اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *
.
دوشنبه 3 ارديبهشت 1397.
تاریخ شمسی :
الإثنين 8 شعبان 1439.
تاریخ قمری :

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از تمامی برنامه های ما با خبر شوید

خطبه های نماز جمعه 28 خرداد 1395 بخش جوادآباد به امامت حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حسینی‎

        

نماز جمعه 28/03/1395

عناوین خطبه اول

موضوع: ويژگي های  امام حسن مجتبي(ع)

به مناسبت میلاد باسعادت امام مجتبی (ع) موضوع بحثم را اختصاص می دهم به ویژگی های آن امام عزیز .

ويژگي های  امام حسن مجتبي(ع):

1-      اولين ويژگي وجود نازنين امام حسن مجتبي(ع) كرم حضرت است. كريم اهل بيت است:

2-    ويژگي دوم وجود نازنين امام حسن(ع) خلق خوش ايشان است:....

3-    ....

عناوین خطبه دوم

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      فرخنده  ميلاد كريم اهل‏ بيت(ع) حضرت امام حسن مجتبي(ع) (3 ه.ق)؛ روز اكرام:

2-     دوشنبه 31 خرداد شهادت سردار رشيد اسلام شهيد دكتر مصطفي چمران (1360 ه.ش)؛ روز بسيج اساتيد:

3-   سه ‏شنبه 1  تير آغاز هفته صرفه ‏جويي در مصرف آب:

4-   سه ‏شنبه 1  تير آغاز هفته قوه قضائيه:

5-   فرمایشات رهبر معظم  انقلاب اسلامي در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام:

6-    زکات:

======================

نماز جمعه 28/03/1395

مشروح خطبه اول

موضوع: ويژگي های  امام حسن مجتبي(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین نَحمَدُهُ وَنَستَعینُه و نَستَغفِرُه وَ نَتَوَکّلُ علَیه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّم علی حَبیبِه وَ نَجیبه وَ خیَرَتِه فی خَلقه وَ حافِظِ سِرّه وَ مُبَلِّغِ رِسالاته سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد(ص) وَ علی آلِه الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبینَ الهُداةِ المَهدیین المَعصومین سیَّما بَقیَّهَ اللهِ فی الاَرَضین وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی:فی الکافی سُئِلَ النّبی صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله: « اَیُّ المؤمنینَ اَکْیَس؟ » چه کسی کَیّس‌ تر و زرنگ‌ تر و باهوش‌ تر است از میان مؤمنان؟

« فَقال اَکثَرُهُم ذکراً لِلمُوت و اَشدُّهُم لَه استعداداً » واقعاً هم همین‌ جور است؛ هر کسی که بیشتر به یاد مرگ باشد او زرنگ‌ تر است.

چون غفلت از مرگ، غفلت از یک حقیقت و واقعیتی است که انسان ناگزیر با آن روبرو خواهد شد. خب باید فکرش را کرد. لذا این یک حکمت بزرگی است که از کثرت وضوح مورد غفلت ما قرار می ‌گیرد.

به یادمان باشد که این مسیری است که حتماً به اینجا منتهی خواهد شد. در این هیچ تردیدی نیست. شکی در این نیست. باید آماده بود برای آن لحظه. البته این آمادگی مقداری با تلاش و مجاهدت و اطاعت است، مقداری هم با استمداد از لطف الهی.

« وَ إِنْ کَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی [یَدْنُ ] مِنْکَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ الیک وسیلتی » ( مفاتیح ‌الجنان، مناجات شعبانیه) این هم یکی از راه ‌ها است که انسان با خدای متعال در میان بگذارد ضعف خود را؛ «من لی غیرک اَسئله کشف ضُرّی و النظر فی امری» ( مفاتیح‌ الجنان، دعای کمیل )[انسان] ضعف خود را، کوتاهی خود را، عجز خود را، غفلت‌ هایی که موجب گناه و ورود در معصیت هستند، اینها را باید با خدای متعال در میان بگذارد، اقرار به عجز خودش بکند، تصمیم هم داشته باشد برای اینکه تعمداً دوباره وارد این گنداب و مرداب نشود. این راهش اینها است.( الشافی، صفحه ‌ی ۸۷۷)

پس اگر انسان تقوا داشته باشد در این صورت همیشه به یاد قیامت و مرگ است و غفلت نمی کند لذا او زرنگترین از مومنین خواهد بود.

