏سبب، موجبات سختي و مشقت مهمان را فراهم آورد، نه ‏تنها لايق نام ميزباني نيست، بلكه عزتمندي ضيوف خود را نيز مخدوش نموده است. رفتار آل‏ سعود با مردم كشورش و كشورهاي منطقه، هيچ نشاني از ارج نهادن بر حقوق آن‏ ها ندارد، درنتيجه، نبايد از حاكماني كه روشي جز خشونت را با ملت ‏ها به ‏كار نمي ‏گيرند، انتظار حفظ حرمت داشت. عزت واقعي زماني است كه مسؤوليت‏ پذيري، رعايت حقوق و شأن زائران بيت ‏الله الحرام، عيان و علني باشد؛ بدين‏ ترتيب است كه مي ‏توان به برگزاري حجي در شأن و جايگاه مسلمانان اميد بست.

نبايد فراموش كرد كه شأن و عزت، تنها در رعايت ظواهر و شئون مهمان ‏نوازي خلاصه نمي ‏شود. عزت واقعي امت اسلامي به ‏ويژه حاجيان ايراني وجه مهم ديگري نيز دارد كه عبارت است از ابراز علني «برائت از مشركين» چرا كه اگر اين مراسم انجام نشود، در واقع عزتمندي مؤمنين به نمايش گذاشته نشده و بر «اسلام سياسي» تأكيد نگرديده است.

لذا بايد گفت عربستان سعودي يكي از معدود كشورهايي است كه بيشترين تلاش خود را براي بحران ‏سازي و تنش‏ زايي در منطقه انجام مي ‏دهد. مي ‏توان گفت كه عربستان سعودي در سياست‏ هاي خود اصل حفظ وضع موجود را دنبال مي ‏كند كه مؤلفه ‏هايي چون موازنه منطقه‏ اي، مخالفت و مبارزه با كانون‏ هاي انقلابي در منطقه، تأكيد بر رهبري جهان عرب و جهان اسلام و ترويج اصول و ارزش ‏ها را در بر مي‏ گيرد.

7-   زکات:

پیامبر گرامی اسلام (ص) در آخرین خطبه خویش نیز به مردم فرمود: ای مردم! زکات اموال خود را بپردازید و هر که زکات نپردازد، برای او نه نمازی است و نه حجّی و نه جهادی. ( مستدرک الوسائل، جلد 1، صفحه 507)

در بحث اهمیّت زکات به برخی از آنها اشاره نمودیم؛ از آنجا که روایات معتبر بی شماری درباره وجوب زکات از معصومان علیهم السلام نقل گردیده لازم است به برخی دیگر از آنها اشاره کنیم:

رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: «الزَّكاةُ قَنْطَرَةُ الْاسْلامِ فَمَنْ ادَّاها جازَ الْقَنْطَرَةَ وَ مَنْ مَنَعَهَا احْتَبَسَ دُوْنَها وَ هِىَ تُطْفِى ءُ غَضَبَ الرَّبِّ؛.» ( بحارالانوار، جلد 96، صفحه 15 ؛ امالی طوسی، جلد 2، صفحه 136) زکات پل اسلام است؛ هر کس آن را پرداخت کند از پل می گذرد و هر کس آن را منع کند به سبب آن محبوس است و زکات خشم پروردگار را خاموش می کند.

حضرت امام صادق علیه السلام : «السُّراق ثلاثة: مانع الزکوة و مستحل مهور النساء و کذلک من استدان و لم یَنوِ قضائه» ( بحارالانوار، جلد 96، صفحه 12) ربایندگان [اموال مردم] بر سه دسته اند: کسی که زکات نمی دهد، کسی که مهر زنان را می خورد و کسی که قرض می کند و نیت پرداخت آن را ندارد.

حضرت امام صادق علیه السلام : «مَن مَنع قیراطا مِن الزّکوة فَلیَمُت ان شاء یهودیا و ان شاء نصرانیا» ( بحارالانوار، جلد 96، صفحه 20) کسی که ذرّه ای از زکات را ندهد یا یهودی یا نصرانی می میرد.

در کتب عامه نیز آمده است: زکات رکنی از ارکان پنجگانه اسلام است و بر هر کس که شرایط آن را داشته باشد، واجب عینی است و به احادیث زیادی استناد شده که از جمله آنها قول پیامبر است که فرمود: « بنی الاسلام علی خمسٍ»، و سپس از جمله پنج مورد، ایتاء زکات را ذکر کرده است. ( بحارالانوار، جلد 96، صفحه 20).

دعــــــــــــا

سوره

www.adinehjavadabad.ir

 


اضافه کردن نظر


اوقات شرعی



برترین ستاد نماز جمعه استان تهران

آمار بازدید کنندگان


امروز3
دیروز11
این هفته42
این ماه289
مجموع13732