اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *
.
دوشنبه 3 ارديبهشت 1397.
تاریخ شمسی :
الإثنين 8 شعبان 1439.
تاریخ قمری :

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از تمامی برنامه های ما با خبر شوید

خطبه های نماز جمعه 21 خرداد 1395 بخش جوادآباد به امامت حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حسینی‎

     

نماز جمعه 21/03/1395

عناوین خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(28) (حق روزه)

موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) بود که حقوق همسایه را عرض می کردیم اما به مناسبت ماه مبارک رمضان  یکی از حقوق که اختصاص به همین ماه دارد یعنی حق روزه را خدمت شما روزه داران عزیز عرض می کنم:

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-       حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم

6-    حق دست

7-   حق پا

8-   حق شکم

9-     حق غریزه شهوت

10-    حق صدقه

11-    حق مال و ثروت

12-   حق طلبکار

13-حق همسایه

14-حق روزه:

عناوین خطبه دوم

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      ماه رمضان و استفاده از فرصتهای استثنایی:

دو دغدغده مهم رهبر معظم انقلاب :فرهنگی واقتصادی.

اما فرهنگی :

2-     يكشنبه 23 خرداد فرمان حضرت امام خميني(ره) مبني بر تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي (1359 ه ش):

3-   پنجشنبه 27 خرداد 10 رمضان ‏المبارك وفات حضرت خديجه (س) (3 سال قبل از هجرت):

اما اقتصادی:

4-   پنجشنبه 27 خرداد فرمان حضرت امام خميني(ره) مبني بر تشكيل جهاد سازندگي (1358 ه.ش)؛ روز جهاد كشاورزي:

5-   آثار اجتماعى زكات‏:

==========================

نماز جمعه 21/03/1395

مشروح خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(28) (حق روزه)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین نَحمَدُهُ وَنَستَعینُه و نَستَغفِرُه وَ نَتَوَکّلُ علَیه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّم علی حَبیبِه وَ نَجیبه وَ خیَرَتِه فی خَلقه وَ حافِظِ سِرّه وَ مُبَلِّغِ رِسالاته سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد(ص) وَ علی آلِه الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبینَ الهُداةِ المَهدیین المَعصومین سیَّما بَقیَّهَ اللهِ فی الاَرَضین وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی:عَن الصادقِ جعفرِ بنِ محمدٍ عن اَبیهِ عَن آبائِهِ علیهم‌ُ السلام اَنَّ امیرالمؤمنین علیه ‌السلام قالْ : « جُمِعَ الْخَیْرُ کُلُّهُ فِی ثَلَاثِ خِصَالٍ » این سه چیز را اگر بتوان تأمین کرد، همه ‌ی خیرات، مستقیم و غیرمستقیم در اینها وارد و داخل هستند.

« النَّظَرِ وَ السُّکُوتِ وَ الْکَلَامِ» یکی نظر و نگریستن، دوم سکوت و سوم کلام

« فَکُلُّ نَظَرٍ لَیْسَ فِیهِ اعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ» فرمود هر نگاه‌ کردنی که در آن عبرت‌ گرفتن نباشد، اعتبار نباشد، این سهو است؛ هیچ فایده ‌ای ندارد.

« وَ کُلُّ سُکُوتٍ لَیْسَ فِیهِ فِکْرَةٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ» سکوت هم جزو کارهای متعارف و رفتار انسان است؛ [می‌ فرماید] هر سکوتی که در آن فکری نیست این غفلت است.

« وَ کُلُّ کَلَامٍ لَیْسَ فِیهِ ذِکْرٌ فهُوَ لَغْوٌ » می ‌فرماید هر کلامی که در آن ذکر نیست، یاد نیست، توجه نیست - حالا یا به طور مطلق یا توجه الی الله- این کلام لغو است.

« فَطُوبَى لِمَنْ کَانَ نَظَرُهُ عِبَراً وَ سُکُوتُهُ فِکْراً وَ کَلَامُهُ ذِکْراً» [پس خوشا به حال کسى که نگاهش مایه‌ ‌ی عبرت است، و سکوتش مایه ‌ی اندیشه، و سخن ‌گفتنش یادآورى و ذکر است]

آن وقت انسانی که این سه خصوصیت را دارد؛

« وَ بَکَى عَلَى خَطِیئَتِهِ»  بر گناهان و خطاهای خود بگرید؛

یعنی این [گریه‌کردن] نتیجه ‌ی همین توجهات است. هنگامی که ما وقتی ساکتیم فکر می ‌کنیم، وقتی حرف می‌ زنیم تذکر در آن است، وقتی نگاه می ‌کنیم با سنجش [همراه است]، آن‌ وقت یکی از چیزهایی که مورد نگاه ما است، خود ما و رفتارهای خودمان است، خطاهای خودمان را پیدا می‌ کنیم. مشکل ماها این است که اشتباهات و خطاهای خودمان را نمی ‌فهمیم و نمی‌ بینیم. وقتی فهمیدیم آن ‌وقت عظمت کار را مشاهده می ‌کنیم و اگر اهل دل باشیم بر خطاهای خودمان گریه می‌ کنیم.

 

« وَ أَمِنَ النَّاسُ شَرَّه‌« و مردم از شرّ او در امان باشند.( الامالی شیخ صدوق، صفحه‌ ۸۰)

موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) بود که حقوق همسایه را عرض می کردیم اما به مناسبت ماه مبارک رمضان  یکی از حقوق که اختصاص به همین ماه دارد یعنی حق روزه را خدمت شما روزه داران عزیز عرض می کنم:

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-       حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم

6-    حق دست

7-   حق پا

8-   حق شکم

9-     حق غریزه شهوت

10-    حق صدقه

11-    حق مال و ثروت

12-   حق طلبکار

13-حق همسایه

14-حق روزه:

امام سجاد (ع) فرمود: « وَ أَمّا حَقّ الصّوْمِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنّهُ حِجَابٌ ضَرَبَهُ اللّهُ عَلَى لِسَانِكَ وَ سَمْعِكَ وَ بَصَرِكَ وَ فَرْجِكَ وَ بَطْنِكَ لِيَسْتُرَكَ بِهِ مِنَ النّارِ وَ هَكَذَا جَاءَ فِي الْحَدِيثِ الصّوْمُ جُنّةٌ مِنَ النّارِ- فَإِنْ سَكَنَتْ أَطْرَافُكَ فِي حَجَبَتِهَا رَجَوْتَ أَنْ تَكُونَ مَحْجُوباً وَ إِنْ أَنْتَ تَرَكْتَهَا تَضْطَرِبُ فِي حِجَابِهَا وَ تَرْفَعُ جَنَبَاتِ الْحِجَابِ فَتَطّلِعُ إِلَى مَا لَيْسَ لَهَا بِالنّظْرَةِ الدّاعِيَةِ لِلشّهْوَةِ وَ الْقُوّةِ الْخَارِجَةِ عَنْ حَدّ التّقِيّةِ لِلّهِ لَمْ تَأْمَنْ أَنْ تَخْرِقَ الْحِجَابَ وَ تَخْرُجَ مِنْهُ وَ لا قُوّةَ إِلّا بِاللّهِ» بايد بدانى كه روزه ، پرده و حجابى است كه خداوند بر زبان ، گوش ، چشم ، عورت و شكم تو كشيده است ؛ تا تو را از آتش مصون دارد؛ و در حديث نبوى آمده است كه : (روزه سپر آتش است ). پس اگر اعضاى بدنت در پس اين پرده آرام گرفت ، اميدوار باش كه مصونيت يافته اى ؛ و اگر رهايشان كردى كه به پريشانى و حركات خارج از قاعده خود ادامه دهند و پرده حجاب را بالا زنند، بى جا و از روى شهوت نظر كنند و پا را از حدود و تقواى الهى بيرون نهند، ايمن مباش كه آن پرده دريده شود و از آن خارج شوى .

آن طور كه از بيان امام سجاد عليه السلام پيداست ، همه حيثيت و منفعتى كه براى روزه متصور است ، همان جا جنبه ايجاد مصونيت و ملكه تقوا نسبت به همه اعضا و جوارح انسان است ؛ چرا كه هر يك از اين اعضا و جوارح به نحوى در معرض تهديد قرار دارند. زبان ، گوش ، چشم ، شكم و غريزه جنسى ، همه در معرض خطر هستند و روزه يك عمل عبادى تمرينى است كه ابتدايى ترين شكلش ، با پرهيز و خوددارى از آشاميدن و خوردن تحقق پيدا مى كند؛ منتهى زمانى اين عمل به مرحله كمال مى رسد كه تورع و پرهيز، به همه تمايلات و خواهش ها تسرى پيدا كند؛ يعنى همان گونه كه شخص براى مدتى دهان و شكم را از لذايذ، حتى از خوردنى ها و نوشيدنى هاى حلال محروم مى كند، چشم و گوش را از ديدن و شنيدن ناروا و حرام بازدارد و غريزه جنسى را مهار كند، در اين صورت نتيجه روزه كه همان توفيق در مالكيت نفس و غرائز است ، براى انسان حاصل مى شود و اگر انسان توانست مالك نفس خود شود، خويش را از آتش خطرات و عواقب سوء دنيوى و اخروى شهوت پرستى حفظ كرده است .