به مناسبت میلاد باسعادت امام مجتبی (ع) موضوع بحثم را اختصاص می دهم به ویژگی های آن امام عزیز .

حضرت محمد(ص) در شأن امام حسن مجتبي(ع) فرمود: «لَوْ کانَ الْحِلْمُ رَجُلًا لَکانَ عَلِیاً وَ لَوْ کانَ الْفَضْلُ شَخْصاً لَکانَ الْحَسَنَ وَ لَوْ کانَ الْحَیاءُ صُورَةً لَکانَ الْحُسَینَ وَ لَوْ کانَ الْحُسْنُ(هَیئَةً لَکانَتْ) فَاطِمَةَ » (مئه منقبه من مناقب امیر المومنین و الائمه، صفحه 135)؛اگر حلم و بردباری به صورت یک انسان مجسم در آید، می شود علی بن ابیطالب(ع). یعنی اگر حلم و بردباری نقاشی شود و مجسم گردد، می شود امیرالمؤمنین علیه السلام. چرا که حلم و بردباری که ایشان خرج کرده واقعا عجیب است.

اگر فضیلت را بخواهی تصور کنی، تصویر آن امام مجتبی علیه السلام است.

اگر حیا را بخواهی تصور کنی، تصویر آن صفت امام حسین علیه السلام است.

تصویر حسن و نیکی هم زهرای مرضیه سلام الله علیها است.

و نيز درباره امام حسن(ع) فرمود: «إبْنِي وَ ثَمَرةُ فُؤادِي مَنْ آذي هذا فَقَدْ آذانيِ وَ مَن آذانيِ فَقَدْ آذَي الله»؛ (حسن) فرزند و ميوه دل من است هركس او را بيازارد مرا آزرده و هركه مرا بيازارد خدا را آزرده است.

اميرالمؤمنين علي(ع) مي ‏فرمايد: رسول‏ الله(ص) بر ما وارد شد، دست حسنم را گرفت و او را به سينه خويش چسبانيد و فرمود: «بِأبِي اَنْتَ وَ اُمَّي مَنْ أحَبَّني فَلْيُحِبُّ هذا»؛ پدرم و مادرم فداي تو باد! هركه مرا دوست دارد اين (حسنم) را نيز دوست بدارد.

سخنان پيامبر اكرم(ص) كه به تعبير صريح قرآن «ما ينطق عن الهوي » است را نمي ‏توان و نبايد مانند سخنان عادي ارزيابي كرد. اگر با عنايت به اين مطلب، سخنان حضرت در مورد افراد و ازجمله خاندان والايشان را مورد دقت قرار دهيم، متوجه مي ‏شويم كه اين سخنان در واقع نه صرفا بياناتي در مورد يك شخص و يك رابطه خصوصي بلكه تعيين شاخص‏ ها و علاماتي است براي مشخص نمودن مسير و جهت‏ گيري شايسته جامعه اسلامي بعد از پيامبر اكرم(ص).

هرچند فاصله ما با وجود مقدس ائمه اطهار فاصله زیادی دارد، اما می توانیم با نزدیک کردن اعمال و رفتار خویش به سیره ی ایشان، قدمی هرچند کوچک در راستای رضایت ایشان برداریم.

در ماه مهماني خدا و در اين ايام كه ولادت كريم اهل‌ بيت هست، ما هم مأموم اين امام هستيم، مأموم امام يعني شبيه امام حركت كردن. اقتدا به معني شباهت است. در دنيا وجود نازنين امام مجتبي(ع) هست. در آخرت هم ان شاء الله وجود نازنين امام مجتبي(ع) باشد، بعضي ‌ها فكر نكنند اگر امامشان امام مجتبي(ع) باشد، ديگر روز قيامت با امام حسين(ع) نيستند. اينها همه با هم هستند! هركس بخواهد با امام حسين(ع) باشد، حتماً بايد امام حسن(ع)، امام جواد(ع)، امام رضا(ع) و با همه اهل ‌بيت(ع) باشند.

 من نمي‌ خواهم راجع به امامت امام مجتبي(ع) صحبت كنم. مي ‌خواهم در مورد پنج شباهت صحبت كنم. هركسي بيايد در اين پنج شباهت به خودش نمره بدهد. «كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسيباً(14)» (سوره اسراء) من از اين آيه خيلي نگران هستم. اگر روز قيامت خداوند نامه اعمال ما را دست خودمان بدهد و بگويد: نمره بدهيد، چه كنيم؟ پنج ويژگي را اشاره مي ‌كنم كه اين ويژگي‌ ها در امام ما نمره صد دارد. من به عنوان مأموم امام حسن مجتبي(ع) چه نمره ‌اي دارم؟

ويژگي های  امام حسن مجتبي(ع):

1-      اولين ويژگي وجود نازنين امام حسن مجتبي(ع) كرم حضرت است. كريم اهل بيت است:

بعضي ‌ها به كساني كه ما را تحويل مي ‌گيرند لطف مي‌ كنيم. من پدر به بچه‌ ام مي‌ گويم: به حرف من باش، تا عيدي به تو بدهم! آقا به خانم، اوستا به شاگرد، مدير به كارمند، معمولاً به كسي كه خوب گوش مي‌ كند، كسي كه ضوابط را رعايت مي‌ كند، پاداش مي‌ دهند. خدا هم همينگونه است. «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ (13)» (سوره حجرات) كرم يك چيز ديگري است. كرم را از امام مجتبي(ع) ياد بگيريم. امام مجتبي(ع) عبد صالح خداست. كرم خدا خيلي بالاتر از عدلش است. لذا هميشه به خدا مي ‌گوييم: «عاملنا بفضلك و لا تعاملنا بعدلك» خدا بخواهد با عدلش با ما رفتار كند، خيلي اوضاع ما خراب مي ‌شود.

امام حسن مجتبي(ع) به چه كساني كرم مي‌كرد؟

1. امام حسن (ع) و سایر امامان (ع) فرهیخته و تربیت شده مکتب قرآن بودند، چنان که در روایت آمده: کنیزی شاخه گلی را به امام حسن (ع) اهدا نمود، آن حضرت او را آزاد کرد، انس بن مالک عرض کرد: « آیا شما برای یک شاخه گل ناچیز، او را آزاد کردید؟» امام حسن (ع) در پاسخ فرمود: «أدبنا الله تعالی» خداوند ما را چنین تربیت کرده است، آن جا که می فرماید: «وَ اِذا حُيِّيتُم بِتَحيَّةٍ فَحَيُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها » هنگامی که کسی به شما تحیت گوید، پاسخ او را به طور بهتر، یا همان گونه بدهید. پاسخ بهتر همان آزاد کردن اوست.

حلم امام از آیات قرآن نشأت گرفته بود، از جمله از این آیه که خداوند می فرماید: « ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ » ناپسندی را با نیکی دفع کن، که ناگاه خواهی دید همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است.

خصلت حلم امام حسن (ع) در حدی بود که مروان یکی از دشمنان پر کینه خاندان رسالت، که امام حسن (ع) را بسیار رنج داد و آزرد، گفت: این کارها را با کسی انجام دادم که حلم خویشتن داری او با کوه ها برابری می کند.

فراموش نمی کنیم هنگامی که حضرت امام خمینی (ره) در اوایل پیروزی انقلاب در قم تشریف داشتند، روزی جمعی از چماق به دستان بدخواه، از خانه ای بیرون آمده و با اشعار و داد و فریاد نزدیک بیت امام آمدند، امام اگر اشاره ای می کرد، مردم به آن ها حمله کرده و آن ها را تار و مار می کردند، ولی امام در عین شجاعت و صلابت بی نظیری که داشت، در این مورد صلاح اسلام را درحلم و صبر انقلابی دید، با حلم کم نظیری، سکوت کرد و قریب به این مضمون فرمود: «کاری به آن ها نداشته باشید، مساله به مرور زمان حل خواهد شد». همان گونه که امام فرموده بود: مسأله به طور طبیعی حل شد، آری گاهی حلم و صبر انقلابی، این گونه پی آمد درخشان دارد، و کارسازتر از عکس العمل های دیگر خواهد بود.