« فازَ مَن غَلَبَ هَوَاهُ و مَلك دَواعِى نفسه.» كسى كه زمام تمايلات خود را به دست گرفت و مهار كرد، رستگار است.

از اين رو امام سجاد عليه السلام به حديث نبوى تمسك فرموده اند كه پيامبر صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم فرمودند:

« الصَّوم جُنَّة مِن النَّار.» روزه سپر آتش است .

و اين همان معناى سپر بودن و حائل شدن روزه در برابر آتش است ؛ يعنى زمانى روزه ميان انسان و آتش حائل مى شود كه او را از ابتلا به آتش شهوت و تمنيات و غرائز باز دارد.

عدوى خانه در پهلو نشسته               /                       تو بر خصم برون در ببسته

عدوى خانه خنجر تيز كرده               /                       تو از خصم برون پرهيز كرده

اين دو بيت مضمون همان فرمايش حضرت رسول اكرم صلى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّمَّ است كه فرمودند: « اَعدى عدوِّك نفسك الَّتى بين جنبيك.» دشمن ترين دشمنان همان دشمن درونى است.

اهميت ماه رمضان :

برخي از احکام اسلام، در بين اديان مشترک هستند و ريشه در دين حضرت ابراهيم (ع) دارند. مثلا سنت اعتکاف که يک سنت ابراهيمي است از عصر حضرت ابراهيم (ع) در همه اديان بوده است. چنانکه در تاريخ اديان داريم که حضرت مريم (س) سه روز معتکف بودند. حضرت زکريا هم سه روز معتکف بودند. در اسلام هم اين سنت وجود دارد که سه روز از ماه پر برکت رجب را معتکف مي شوند. پيامبر عظيم الشان اسلام (ص) 10روز آخر ماه مبارک رمضان را معتکف مي شدند، بنحوي که بسترشان را جمع مي کردند و ده شبانه روز در مسجد به عبادت مي پرداختند.

اما بعضي از احکام فقط  اختصاص به يک دين دارد که نمونه آن روزه است.

روزه مختص به امت پيامبر (ص) :

يکي از اصحاب حضرت امام جعفر صادق (ع) نقل مي کند که از حضرت شنيدم که فرمودند: « إِنَّ شَهْرَ رَمَضَانَ لَمْ يَفْرِضِ اللَّهُ صِيَامَهُ عَلَى أَحَدٍ مِنَ الْأُمَمِ قَبْلَنَا » خداوند روزه ي ماه مبارک رمضان را بر هيچ يک از امت هاي قبل از اسلام واجب نکرد. عرض کردم: يابن رسول الله! خداوند در قرآن کريم فرموده: اي گروهي که ايمان آورده ايد، روزه بر شما واجب شد همانطور که قبل از شما هم واجب بود. اما شما مي فرماييد که خداوند بر هيچ يک از امت هاي قبل از اسلام روزه را واجب نکرده است؟ امام (ع) فرمودند: « إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ صِيَامَ شَهْرِ رَمَضَانَ عَلَى الْأَنْبِيَاءِ دُونَ الْأُمَمِ » خداوند روزه ماه مبارک رمضان را فقط بر انبياء گذشته واجب کرده بود و امت هاي ايشان تکليفي نسبت به روزه نداشتند. « فَفَضَّلَ بِهِ هَذِهِ الْأُمَّةَ وَ جَعَلَ صِيَامَهُ فَرْضاً عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عَلَى أُمَّتِهِ » خداوند به سبب وجود روزه در ماه مبارک رمضان، به امت اسلام برتري داده است و البته روزه ي اين ماه را هم بر پيامبر اکرم (ص) و هم بر امت ايشان واجب کرده است.

اکرامي همچون اکرام موسي کليم الله:

در حديث قدسي آمده است که موسي کليم الله در مناجات خود، به ساحت اقدس اله عرض مي کند: « في مُناجاتِهِ قالَ يا رَبّ هَل أکرَمتَ اَحداً مِثلِ ما اَکرَمتَني؟ » خدايا آيا چنين اکرام ويژه اي به ديگران شده است؟ موسي کليم الله است، خداوند متعال به او مقام هم صحبتي با خود را عنايت کرده و به اين سبب اکرام شده است. لذا از خداوند مي پرسد: کسي را مثل من اکرام کرده اي؟ من موسي کليم الله هستم. من هم صحبت شما هستم، اين بزرگترين اکرامي است که شما در حق من کرده ايد. « قالَ الله تعالي إنّ لي عِباداً اُخرِجُه آخِرَ الزّمان وَ اُکرِمُهُ شَهرَ رَمَضان » خداوند مي فرمايد: از براي من بندگاني است که در آخر الزمان مي آيند و من آنها را بواسطه ماه مبارک رمضان اکرام مي کنم.

در اين حديث، اولاً مراد از آخر الزمان، امت پيامبر اسلام (ص) است چون آخرين پيامبر و فرستاده خداست، امت ايشان را اينگونه خطاب کرده است. ثانياً اکرام امت اسلام بواسطه ي ماه مبارک رمضان، نظير اکرامي است که خداوند به موسي کليم الله در خصوص هم صحبتي با خود کرده است.

ثمره آگاهي از حقيقت ماه رمضان:

در حديثي از رسول اکرم (ص) آمده است: « لَوْ يَعْلَمُ الْعَبْدُ مَا فِي رَمَضَانَ لَوَدَّ أَنْ يَكُونَ رَمَضَانُ السَّنَةَ » اگر بندگان خدا بدانند چه حقيقتي در ماه مبارک رمضان گنجانده شده است، هر آينه آرزو مي کنند که تمام سال، ماه مبارک رمضان باشد.

روزه همسنگ و برابر ندارد:

ابي عوامه از اصحاب رسول اکرم (ص) است که خدمت ايشان شرفياب شد و عرض کرد: به من يک دستور العمل بدهيد. حضرت فرمودند: « عَلَيکَ بِالصوم فإنه لا عِدلَ لَه و لا وَزنَ لَهُ لِثَوابِه » روزه بگير که در بين عبادات روزه همسنگ و برابر ندارد و هيچ ابزاري براي سنجش ثواب آن وجود ندارد. مراد از فرمايش حضرت اين است که ثواب روزه قابل محاسبه نيست. اين شخص بار ديگر از پيامبر دستور العمل خواست. حضرت دوباره فرمايش خود را تکرار کردند که روزه بگير که روزه معادل ندارد. تا سه بار پيامبر اين مطلب را تکرار کردند.

چرا روزه معادل ندارد؟

« قَالَ اللَّهُ تَعَالَى كُلُّ عَمَلٍ لِبَنِي آدَمَ الْحَسَنَةُ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا إِلَى سَبْعِمِائَةِ إِلَّا الصِّيَامَ » خداوند براي هر عمل عبادي از 10 برابر تا 700 برابر جزا مي دهد مگر روزه. در ادامه حديث آمده است که خداوند مي فرمايد: « فَإِنَّهُ لِي وَ أَنَا أُجْزَى بِهِ » روزه براي من است و من جزايش هستم. يعني پاداش آن بهشت نيست بلکه من هستم. اين توصيف ارزشمندي از روزه است.

دليل اين پاداش چيست؟

دليل اين پاداش، اخلاص روزه دار در انجام اين عمل عبادي است. روزه دار نه تنها در انظار عمومي بلکه در خلوت و تنهايي هم از مبطلات روزه امساک مي کند. اينجا مراعات چه کسي را مي کند؟ فقط خدا. به دليل خلوصي که در روزه وجود دارد خداوند مي فرمايد «أنا اُجزي به»؛ جزاي روزه، من هستم.

در حديث آمده که حضرت زهرا (س) مي فرمايند: « الصِّيَامَ تَثْبِيتاً لِلْإِخْلَاصِ » روزه ثابت کننده اخلاص روزه دار است.

در حديث ديگري پيامبر اکرم (ص) مي فرمايند: « لِکُلِّ شَيءٌ بابٌ وَ بابُ العِبادَة الصّوم» براي هر چيزي يک راهي وجود دارد و باب عبادت، روزه است. يعني اگر مي خواهيد وارد وادي عبادت الهي بشويد، بايد با روزه وارد شويد.