2. مرد شامي در كوچه ‌هاي مدينه راه مي رفت. وقتي به او گفتند: او حسن بن علي(ع) است. جلوي امام حسن(ع) آمد و شروع به جسارت كرد. به حضرت و پدر بزرگوارشان جسارت كرد. الآن كسي يك چيزي به ما بگويد، به ما بر بخورد، مي‌ خواهيم پدرش را درآوريم. شايد دور و اطرافيان حضرت خواستند اين مرد را ادب كنند. حضرت جلويشان را گرفتند. با روي گشاده، نه با منت! كرم امام حسن(ع) نشأت گرفته از كرم خداست. در دعاي ماه رجب خوانديم « وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصاكَ، وَحِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ ناواكَ » و روزيت حتّى براى كسانى كه نافرمانيت كنند گسترده است و بردباريت حتّى در مورد آن كه به دشمنيت‏ برخاسته شامل است. آن كسي كه خراب مي ‌كند، تو به او لطف مي ‌كني. آن كسي كه بد است به لطف تو نياز دارد.

هرچه آن مرد جسارت كرد، حضرت بنابر نقل فرمودند: ظاهراً در شهر غريب هستي؟ خانه نداري، خانه‌ ي من در خدمت تو باشد. غذا نخوردي، سفره ما آماده پذيرايي از تو است. مركب نداري، به تو مركب مي ‌دهيم. پول نداري، پول مي ‌دهيم. باور كنيد زمين از شرمندگي زير پاي اين مرد دهان باز كرد! تمام وجود اين فرد عرق شرم شد. به قدم‌ هاي امام مجتبي(ع) افتاد.

ببينيد كرم چه مي‌ كند؟ دشمن خدا را به عبد خدا تبديل كرد؟ كدام كرم ما اينگونه بوده است؟ من كجا به يك نفر محتاج اينگونه كمك كردم؟ آن كسي كه تركش خورده شيطان است و محتاج لطف است. اينطور زيبا كرم كردم كه او عبد خدا شود. مرد بلند شد و گفت: يابن رسول الله(ص)! امروز بنا بر تبليغات سويي كه در شام كرده بودند، از شما و پدر شما متنفر بودم. ولي از اين لحظه به بعد كسي محبوب ‌تر از شما در ذهن من نيست. مرد شامى در برابر این خلق عظیم شرمنده شد، گریه کرد و گفت: « أَشْهَدُ أَنَّکَ خَلِیفَهُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ ... »؛ گواهى مى ‏دهم که تو جانشین خدا در زمین هستى، خدا بهتر مى ‏داند که رسالت ‏خویش را کجا قرار دهد. و سپس عرضه داشت: تو و پدرت نزد من مبغوض‏ ترین افراد بودید، ولى اکنون محبوب‏ ترین افراد در نزدم هستید.  پدر و مادرم به قربانت! كرم امام محتبي(ع) را ببينم. اينكه به عزيزانم كرم كنم طبق قاعده است. آن كسي كه به من لطف ندارد و مي ‌خواهد مرا اذيت كند، من به او كرم كنم نه از باب تشويق گناه، فقط به خاطر اينكه از سفره اهل بيت نمك گيرش كنم كه برگردد.

ما به اقوامان كمك نمي‌ كنيم، چه برسد به دشمنانمان. شهيد رجايي بعد از انقلاب، با شخصي كه او را شكنجه مي ‌كرده، مواجه شد. حتماً آن شخص شكنجه‌ گر با خود گفته: ديگر تمام شد. الآن مرا مي‌ گيرند و مي ‌كشند! آقاي رجايي بهتر از هر ارباب رجوع ديگري با او برخورد مي ‌كند و به روي او نمي ‌آورد. اين كرم شبيه كرم امام حسن(ع) است.

ما فقط نبايد از مالك اشتر بگوييم كه وقتي سربازي به او جسارت كرد، مالك اشتر به مسجد رفت و نماز خواند و براي او دعا كرد. ما امروز در جامعه ‌مان بايد از اين كرم ‌ها داشته باشيم. تا پيرو واقعي امام حسن مجتبي(ع) شويم. در روز تولد امام حسن(ع) خيلي از نانوايي ‌ها نان مجاني مي ‌دهند. اين يكي از كرم ‌هاي امام حسن(ع) است. اطعام مي كنند، خيلي خوب است. ولي در دايره ‌ي اطرافمان نگاه كنيم، ببينيم آنهايي كه ما را تحويل نمي‌ گيرند، شايد گرفتار باشند.