 اما با تمام خصوصياتي که در مورد روزه بيان شد، يک سري عواملي وجود دارد که ارزش معنوي روزه را از بين مي برد. من مختصراً به اين عوامل اشاره مي کنم:

 

عوامل سقوط روزه:

1-     غيبت:

قال رسول الله (ص): « وَ مَنِ اغْتَابَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بَطَلَ صَوْمُهُ وَ نُقِضَ وُضُوؤُهُ » کسي که غيبت برادر مسلمانش را کند روزه اش را باطل کرده و جنبه ملکوتي وضويش را از بين برده است، « فَإِنْ مَاتَ وَ هُوَ كَذَلِكَ مَاتَ وَ هُوَ مُسْتَحِلٌّ لِمَا حَرَّمَ اللَّهُ » و اگر در همان حال غيبت بميرد، در حاليکه حلال خدا را حرام کرده، مرده است.

يعني باعث تغيير دين خدا شده است. ابطال روزه و وضوء در اين روايت به معناي از بين رفتن جنبه ي ملکوتي اين اعمال است. جنبه ي ملکوتي وضوء، نور است و جنبه ي ملکوتي روزه اين است که جزاي آن خود خدا باشد.

رسول اکرم (ص) در حديث ديگري مي فرمايند: « الصَّائِمُ فِي عِبَادَةٍ وَ إِنْ كَانَ نَائِماً عَلَى فِرَاشِهِ مَا لَمْ يَغْتَبْ مُسْلِماً » روزه ‌دار در حال عبادت خداوند است اگر چه در بستر خويش خوابيده باشد،‌ مادامي كه غيبت مسلماني را نكند.

و باز در حديث ديگري پيامبر اکرم (ص) مي فرمايند: «مَنِ اغتابَ مُسلِماً اَو مُسلِمَةً لَم يقبَلِ اللَّهُ تَعالى‏ صَلاتَهُ وَ لا صيامَهُ اَربَعينَ يوماً وَ لَيلَةً اِلّا اَن يغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ » خداوند متعال تا چهل شبانه روز نماز و روزه غيبت کننده مرد و زن مسلمان را نمى ‏پذيرد، مگر اين که غيبت شونده او را ببخشد.

2-    نگاه حرام:

يکي ديگر از عوامل سقوط روزه، نگاه حرام است. در حديثي از پيامبر اکرم (ص) چهار عامل براي سقوط روزه بيان شده که در اين حديث، عامل چهارم مورد نظر است. « أربَعَةٌ تُفسِدُ الصَّومَ و أعمالَ الخَيرِ » چهار چيز روزه و اعمال خير انسان را فاسد مي کند، « الغيبَةُ، وَ الكَذِبُ، وَ النَّميمَةُ، وَ النَّظَرُ إلَى الأَجنَبِيِّ » غيبت، دروغ، سخت چيني و نگاه آلوده به انسان اجنبي.

اين نگاه آلوده چه از جانب مردي به مرد يا زن ديگر باشد و چه از جانب زني به زن يا مرد ديگر باشد، تفاوتي ندارد و حرام است.

3-    آزار همسر:

سومين عامل سقوط روزه آزار و اذيت همسر است. قال النبي (ص): « اَيُّمَا امْرَأَةٍ آذَتْ زَوْجَهَا بِلِسَانِهَا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهَا صَرْفاً » هر مردي که به زبانش همسرش را اذيت کند، خدا از او هيچ عمل خيري را قبول نمي کند، « وَ لَا عَدْلًا وَ لَا حَسَنَةً مِنْ عَمَلِهَا حَتَّى تُرْضِيَهُ » و خداوند هيچ عدالتي و هيچ عمل نيکي را از او نمي پذيرد تا اينکه همسرش را راضي کند، « وَ إِنْ صَامَتْ نَهَارَهَا وَ قَامَتْ لَيْلَهَا » اگر چه تمام روز خود را به روزه و تمام شب خود را به شب زنده داري گذرانده باشد، « وَ أَعْتَقَتِ الرِّقَابَ وَ حَمَلَتْ عَلَى جِيَادِ الْخَيْلِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ » و در راه خدا برده آزاد کرده باشد، و يا سوار بر اسب در راه رضاي خدا به جهاد با دشمن رفته باشد، « وَ كَانَتْ فِي أَوَّلِ مَنْ تَرِدُ النَّارَ وَ كَذَلِكَ الرَّجُلُ إِذَا كَانَ لَهَا ظَالِماً » چنين مردي جزء اولين گروه هايي است که وارد آتش جهنم مي شود.

البته اگر زني هم نسبت به شوهرش چنين خصوصيتي داشته باشد، خداوند او را هم نمي بخشد.

4-    آزار پدر و مادر:

قال رسول الله (ص): « لَا صِيَامَ لِمَنْ عَصَى الْإِمَامَ » روزه کسي که نسبت به امامش عصيان کند مقبول نيست، - آيا ما نسبت به امام زمان (عج) عصيان کرده ايم يا نه؟ حق حضرت را اداء کرده ايم يا نه؟ - « وَ لَا صِيَامَ لِعَبْدٍ آبِقٍ حَتَّى يَرْجِعَ » بردگان فراري هم تا زماني که بازنگشته اند، روزه شان مقبول نيست، « وَ لَا صِيَامَ لِامْرَأَةٍ نَاشِزَةٍ حَتَّى تَتُوبَ » زناني هم که نسبت به شوهرشان ناشزه هستند، تا زمانيکه توبه نکرده اند روزه شان مقبول نيست، « وَ لَا صِيَامَ لِوَلَدٍ عَاقٍّ حَتَّى يَبَرَّ » و فرزنداني که پدر و مادر را اذيت کرده اند و عاق والدين شده اند، هرقدر هم که روزه بگيرند، خداوند از آنها قبول نمي کند.

5-    دروغ:

اما عامل ديگري که سبب سقوط معنويت روزه مي شود، بحث دروغ است. در حديث از پيامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند: « خَمسُ خِصال يُفَطِّرَنَّ الصائمَ و يَنقُضنَ الوضوءَ » پنج خصلت سبب افطار روزه دار مي شود و وضوء را باطل مي کند، « الكذب وَ الغيبة و النَميمَة و النّظَرُ بِشَهوَةٍ، و اليَمينُ الكاذِبَة » دروغ گفتن، غيبت، سخن چيني، نگاه حرام و قسم دروغ خوردن.

6-    فحاشي:

اما ششمين عامل، فحاشي است. از ساحت مقدس پيامبر (ص) آمده است: « مَا مِنْ عَبْدٍ صَالِحٍ يُشْتَمُ فَيَقُولُ إِنِّي صَائِمٌ، سَلَامٌ عَلَيْكَ لَا أَشْتِمُكَ كَمَا شَتَمْتَنِي » عبد روزه داري نيست مگر آنکه وقتي مورد فحاشي و شماتت قرار گرفت، فرد مقابلش را مورد خطاب قرار داده و بگويد: من روزه هستم، سلام بر تو باد. بخاطر آن روزه اي که دارم من به تو فحاشي نمي کنم، در حالي که تو به من فحاشي کردي. « قَالَ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اسْتَجَارَ عَبْدِي بِالصَّوْمِ مِنْ شَرِّ عَبْدِي فَقَدْ أَجَرْتُهُ مِنَ النَّارِ » خداوند تبارک و تعالي مي فرمايد، اين بنده ي من از شر آنکس که او را شماتت کرد به روزه پناه برد، من هم بعنوان پاداش اين عملش، او را از آتش جهنم نجات مي دهم.

در زمان رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم حضرت شنيدند كه زن روزه دارى نسبت به كنيز و زير دستش بدگويى و فحاشى مى كند. حضرت آن زن را به خوردن طعام دعوت كردند و زن به رسول اكرم صَلَّى اللّه عَلَيهِ و آلِهِ و سَلَّم گفت : من روزه دارم ، حضرت فرمودند: چگونه روزه دارى ؛ حال آن كه زبانت به فحش و بدگويى نسبت به زيردست باز شده است ؟ روزه فقط پرهيز از خوردن و آشاميدن نيست.

رفتار خداوند با روزه دار:

اما خدا با روزه دار چگونه رفتار مي کند؟ اولاً خداوند خود را بعنوان جزاي روزه معرفي مي کند. ثانياً در روايتي ديگر مي فرمايد: هر کسي که وارد ماه مبارک رمضان شده باشد، در شب جمعه اول ماه، گناهانش را مي بخشم اگرچه به اندازه ي عدد نجوم آسماني باشد. شب جمعه ي دوم ماه مبارک رمضان که مي رسد، هفتاد برابر هفته قبل را مي بخشم. هفته ي آخر ماه مبارک رمضان که فرا مي رسد، هيچکس نمي تواند مغفرتي را که من در اين شب جمعه شامل حال روزه داران مي کنم محاسبه کند.

اين عبادات نماز و روزه و... مبتنى بر يك علت نهايى است كه اگر آن علت حاصل نشود، از روزه جز تشنگى و گرسنگى و از نماز جز بى خوابى و زحمت ، بارى نبسته است .

به نص آيه كريمه قرآن ، علت غايى نماز « تنهى عن الفحشاء و المنكر» است ؛ انسان را از سركشى ، فحشا و منكر باز مى دارد. در قرآن علت غايى روزه هم لعلكم تتقون ذكر شده است ؛ و اين هر دو، يك نتيجه است . كسى كه از فحشا و منكر و هر نوع سركشى مبرّاست ، متقى و وارسته است و انسان وارسته از همه گناهان پرهيز دارد.

امام صادق عليه السلام به اثر ديگرى كه در حقيقت ، ثمره اين دو است اشاره كرده و مى فرمايند:« انّما فرَضَ اللّه الصيام لِيَستوىَ به الغَنىُّ و الفقير و ذلك اءَنَّ الغنىَّ لَم يكن لِيَجِدَ مسَّ الجوع فيَرحَمَ الفقير لانَّ الغنىَّ كلَّما اءَراد شيئا قدَرَ عليه فاءَراد اللّه تعالى اءَن يُسَوِّى بين خَلقِهِ و اءَن يُذيق الغنىَّ مسَّ الجوع و الاَلَمِ لِيَرِقَّ على الضعيفِ و يَرحَم الجائع.» خداوند روزه را واجب فرمود؛ تا بين فقير و غنى تساوى ايجاد شود؛ و چون انسانهاى ثروتمند و بى نياز، گرسنگى را احساس نمى كنند، نسبت به فقيران احساس ترحم ندارند؛ چون هرگاه هرچه خواسته و مطلوب آنها بوده است ، به راحتى بدان دسترسى داشته اند. خداوند با فرمان روزه خواسته است كه غنى ، طعم و درد گرسنگى را احساس كند تا در وى نسبت به ضعيف رقت قلب ايجاد شود، و نسبت به گرسنگان ، ترحم كند.

به تعبير شاعر:

احوال دل سوخته ، دل سوخته داند                 /                       از شمع بپرسيد ز سوز جگر ما

بايد به هر مشقت ، اين خصوصيت و حالت در او به وجود بيايد تا آن لطافت روح و رقت قلب حاصل شود. كسى كه دسترسى به همه امكانات دارد، بالطبع افراد ناتوان و نيازمند را كمتر مى تواند درك كند:

درشتى كند با غريبان كسى              /                       كه نابوده باشد به غربت بسى

اما كسى كه درد غربت را چشيده باشد با غريب مدارا مى كند. كسى كه درد گرسنگى و تشنگى را كشيده باشد، مى تواند حال گرسنگان و تشنگان را بفهمد. پس مبراى مدت كوتاهى از دوران زندگى اش يك ماه رمضان هم كه شده ، بايد روزه بگيرد كه اين احساس در وى به وجود آيد؛ تا او را وادار كند كه نسبت به فقرا و نيازمندان ، حالت رحم و عطوفت پيدا كند؛ و براى رسيدگى به آنها و دستگيرى گرسنگان و محتاجان قيام كند.

بنابراين ، كامل ترين مرتبه روزه اين است كه چنان تاثيرى داشته باشد كه قلب و فكر و ذهن انسان را از انديشه گناه و فكر معصيت و تعدى نسبت به ذات ذوالجلال الهى مصون دارد؛ و اين نكته اى است كه در سوره مباركه بقره بعنوان حكمت و نتيجه مترتب بر روزه ذكر شده است : «لعلكم تتقون»

دعـــــــــــــــا

سوره

مشروح خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَلاهُ وَ السَلامُ علی سَیِدِنا وَ نَبیِّنا ابی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آلِهِ الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبین سیَّما علی امیرِ المومِنین وَ الصدیقَهِ الطاهِرَه سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین سِبطَیِ الرَّحمَه وَ اِمامَی الهُدی وَ علی بنِ الحُسَین وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَر وَ علی بنِ موسی وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ علی بنِ مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ علی وَ الخَلف القائِمِ الحُجَه حُجَجِکَ علی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فی بِلادِک . وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین وَ استَغفِرُ اللهِ لی وَ لَکُم.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: در ابتدای خطبه دوم هم خودم و هم شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      ماه رمضان و استفاده از فرصتهای استثنایی:

در ابتدا فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را تبریک عرض می کنم .

رسول گرامي اسلام(ص) در استقبال از ماه پرجاذبه و با بركت رمضان در خطبه ‏اي كه مشهور به خطبه شعبانيه است، نكته‏ هاي مهمي را يادآور مي ‏شوند كه جان كلام حضرت در اين كلام نهفته است كه ماه مبارك رمضان فرصتي است ويژه و منحصربه‏ فرد كه نبايد از كنار آن ساده عبور كرد. فرصت‏ ها خيلي سريع ‏تر از آن‏كه ما گمانش را ببريم، يكي پس از ديگري به ‏سان برق مي‏ گذرند و جز حسرت و اندوه براي ما به ‏جاي نمي‏ گذارند. آن‏ جا كه مي ‏فرمايند: «ايها الناس قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر دعيتم الي ضيافة الله» و طبيعي است هر ضيافتي به اقتضاي حال ميهمان و ميزبان، الزاماتي دارد. در اين ماه، خالق هستي با بي ‏نهايت محبت به بندگانش، آغوش باز كرده است و علاوه بر رزق معنوي قرآن كريم كه لذيذترين و بهترين غذاي مهيا گرديده آسماني است، جذبه ولايت اهل بيت عصمت و طهارت را به ‏ويژه با عروج ملكوتي مولاي متقيان حضرت علي(ع) بهانه ‏اي براي يافتن مسير هدايت و رسيدن به سعادت و كمال و رستگاري قرار داده است.

تا بدانجا كه مي‏ فرمايد: «شهر هو عندالله افضل الشهور و ايامه افضل الايام و لياليه افضل الليالي و ساعاته افضل الساعات»

فضليت اين ماه به ظرفيت‏ ها و فرصت‏ هايي است كه به ‏طور ويژه، ميزبان كريم براي بندگان شايسته و آگاهش تدارك ديده است كه البته معرفت و شناخت نسبت به آن از اهم مسائلي است كه همه ما آرزوي آن ‏را داريم چه آن‏ كه امام سجاد(ع) نيز در دعاي شريف چهل و چهارم از صحيفه سجاديه در نجواي با حضرت دوست، عرضه مي‏ دارد: «الهمنا معرفة فضله و اجلال حرمته» يعني ما را به معرفت فضيلت اين ماه و تجليل از حرمتش رهنمون فرما تا ضمن شناخت فرصتهاي معنوي اين ماه كه برترين ماه ‏هاي سال است و نگهداشتن حرمتش كه بهترين دوست و يار است، زمينه رشد و تعالي و كمال را براي خود و جامعه اسلامي به بهترين وجه مهيا سازيم.

در فرصت طلايي ماه مبارك رمضان است كه آدمي از وسوسه‏ هاي ابليس لعين و زمينه ‏هاي انحراف و گناه در امان است و اگر بخواهد و اراده كند، محال است كه قدمي به پيش برندارد و بار معنوي آخرتش را نتواند ببندد، مگر آن‏كه خود نخواهد! در همين رابطه پيامبر رحمت در ضمن خطبه شعبانيه مي ‏فرمايند: «ايها الناس ان ابواب الجنان في هذا الشهر مفتحة فاسالوا ربكم ان لايغلقها عليكم و ابواب النيران معلقة فاسالوا ربكم ان لايفتحها عليكم...»

هرچند نبايد از نظر دور داشت كه مسألت از خداي متعال منحصر به مسألت زباني نيست و به‏ عبارتي باز و بسته بودن درب ‏هاي بهشت و جهنم به اراده و عمل خود بندگان بستگي دارد و لذا حضرت در ادامه مي ‏فرمايند: «ايها الناس ان انفسكم مرهونة باعمالكم...» تا بندگان خدا به ‏جاي فرصت ‏سوزي در مقام بهره‏ جويي از فرصت ‏هاي پيش آمده برآيند و خود نيز با عمل شايسته، فرصت ‏هاي بهتري را بسازند.