فقيري سراغ امام حسن(ع) آمد، عرض كرد آقا دشمني به من حمله كرده، به صغير و كبير رحم نمي ‌كند. حضرت فرمودند: دشمن چه كسي است؟ گفت: فقر است. حضرت به خادمشان فرمودند: برو هرچه در خانه داري بياور. دست فقير را گرفتند، فرمودند: دوباره اين دشمن به تو حمله كرد، در خانه مرا رها نكني. ولي ما به يكي دوزار كمك مي ‌كنيم، مي ‌گوييم: دفعه بعد اينجا پيدايت نشود. اين كرم، كرم امام حسن(ع) است.

3. کمک غیرمستقیم: همت‏ بلند و طبع عالى حضرت مجتبى (ع) اجازه نمى ‏داد کسى از در خانه او ناامید برگردد و گاه که کمک مستقیم مقدور حضرت نبود، به طور غیر مستقیم در رفع نیازمندى ‏هاى افراد کوشش مى‏ کرد و با تدبیرى خاص گره از مشکلات گرفتاران مى ‏گشود . روزى مرد فقیرى به آن بزرگوار مراجعه کرد و درخواست کمک نمود . اتفاقا در آن هنگام امام مجتبى (ع) پولى در دست نداشت و از طرف دیگر از این که فرد تهیدستى از درخانه ‏اش ناامید برگردد شرمسار بود . از این رو فرمود: آیا حاضرى تو را به کارى راهنمایى کنم که به مقصودت برسى؟ گفت: چه کارى؟ فرمود: امروز دختر خلیفه از دنیا رفته و خلیفه عزادار شده، ولى هنوز کسى به او تسلیت نگفته است . نزد خلیفه مى‏ روى و با سخنانى که به تو یاد مى ‏دهم، به وى تسلیت مى‏ گویى و از این راه به هدف خود مى ‏رسى . گفت: چگونه تسلیت ‏بگویم؟ فرمود: وقتى نزد خلیفه رسیدى بگو «الحمد لله الذى سترها بجلوسک على قبرها ولاهتکها بجلوسها على قبرک»؛ حمد خدا را که او را با نشستن تو بر قبرش پوشیده داشت و با نشستنش بر قبرت مورد هتک حرمت قرار نداد . یعنى اگر دخترت پیش از تو از دنیا رفت و در زیر خاک پنهان شد، زیر سایه پدر بود، ولى اگر تو پیش از او از دنیا مى‏ رفتى، دخترت پس از مرگ تو در به در مى ‏شد و ممکن بود مورد هتک حرمت واقع شود . مرد فقیر به این ترتیب عمل کرد . این جمله ‏هاى عاطفى در روان خلیفه اثر عمیقى بر جاى نهاد و از حزن و اندوه وى کاست و دستور داد جایزه ‏اى به وى بدهند . آنگاه پرسید: این سخن از آن خودت بود؟ گفت: نه، حسن بن على(ع) آن را به من آموخته است . خلیفه گفت: راست مى‏ گویى، او منبع سخنان فصیح و شیرین است.

اولين ويژگي حضرت كرم ایشان  بود. كرم علمي ، كرم فرهنگي، احسان فرهنگي.

2-    ويژگي دوم وجود نازنين امام حسن(ع) خلق خوش ايشان است:

پيغمبر اكرم(ص) در روايتي فرمودند: اگر همه زيبايي را در يك شخصيت خلاصه كنيم، نامش حسن(ع) است. اگر بخواهم از خلق خوش امام حسن(ع) بگويم، همين يك چشمه كافي است كه جعده همسر و قاتل حضرت است. با سعايت‌ هايي كه انجام شد، آماده شد به حضرت زهر بدهد. با وجود اينكه حضرت به او جفايي نكرده بود. وقتي هم زهر را داد، خيلي پشيمان شد. حضرت فرمودند: تو كار خودت را كردي، اما از اينجا دور شو، كه اگر برادران من بيايند، معلوم نيست تو را ببخشند و رهايت كنند. يعني خلق خوش به قاتل خودش هم لطف مي ‌كند و او را در مسيري قرار مي ‌دهد كه بتواند جان خودش را نجات بدهد. حتي بنا بر نقلي فرمودند: من چه بدي با تو كردم كه تو اينگونه با من رفتار كردي؟

ما با زن و بچه‌ اي كه عاشق ما هستند، اينگونه برخورد مي‌ كنيم؟ خلق خوش امام حسن(ع) با خانواده، با بچه ‌ها، با زير دست‌ ها، با همسايه ‌ها، با ارباب رجوع و مشتري چطور بود؟ گاهي در خيابان ‌هاي ما به اندك اشاره ‌اي دعوا ايجاد مي ‌شود. اين در شأن نظام جمهوري اسلامي و كشور امام زمان(عج) و كشور امام حسن مجتبي(ع) است؟ خلق خوش اين است كه اگر او حرفي زد، تو به يك تبسم جواب او را بده. به امام حسن(ع) جسارت كردند، امام حسن(ع) تبسم كرد.