در نتيجه ماه مبارك رمضان را مي ‏توان اوج شكوه بهار معنويت و بستري براي تجلي فرصت‏ هاي ويژه دانست:

1.   فرصت آشتي با خدا و جبران خطاها است که خداوند فرموده:«كتب عليكم الصيام... لعلكم تتقون»

2.   فرصت تقويت اراده و تصميم‏ گيري‏

3.   فرصت ايجاد نظم و تنظيم نقشه راه‏

4.   فرصت پيوند با ولايت‏:

طبق حديث معروف از امام باقر(عليه‏السلام) كه فرمود: « بني الاسلام علي خمسة اشياء علي الصلاة و الزكاة و الحج و الصيام و الولاية...» و ولايت نيز افضل از همه است «....لانها مفتاحهن والوالي هو الدليل عليهن» (كافي، جلد 2، صفحه 18).

5. انس با قرآن و استفاده از برکات قرآن در این دنیای وانفسا:

مقام معظم رهبری در دیدار با قاریان قرآن فرمودند :

برکات قرآن برکات بی‌ انتهایی است. در قرآن و با قرآن عزّت هست، قدرت هست، پیشرفت هست، رفاه مادّی هست، تعالی معنوی هست، گسترش فکر و عقیده هست، شادی و سکینه ‌ی روح هست؛ سکینه و آرامش روح؛ « فَاَنزَلَ اللهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسولِهِ وَ عَلَی المُؤمِنینَ وَ اَلزَمَهُم کَلِمَهَ التَّقوی وَ کانوا اَحقَّ بِها وَ اَهلَها». وقتی که آن آرامش دینی و آن سکینه ‌ی دینی آمد، تقوا زیاد می شود: « هُوَ الَّذی اَنزَلَ السَّکینَهَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم»؛ این سکینه و آرامش موجب می شود ایمان انسان روزبه ‌روز افزایش پیدا کند؛ ایمان به چه؟ ایمان به خدا، ایمان به قدرت الهی؛ دنبالش می گوید: « وَ لِلّهِ جُنودُ السَّماواتِ وَ الارض» همه چیز دست خدا است، همه چیز لشکر خدا است. در یک جای دیگر [می گوید]: « وَ ما یَعلَمُ جُنودُ رَبِّکَ اِلا هُو» هیچ‌ کس جز خود او، قادر به شمارش جنود الهی نیست. قرآن این است: یک قدرت فوق ‌العاده و بی ‌انتها که ما به قدر ظرفیّت خودمان باید بتوانیم ان ‌شاء الله از آن استفاده بکنیم.

امروز دنیا محتاج قرآن است؛ چه قبول کند و اعتراف کند و چه اعتراف نکند. امروز دنیا در خلأ هویّتی است، در خلأ فکری است، در خلأ ایمانی است؛ انسان بی ‌ایمان مثل یک میوه ‌ی پوک و از درون ‌خالی می مانَد. اینکه شما می ‌بینید قتل و جنایت در کشورهای غربی روزبه‌ روز زیاد می شود به‌ خاطر این است، یکی از عللش این است؛ اینکه می ‌بینید خودکشی زیاد می شود، یکی از عللش این است. بشر دیگر متاعی برای قانع کردن ذهن و دل و جان انسانها ندارد که ارائه کند. می گویند، می بافند، امّا در دلهای مردم قبول پیدا نمی کند. قرآن چرا. اگر چنانچه رشحه ‌ای از رشحات قرآن - نه کلّ قرآن، [فقط] یک رشحه ‌ای از رشحات قرآن- با بیان متناسبِ امروز فرستاده بشود، دلها جذب می شود؛ ما خودمان این را داریم تجربه می کنیم، این را داریم می‌ بینیم؛ امروز بشر، محتاج قرآن است.

 و قرآن در دنیای امروز می تواند « فعّال ‌مایشاء» باشد؛ می تواند کار بکند، می تواند پیش برود. قدرتها و ابرقدرت‌ ‌ها و بمب اتم و رژیم صهیونیستی و امثال اینها، هیچ غلطی نمی توانند بکنند؛

دو دغدغده مهم رهبر معظم انقلاب :فرهنگی واقتصادی.

اما فرهنگی :

2-     يكشنبه 23 خرداد فرمان حضرت امام خميني(ره) مبني بر تشكيل ستاد انقلاب فرهنگي (1359 ه ش):

امام (ره) فرمودند :       

اجانب خصوصا آمريكا در نيم قرن اخير كوشش داشتند و دارند فرهنگ و برنامه ‏هاي فرهنگي و علمي و ادبي ما را از محتواي اسلامي انساني ملي خود، خالي و به‏ جاي آن، فرهنگ استعماري و استبدادي (را) بنشانند،(صحيفه نور، جلد 9، صفحه 187) آن ‏ها كوشش كرده‏ اند كه فرهنگ ما را استعماري كنند، كوشش كردند كه نگذارند انسان پيدا بشود، آن‏ ها از انسان مي ‏ترسند، از آدم مي ‏ترسند.(صحيفه نور، جلد 6، صفحه 40)

جهانخواران براي به ‏دست‏آوردن مقاصد شوم خود و تحت ستم‏ كشيدن مستضعفان جهان، راهي بهتر از هجوم به فرهنگ و ادب كشورهاي ضعيف ندارند، زيرا با تربيت غربي يا شرقي معلم و استاد است كه دبستانها و دبيرستانها محل ‏هايي مي‏ شوند مجهز براي ‏تربيت غربي يا شرقي جوانهايي كه دولتمردان و دست ‏اندركاران آتيه كشورهايند.(صحيفه نور، جلد 15، صفحه 267)

عزيزان من! ما از حصر اقتصادي نمي ‏ترسيم، ما از دخالت نظامي نمي ‏ترسيم، آن‏ چيزي كه ما را مي ‏ترساند، وابستگي فرهنگي است،

استقلال و موجوديت هرجامعه از استقلال فرهنگ آن نشأت مي‏ گيرد و ساده ‏انديشي است كه گمان شود با وابستگي فرهنگي، استقلال در ابعاد ديگر يا يكي از آن‏ ها امكان ‏پذير است.

با انحراف فرهنگ، هر چند جامعه در بعدهاي اقتصادي، سياسي، صنعتي و نظامي قدرتمند و قوي باشد، ولي پوچ و پوك و ميان‏ تهي است. اگر فرهنگ جامعه ‏اي، وابسته و مرتزق از فرهنگ مخالف باشد، ناچار ديگر ابعاد آن‏ جامعه به جانب مخالف گرايش پيدا مي ‏كند و بالاخره در آن مستهلك مي‏ شود و موجوديت خود را در تمام ابعاد از دست مي ‏دهد.(صحيفه نور، جلد 15، صفحه 160)

مجلس و ملت و متفكران متعهد بايد اين حقيقت را باور كنند و اصلاح فرهنگ را جدي بگيرند و با تمام قوا در سد راهِ انحراف بكوشند. اشخاصي معدود قدرت ندارند تا اين امرِ عظيم ‏الحجمِ مهم را اصلاح كنند و صد درصد آن‏ را اسلامي و ملي در خدمت كشور قرار دهند. همه مسؤوليم و همه بايد در پيشگاه خدا و خلق خدا جواب تهيه كنيم و در اين زمان كه فرصتي ارزنده داريم، از هيچ‏ كس، هيچ عذري پذيرفته نيست و همه بايد به مقدار توان خويش، در اين امر حياتي كوشش نماييم تا خون جوانان برومند مجاهد و كوشش ملت و مجاهدات بي‏ دريغ آن هدر نرود.(صحيفه نور، جلد 17، صفحه 203)

لذا مقام معظم رهبری هم یکی از فوریتهای مجلس دهم را « تلاش مجدانه براى گسترش و ژرف‏ سازى فرهنگ اسلامى» دانستند و فرمودند: « در موضوع فرهنگ، نوعى ولنگارى و بى ‏اهتمامى در دستگاه ‏هاى فرهنگى به چشم مى ‏خورد، زيرا در توليد كالاى فرهنگى مفيد و جلوگيرى از توليد كالاى فرهنگى مضر، كوتاهى‏ هايى صورت مى ‏گيرد.»

 و بى ‏شك تعبير «جهاد كبير» كه اين روزها مورد تأكيد ايشان قرار دارد نيز بيش از هر عرصه ديگرى در عرصه باورها و فرهنگ قرار مى ‏گيرد. ريشه ‏هاى نفوذ را نيز بايد در ضعف‏ هاى فرهنگى جست‏ و جو كرد. جامعه‏ اى كه با هويتى مستقل و نفوذ ناپذير وارد ميدان‏ هاى مختلف سياسى اقتصادى شود، به يقين پيروز و سربلند بيرون خواهد آمد.

حالا چرا مقام معظم رهبرى به ‏درستى مكررا تذكر مى ‏دهند اما تغييرات منفى اجتماعى همچنان ادامه دارد و بدتر از آن بعضى از مسؤولان فرهنگى خود به مدافعان وضع نابسامان مبدل شده و از شاخص ‏هاى فرهنگ‏ هاى منحط دفاع كرده و آن‏ را ترقي‏ خواهى مى ‏شمرند؟

جواب این است که اول اینکه درك و فهم مشترك از مسأله وجود ندارد و هرکسی یک تفسیر سلیقه ای از فرهنگ دارد وآن را به حق می داند که اینجا باید همه گوش به فرمان . رهبرى نظام به‏ عنوان ناخداى كشتى امت اسلامى باشند .

دوم اینکه مواجهه پراكنده با مسأله وجود دارد در حالی که اولين شرط عقل در مواجهه با يك مسأله؛ تمركز و همسوسازى نيروها براى مواجهه مؤثرتر است.همانطور که مقام معظم رهبری به مدیریت قرارگاهی توصیه کردند .

در همینجا به مناسبتی که در این هفته در پیش داریم و مصداق و الگوی بسیار مناسبی برای ما است اشاره می کنم و این مناسبت در زمینه حمایتهای فرهنگی حضرت خدیجه (س) از رهبرش که پیامبر گرامی اسلام (ص) است، می پردازم :

3-   پنجشنبه 27 خرداد 10 رمضان ‏المبارك وفات حضرت خديجه (س) (3 سال قبل از هجرت):

مقام معظم رهبري‏: « اگر كمك‏ هاي خديجه(س) نبود شايد در حركت اسلام و پيشرفت اسلام يك اختلال و وقفه عمده ‏اي به‏ وجود مي ‏آمد.»

آنچه از احاديث، روايات و اعترافات علماء و دانمشندان اسلامي و هم‏ چنين شواهد تاريخي به‏ دست مي ‏آيد اين است كه حضرت خديجه (س) در پذيرفتن اسلام جزو پيشگام ‏ترين افراد و به ‏اصطلاح قرآن «السابقون الاولون» هستند كه در صدر اسلام ملاك مهمي براي فضيلت و برتري بوده است.

حضرت خديجه(س) براي تقويت ايمان و اطمينان قلبي ‏اش، تلاش ‏هاي فراواني در جهت معرفت، شناخت كمالات، روحيات و صفات پيامبر(ص) انجام دادند. حضرت خديجه (س) در زمينه ‏ها و ابعاد مختلفي حامي اسلام و پيامبر(ص) بودند.

نقش فرهنگي - اجتماعي حضرت خديجه(س):

1-   تصديق پيامبر اكرم (ص): يكي از راه ‏هاي مبارزه قريش و دشمنان پيامبر(ص) براي خدشه ‏دار كردن چهره ‏ي ملكوتي حضرت رسول(ص)، توسل به حربه‏ ي احمقانه ‏ي تهمت بود. تهمت ‏هايي مانند دروغگويي و جنون كه قرآن در آيات زيادي به اين تهمت ‏ها اشاره مي ‏كند. از جمله اقداماتي كه حضرت خديجه (س) در زمينه فرهنگي و اجتماعي انجام داد، تصديق و تأييد پيامبر(ص) بود و اين يكي از كارهاي مهمي است كه داراي آثار مثبت زيادي در جهت پيشبرد اهداف مقدس پيامبر (ص) و ناكامي دشمن و ايجاد سستي و تزلزل در عقايد خرافي آنان داشته است. اهميت تصديق پيامبر (ص) توسط خديجه (س) آن‏ جا آشكار مي ‏شود كه تصديق در آن شرايط سخت و دشوار چقدر با ارزش بوده است.

2-   كمك‏ هاي روحي و رواني به پيامبر(ص)؛ يكي ديگر از اقدامات فرهنگي و معنوي حضرت خديجه(س)، همكاري با پيامبر(ص) جهت زدودن و يا حداقل كم‏ كردن فشار ناراحتي‏ ها و مشكلاتي است كه به شخص پيامبر(ص) تحميل كرده بودند.

3-   كاهش نگراني‏ هاي پيامبر اسلام(ص) ؛ وقتي ‏كه وحي بر محمد(ص) نازل شد از جلال و جبروت خدا از حال رفت. حضرت خديجه(س) تا آخرين لحظات حياتشان دل ‏آرام رسول‏ الله و تسلي‏ دهنده به ايشان بودند؛ با برطرف كردن غم و اندوه ايشان و تبديل آن به نشاط و شادي، مقوم قلب مبارك رسول ‏الله بودند و خداوند به‏ وسيله‏ي ايشان غم و اندوه آن‏ حضرت را از بين مي ‏برد.

4-   تسكين دادن ناراحتي ‏هاي ناشي از آزار دشمنان اسلام؛ حضرت رسول اكرم(ص) هنگامي كه رسالت خود را آغاز كردند، با دشمني سرسختانه ‏ي دشمنان اسلام مواجه گرديدند. در اين ميان فقط چند نفر بودند كه از آن‏ حضرت حمايت كردند كه يكي از آن‏ ها حضرت خديجه(س) بود. حضرت خديجه(س) يار غمخوار پيامبر(ص) پيش از بعثت بود و پس از آن هم با تمام وجود حامي افكار و انديشه ‏هاي توحيدي ايشان محسوب مي‏ شد و به‏ دليل موقعيت مقبول و ممتازي كه داشت، پناهگاهي براي پيامبر(ص) به‏ حساب مي ‏آمد.

5-   ارشاد و هدايت مردم به ‏سوي خدا و پيامبر اكرم(ص)؛ يكي ديگر از كارهاي فرهنگي حضرت خديجه(س)، تبليغ و ارشاد مردم بود. او در مدتي كه همسر پيامبر(ص) بود، با عمل و زبان، مردم را به‏ سوي حقيقت و كمال راهنمايي مي‏ كرد. حضرت خديجه(س) همسر گرامي پيامبر(ص)، سه سال همراه پيامبر(ص) و علي(ع) در تبليغ عملي - كه يكي از موارد آن نماز و نيايش است- شركت داشت و بدين‏ ترتيب جمعيت مسلمين رفته ‏رفته افزايش يافت و زمينه براي دعوت علني آماده گشت. علاوه بر تبليغ عملي، خديجه(س) در مواردي هم در بين بعضي از افراد به تبليغ زباني مي ‏پرداختند و به معرفي پيامبر(ص) و كمالات وي اقدام مي ‏كردند.

که همه ما اعم از ملت و دولت باید از حضرت خدیجه (س) الگو بگیریم و برای رهبر عزیزمان اینگونه باشیم و ببینیم دغدغه های ایشان در مسائل فرهنگی چیست و وظائف خودمان را انجام بدهیم در سبک زندگی اسلامی و اقتصاد مقاومتی و جهاد کبیر و.....

اما اقتصادی:

دغدغه‏ هايى كه معظم‏ له در خصوص بيكارى و خصوصاً بيكارى جوانان در مناطق مختلف كشور داشتند با تعابير خاصى همچون «شرمندگى» بيان شد، به ‏خوبى نشانه لزوم تلاش مجدانه در ميان مسؤولان براى حل اين مشكل كلان و تأسف‏ بار است. اينك به نظر مى ‏رسد نمايندگان تازه ‏نفس مجلس دهم كه از جاى‏ جاى كشورمان راهى خانه ملت شده‏ اند، بايد خود را مسؤول در اين امر مهم بدانند و با استفاده از ابزارهاى در اختيار خود، مسير فعال شدن ظرفيت ‏هاى كشور در اين مسير را هموار سازند.

نكته مسلم اين است كه كشور در يك ركود بسيار عميق، طولانى و كمرشكن قرار دارد كه چنين ركودى در تاريخ كشور بى‏ سابقه است.

تلخ‏ ترين نكته اين ركورد، بيكارى و افزايش روز افزون آن است كه كمتر خانواده ‏اى از ضربات آن مصون است. روزى نيست كه كارگرى بيكار نشود و واحد هاى توليدى تعطيل نشوند. كارگرانى را داريم كه ماه ‏ها است حقوق دريافت نكرده و شرمنده زن و بچه خود هستند.

اين ركود و اين بيكارى دست به ‏دست هم داده و بخش عظيمى از آسيب‏ هاى اجتماعى را پديد آورده است.

ركود و بيكارى از يك‏ طرف و آسيب ‏هاى اجتماعى از سوى ديگر، رهبر عزيزمان را نگران كرده و موجبات ناراحتى و افسوس ايشان را برانگيخته است و ايشان هم فورى ‏ترين اقدامات در راه ‏حل اين موضوعات را اقتصاد مقاومتى و و در دراز مدت توجه به فرهنگ و درحال حاضر پرهيز از ولنگارى فرهنگى مى‏ دانند.