3-    ويژگي سوم ياد مرگ در وجود امام حسن و زندگي‌شان بود:

آن حضرت هیچگاه خدا را فراموش نکرد و در تمام عمر خویش به یاد محبوب بود. از دورى دوست و خوف و عظمت او اشک مى ‏ریخت؛ در نماز، در حال خواندن قرآن، ... و تا آخرین لحظه، حتى آنگاه که در بستر شهادت قرار گرفت، گریه‏ اش شدت گرفت، عرض کردند: اى پسر رسول خدا(ص)! گریه مى ‏کنى در حالى که محبوب رسول خدا(ص) هستى و رسول خدا(ص) درباره تو بسیار تعریف کرد و سخن گفت و تو بیست نوبت پیاده به حج مشرف شدى . فرمود: «إِنَّمَا أَبْکِی لِخَصْلَتَیْنِ: لِهَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الْأَحِبَّة » ؛ به خاطر دو چیز مى ‏گریم؛ وحشت آنچه در پیش دارم و جدائى دوستان .

 اينكه وجود نازنين امام حسن(ع) به همه ما مي‌ گويد: شما مسافر هستيد. مسافر هميشه حواسش به ساك سفرش هست. مسافر به مسافرخانه دل نمي ‌بندد. كسي از امام حسن(ع) سؤال كرد: آقا جان! چرا ما از مرگ مي ‌ترسيم؟ حضرت فرمودند: معمولاً كسي بخواهد از خانه ‌ي خراب به خانه آباد برود، خوشحال است. برعكس شود، ناراحت است. حضرت فرمودند: چون شما دنيايتان را خيلي آباد كرديد، آخرتتان را خيلي خراب كرديد، از انتقال از خانه آباد به خانه خراب ناراحت هستيد.

پدر بزرگوارشان فرمودند: دو چيز را فراموش نكن، خدا و مرگ را فراموش نكن. دو چيز را هم فراموش كن كه در وجود امام حسن(ع) خيلي قشنگ است. يكي بدي كه ديگران به تو كردند، را فراموش كن. يكي هم خوبي كه تو به ديگران كردي. اين را هم فراموش كن كه منت نگذاري. بدي ‌هاي ديگران را فراموش كن، به رويشان نياوري، خوبي ‌هاي خودت را فراموش كن، منت نگذاري. بارها گفتيم كه خدا و پيغمبر(ص) و اهل‌ بيت(ع) چيزي براي ما كم نگذاشتند. ولي نمي ‌دانم چرا ما همت نداريم. گوش شنوا نداريم. راستى بندگى چه اکسیرى است که در دسترس همگان قرار دارد، ولى اکثر مردم از آن بى ‏خبر و نسبت ‏به آن بى‏ توجه ‏اند . در حالى که تمام عزت ‏ها، سربلندى ‏ها و افتخارها، زیر سایه بندگى است . امام مجتبى(ع) مى ‏فرماید: « وَ إِذا أَرَدْتَ عِزًّا بِلا عَشیرَة، وَ هَیبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللّهِ إِلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» ؛ هر گاه اراده عزتى بدون دار و دسته، و هیبتى بدون سلطنت داشتى، از خوارى معصیت الهى بیرون آمده، به سوى عزت طاعت‏ خداوند رو کن.

از مصادیق کامل بندگان مقرب الهى، امام حسن مجتبى (ع) است که در تمام حالات رو به سوى خدا داشت، خود را در محضر او مى ‏دید و خوف عظمت الهى سراسر وجود او را پر کرده، و تمام هستى او را فرا گرفته بود.

من خواهش مي‌ كنم بياييم بنابر خلق حسني امروز شبهه زياد است. سؤال زياد است. انكار لفظي زياد است. عناد ظاهري زياد است. ولي اگر يك نفر با استدلال و منطق و برهان با اينها برخورد كند، خيلي از اينها برمي ‌گردند.