اى كاش مديران دولتى به ‏جاى توجيه اين حقوق ‏هاى كلان و زندگى ‏هاى اشرافى خود به‏ نحو ديگرى با مردم برخورد مى‏ كردند و آن ‏ها را ولى‏نعمت خويش مى ‏پنداشتند نه اين‏ كه با برخوردهاى بعضاً شاهانه و متكبرانه با كارگران و اقشار محروم برخورد كنند.

رهبر معظم انقلاب درباره آسيب ‏هاى اجتماعى نكات بسيار تكان ‏دهنده ‏اى داشتند. آنجا كه فرمودند: « ما مردم را بايد عائله خودمان بدانيم. ما مسؤولين كشوريم ديگر... اين ملت، اين كشور، اين مرزها، اين فضاى زندگى، عائله ما است.»

در اینجا نیز به حمايت و نقش اقتصادي حضرت خديجه(س) اشاره می کنم :

پيامبر(ص) فرمود: «هيچ مالي هرگز به من سود نرسانيد آن‏ گونه كه ثروت خديجه براي من سود رسانيد». نقش تاريخي و فداكاري‏ هاي اقتصادي حضرت خديجه(س) در ياري رسول الله(ص) كه مشكلات فراواني را از پيش پاي ايشان برداشت و منجر به آرامش روحي ايشان گرديد، بسيار مشهود است.

پيامبر(ص) از اموال خديجه(س)، بردگان تحت شكنجه را خريداري مي ‏نمود و بدهكاران را از قيد بدهكاري آزاد مي‏ كرد. به بينوايان و تهيدستان كمك مي ‏كرد و مسلماناني را كه از مكه به مدينه هجرت مي‏ كردند و مشركان اموال آن‏ ها را مصادره مي‏ نمودند، با مال خديجه(س) بي‏ نياز مي ‏نمود تا خود را به مدينه برسانند.

از همه مهم‏ تر در ماجراي محاصره اقتصادي قريش كه مدت 3 يا 4 سال به طول انجاميد، همه اموال خديجه(س) صرف حمايت از محاصره ‏شدگان و رسول ‏الله(ص) شد. بنابراين حمايت اقتصادي خديجه(س) در واقع كليد مقاومت و شكستن اين محاصره بود. حضرت خديجه توانست با بذل مال خويش، ياران اسلام را كه در آغاز حيات خود، چون شاخه نورسته بود، در مقابل امواج خروشان دشمنان حفظ كند و زمينه رشد و شكوفايي اسلام و مسلمين را فراهم نمايد و به استناد تاريخ، رسول اعظم در مكه تا زماني كه خديجه‏ ي كبري زنده بودند، در كفايت وسيع و بي‏ نياز از احدي بودند.

حضرت خديجه(س) با ايثار و عطوفت و مهرباني و عشق، حامي وجود مبارك رسول‏ الله بود و با انفاق مال خويش در راه استحكام و تحكيم اسلام، موانع و مشكلات را از راه مسلمانان كنار زد.

حضرت خديجه(س) سخت‏ ترين مشكلات را به‏ خاطر حفظ ايمان به خدا و دفاع از اسلام و رهبر بزرگوار آن متحمل شد و از آنجا كه از رسول ‏الله حمايت همه ‏جانبه داشتند و مايه آرامش و تسلي خاطر ايشان در برابر طوفان ‏هاي حوادث سهمگين و اندوه‏ هاي فراوان آغاز رسالت بودند، گويي كه از تمام مسلمين حمايت كرده ‏اند، چرا كه راهنما و راهبر و مرشد و مريدشان را حمايت نمودند.

حضرت خديجه(س) هر روز قدمي تازه در راه نيل به اهداف عالي اسلام برداشت و بالاخره در سال دهم بعثت بعد از سه سال محاصره در شعب ابي طالب، اين بانوي بزرگ و فداكار وفات يافت.

حضرت خديجه(س) از نظر ايمان و عقيده به جايي رسيد كه خدا و پيامبر(ص) و ملائكه او را دوست داشتند و بر ايمان او مباهات مي ‏كردند و او را افضل زنان پيامبر(ص) و به ‏عنوان يكي از بزرگترين زنان جهان معرفي مي‏ نمودند.

لذا بر همه مسولین لازم است که مانند خدیجه (س) برای رفع دغدغه های رهبر عزیز که همان مشکلات مردم است تلاش کنند و به فرياد مردم برسند؛ چون ركود، بيكارى و آسيب هاى اجتماعى امان را از مردم گرفته است‏.

اصلى‏ ترين راهكار مقابله با تهديدات و توطئه و فتنه جبهه خصم عليه انقلاب اسلامى، حفظ شور انقلابى و تقويت روحيه انقلابى است.

4-   پنجشنبه 27 خرداد فرمان حضرت امام خميني(ره) مبني بر تشكيل جهاد سازندگي (1358 ه.ش)؛ روز جهاد كشاورزي:

مقام معظم رهبری فرمودند: اولويتها را رعايت كنيم، بر اساس اولويتها كار پيش برود. به نظر بنده يكي از اولويتها، مسأله كشاورزي است. كشاورزي را بايد در درجه اول اهميت قرار داد؛ نه به ‏معناي اين ‏كه از صنعت فراموش كنيم؛ نه، ليكن در مرتبه اول، مسأله كشاورزي است كه اگر توانستيم كشاورزي را با شرايطي كه دارد، احياء كنيم، هم مسأله اشتغال حل مي‏ شود، هم عوارض گوناگون بيكاري -  اين حاشيه‏ نشيني، اعتياد و امثال اين‏ ها - از بين خواهد رفت يا ريشه ‏هاي آن تضعيف خواهد شد.

نكته (قابل توجه) براي مسؤولان اين است كه در كار كشاورزي، جهادي حركت كنيد.

سه محور اصلي براي كشاورزي‏:

براي مسأله اقتصاد، سه محور اصلي وجود دارد:

الف. صنعتي‏ كردن كشاورزي و باغداري‏:

يكي صنعتي ‏كردن كشاورزي است؛ كشاورزي و باغداري را صنعتي كنيم، مدرن كنيم. سياست كلي در جمهوري اسلامي اين است كه روستاها تقويت و آباد شوند و كشاورزان، كار توليد را كه براي آينده اين كشور و سرنوشت اسلام و مسلمين حايز اهميت است، جدي بگيرند.

ب. ايجاد صنايع تبديلي و تكميلي‏:

يكي مسأله صنايع تبديلي و تكميلي و سردخانه و اين ‏چيزها است. باغدارِ اينجا اگر در كنار دست خودش صنايع تبديليِ مورد دسترس داشته باشد، وضعش به‏كلي تفاوت پيدا مي ‏كند؛ سردخانه باشد، همين‏ جور. . ما بايستي صنايع تبديلي را به روستاها ببريم، به بعضي از شهرها ببريم.

ج. ساختارسازي براي توزيع و بازرگاني‏:

يكي هم ساختارسازي براي توزيع و بازرگاني است؛ كيفيت بازرگاني محصولات و داد و ستد اين ‏ها، تجارت داخلي ‏شان، بعد مسأله صادرات و تجارت خارجي ‏شان، اين‏ ها يك نظم عاقلانه و مدبرانه ‏اي پيدا كند.(25/7/1391)

اهميت بخش كشاورزي با افزايش بهره‏ برداري بهينه عوامل توليد در هرجامعه ‏اي مشخص‏ تر و آشكارتر خواهد شد و در اين صورت كشاورزي قادر خواهد بود كه با تحصيل مازاد و جانبي گوناگون به اهداف توسعه و رشد اقتصادي دست پيدا كند. به‏ طور خلاصه كشاورزي مي‏ تواند نقش خود را به اشكال زير ايفا نمايد:

1.   عرضه نيروي كار و سرمايه مازاد،

2.   تأمين مواد غذايي و مواد خام صنعتي،

3.   گسترش صادرات غيرنفتي و تأمين ارز خارجي،

4.   تهيه بازار براي كالاهاي صنعتي سبك بالادستي و پايين ‏دستي،

5.   تشويق سرمايه ‏گذاري در فعاليت ‏هاي توليدي جانبي و صنايع تبديلي و تكميلي،

6.    رونق مبادلات تجاري محصولات كشاورزي به ‏عنوان موتور محركه توسعه اقتصادي كشور.

لذا، جايگزين كردن بخش‏ هاي با ريسك كم مانند بخش كشاورزي با بخش پرريسك نفت، يكي از اصول اقتصاد مقاومتي است كه اميدواريم مسؤولان كشور به اين امر مهم و حياتي اهتمام بيشتري داشته باشند.

5-   آثار اجتماعى زكات‏:

1-برادرى‏

 قرآن در یك جا مى ‏فرماید: مؤمنان با یكدیگر برادرند: «انّما المؤمنون اخوة» و در جایى دیگر مى ‏فرماید: هر گاه مخالفان شما توبه كنند و نماز به پا دارند و زكات بپردازند، آنها هم برادر دینى شما مى ‏شوند: «فان تابوا و اقاموا الصلوة و اتوا الزكاة فاخوانكم فى الدین» بنابراین شرط برادرى، در كنار توبه و نماز، پرداخت زكات است.

 2-ایجاد یا تعمیق روابط

 در آداب دوستى، صدها روایت به چشم مى ‏خورد كه آنچه سبب ایجاد دوستى یا تعمیق و توسعه آن مى ‏شود، خوش‏ نیّتى، خوش‏ رفتارى، انصاف، كرم، ایثار، سخاوت، احسان، محبت، زهد، صله رحم، هدیه و تفقّد از یكدیگر مى ‏باشد كه در پرداخت زكات همه آن آثار به روشنى نهفته است.

 3-كینه زدایى‏

 با پرداخت زكات، كینه محرومان برطرف و به محبت و دوستى تبدیل مى ‏شود و این محبت و دوستى در تعاون و یارى یكدیگر و تولید بهتر و بیشتر و حفاظت از دستاوردهاى جامعه اسلامى نقش مهمى دارد.

4- به صحنه كشاندن واماندگان‏

 فقر و گرسنگى، انسان را به انزوا و گوشه ‏گیرى و بدبینى و ناامیدى و حقارت‏ پذیرى مى ‏كشاند، امّا زمانى كه با پرداخت خمس و زكات و سایر انفاقات مشكلات اقتصادى مردم حل شود، تلاش، نشاط، دلسوزى و حضور مردم در صحنه ‏هاى مختلف بیشتر مى ‏شود.

 5-تقویت بنیه دینى مردم‏

 امام رضا علیه السلام فرمود: فلسفه و دلیل پرداخت زكات، قوت فقرا و... و تقویت آنان و كمك‏ رسانى در امور دینى آنها است.

 از محل زكات مى‏ توان مدارس، كتابخانه ‏ها، مساجد و سایر مراكز دینى و فرهنگى را ایجاد نمود و یا آنچه را كه قبلاً احداث شده است، توسعه داد و با دعوت از كارشناسان دینى و علما و اساتید مناطق دیگر، پایگاه علمى و اعتقادى مردم را تقویت نمود.

6- ایجاد همدلى در جامعه‏

 پرداخت زكات، دل‏ ها را به هم نزدیك مى ‏كند و جامعه را براى حل همه مشكلات آماده مى‏ سازد. اگر فقرا خود را در سود اغنیا شریك بدانند، در برابر نابسامانى ‏ها و مشكلات و آفات با تمام توان به پا خواهند خاست و تا آنجا كه بتوانند در حل مشكلات كوشش خواهند نمود.

 زكات ‏دهنده علاوه بر كسب رضاى خداوند و بركات معنوى و اخروى، دل‏ هاى دیگران را نیز به سوى خود جذب مى ‏كند و به خاطر همین محبوبیّتى كه در جامعه پیدا مى ‏كند، دیر یا زود از حمایت‏ هاى مردمى در امور مختلف برخوردار مى‏ شود.

6- تربیت نسل پاك‏

 در بسیارى از كتاب‏ هاى تربیتى و روان‏شناسى، به هسته مركزى تربیت كه انتخاب همسر و لقمه حلال است، كمتر توجّه شده است. اسلام براى تربیت نسل آینده، به مسأله انتخاب همسر و پس از آن به نقش لقمه حلال بسیار توجّه و تأكید دارد.

 پرداخت زكات، سبب پاك و حلال شدن رزق است و لقمه ‏ها را از حق محرومان پاك مى‏ كند و نقش لقمه پاك در جامعه و نسل آینده از طریق گرایش به خوبى ‏ها و كمالات و تنفّر از بدى ‏ها بر كسى پوشیده نیست.

 7-دفع بلا از امّت‏

 در قرآن مى ‏خوانیم: «و لولا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الأرض و لكن اللّه ذو فضل على العالمین»

 امام صادق علیه السلام ذیل این آیه فرمود: قطعاً خداوند به خاطر كسانى از شیعیان ما كه زكات مى ‏دهند، انواع بلاها و خطرات را از سایرین نیز دفع مى ‏كند و اگر زكات این گروه نبود، همه یكجا نابود مى ‏شدند.

8- فقرزدایى‏

 یكى از مسایل مهم جامعه، وجود فقر و گرسنگى و سایر كمبودها است كه یكى از راه ‏هاى مبارزه با آن، توجّه جدى به مسأله پرداخت خمس و زكات و انفاقات است.

 امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «فما جاع فقیرٌ الاّ بما منع غنى و اللّه سبحانه و تعالى سائلهم عن ذلك» هیچ فقیرى گرسنه نمى ‏ماند مگر به خاطر آن كه توانمندى حق خدا را نمى‏ پردازد و خداوند در روز قیامت توانمند را به همین دلیل بازخواست خواهد كرد. در روایات متعدد مى‏ خوانیم: اگر مردم زكات مال خود را بپردازند، فقیرى باقى نمى ‏ماند.

 امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ محتاج و گرسنه و برهنه ‏اى در جامعه وجود نخواهند داشت، مگر به خاطر گناهان اغنیا.

9- ایجاد اشتغال‏

 یكى از مسائل مهم جامعه، وجود بیكارى است كه زمینه ‏ساز انواع فساد هاست. اگر مردم خمس و زكات خود را بپردازند، چرخ ‏هاى اقتصاد به گردش در مى‏ آید و بخش مهمى از افراد بیكار شاغل خواهند شد. همان‏ گونه كه از طریق مضاربه یا قرض الحسنه مى‏ توان ایجاد اشتغال كرد، از طریق پرداخت خمس و زكات و یا بخشش‏ هاى بلاعوض و یا ایجاد زمینه ‏هاى تحصیل براى بیسوادها و كم‏ سوادها و آموزش فن و حرفه و تأسیس و توسعه مراكز فرهنگى و احداث جادّه ‏ها و پل‏ ها و آبادانى ‏هاى دیگر نیز مى ‏توان ایجاد اشتغال كرد. بنابراین در احیاى خمس و زكات، حلّ مسأله اشتغال و توسعه اقتصادى و فرهنگى و پر كردن ایّام فراغت و جلوگیرى از مفاسدى كه در اثر بیكارى به چشم مى‏ خورد، نهفته است. به علاوه كار و اشتغال سبب دلگرمى به مكتب، به امّت، به نظام اسلامى و سبب شكوفایى استعدادها و نبوغ ‏ها و مانع انواع افسردگى‏ هاى فرد و جامعه است و در مقابل آن بیكارى باعث تبهكارى، افسردگى، سوء ظن، ركود، ایجاد عقده و زمینه ‏ساز انواع فتنه ‏ها و آشوب ‏ها است كه اگر شعله آن برافروخته شود، همه را در خود مى‏ سوزاند. شاید به همین دلیل باشد كه در قرآن جمله «لاتلقوا بأیدیكم الى التّهلكة» یعنى خودتان را با دست خود به هلاكت نیندازید، بعد از دستور انفاق مطرح شده است.

 آرى اگر در جامعه، مردم در قالب خمس و زكات و سایر كمك‏ ها دست از انفاق بردارند و بر فقرا فشار وارد شود، این فشارها تبدیل به آشوب و فتنه ‏اى مى ‏گردد كه فقیر و غنى در آن مى ‏سوزند.

 10-وسیله اقتدار امّت‏:

 اگر كمبود ها از طریق مالیات‏ هاى اسلامى و خمس و زكات تأمین شود و افراد جامعه به یك نوع رفاه نسبى دست یابند، دل ‏ها نسبت به هم مهربان مى ‏شود، نیروها متمركز مى‏ گردند و همه پشتیبان یكدیگر خواهند بود. چنین جامعه ‏اى داراى صلابت و اقتدار خواهد بود و در مقابل هر وعده و وعید و یا هر تهدید و تطمیعى بیمه مى ‏شود. بخصوص كه در پرداخت خمس و زكات قصد قربت در كار است و هیچ ‏گونه تحقیر و منّتى روانیست.

 آرى، جبران كمبود ها از طرف پرداخت‏ كنندگان مخلص و اجراى این امر الهى از طریق مراجع دینى محبوب و متّقى، سبب آرامش و دلگرمى و اتّصال به علماى ربّانى خواهد شد كه این امر خود وسیله اقتدار و عزّت ملّى و اسلامى است.

دعــــــــــــا

سوره

www.adinehjavadabad.ir

 


اضافه کردن نظر


اوقات شرعی



برترین ستاد نماز جمعه استان تهران

آمار بازدید کنندگان


امروز4
دیروز7
این هفته4
این ماه196
مجموع12967