4-     ويژگي چهارم امام حسن مجتبي(ع) صبر و حلمشان بود:

شايد وقتي از صبر مي ‌گوييم در كرم هم مثال زديم. ولي اينها شايد هركدام از يك بعدي خيلي خودنمايي مي ‌كند. وقتي من بر ناملايمات صبر مي ‌كنم چون بارها گفتيم: صبر بر سه وجه است. صبر بر طاعت، صبر بر معصيت، صبر بر مصيبت! براي طاعت بايد صبر كنيم چون سخت است. تكليف سخت است. معصيت شيرين است. از اين شيريني بايد دست برداريم. مصيبت شكننده است بايد دست برداريم. چطور صبر كنيم؟ اين در وجود امام حسن(ع) خيلي موج ميزد.

علل صبر:

1. كساني صبر مي كنند كه بدانند نگاهشان مي‌ كنند. الآن ورزشكارها در ميادين ورزشي اينطور در سختي ‌ها مي‌ دوند، اگر در بيابان تنها باشند، اينگونه نمي ‌دوند. وقتي بگويند: ميليون ‌ها چشم شما را مي ‌بيند، اين بلند مي‌ شود. پس اگر من بدانم آسمان و زمين مرا نگاه مي ‌كنند و تشويق مي ‌كنند، خدا دارد ما را نگاه مي ‌كند، پس ريشه صبر يكي ايمان به اين است كه خدا مي‌ بيند. آسماني ‌ها مي ‌بينند.

2. تا صبر نكنم رشد نمي ‌كنم. دانش‌ آموز بر سختي تحصيل صبر نكند، رشد نمي ‌كند. ورزشكار سختي ‌هاي تمرين را تحمل نكند، رشد نمي ‌كند. هركس مي‌ خواهد مهارتي پيدا كند بايد بر اين فرآيند صبر كند. پس رشد منوط به صبر است.

3. پاداش‌ هايي است كه مي‌ دهند. بارها خداوند در قرآن فرموده: ما اجر صابرين و محسنين را ضايع نمي ‌كنيم. «الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ (156)» (سوره بقره) ما باور كنيم خدا مي ‌بيند. من رشد مي‌ كنم و به من پاداش مي ‌دهند. وجود نازنين امام حسن(ع) اينقدر صبر كرد كه همه بشريت مي‌ گويند: اين ديگر چه كسي است؟

صبر بشر مات شد از صبر تو               /           صبر پيدا بود از قبر تو

در شهر خودش باشد، در بهشت بقي دفن باشد و اينقدر غريب باشد. اين نشان دهنده صبر حضرت است. هم بر انجام تكاليفش صبر كرد، تكليف امام حسين(ع) جنگيدن و تكليف امام حسن(ع) صلح بوده است. همه مي‌ گويند: صلح امام حسن(ع) از جنگ امام حسين(ع) و قيام امام حسين(ع) سخت‌ تر بوده است. امام حسن(ع) بر تمام معصيت ‌هايي كه سر راهش بوده صبر كرده است. معصيت امام حسن(ع)، معصيت شهوت نيست. معصيت امام حسن(ع) اين بوده كه خيلي ‌ها دوست داشتند امام حسن(ع) با معاويه كنار بيايد. حضرت كنار نيامد، صلحش از قيام بالاتر است. امام حسن (ع) در عصر حکومت خودکامه معاویه، در وضعیتی قرار گرفت که اگر صلح تحمیلی را (که به معنای آتش بس و متارکه جنگ موقت، مشروط به شرایط بود) نمی پذیرفت و با خصلت والای حلم و صبر انقلابی، با آن برخورد نمی کرد، کیان تشیع در خطری عظیم و جان همه شیعیان در معرض نابودی جدی قرار می گرفت. از این رو، در پاسخ به معترضان فرمود: «وای بر شما! شما نمی دانید که من چه کرده ام، سوگند به خدا پذیرش صلح من برای شیعیانم بهتر است از آن چه خورشید بر آن می تابد و غروب می کند...». شاید بر همین اساس بود که پیامبر (ص) با بینش جهانی و پیش بینی وسیعی که داشت، در شأن امام حسن(ع) فرمود: «لو کان العقل رجلا لکان الحسن» اگر عقل، خود را به صورت مردی نشان دهد، آن مرد، حسن (ع) است.

صبر بر جهاد امام حسن(ع) بعد از اطلاع از حرکت لشکر معاویه، خطبه‏ ای خواند: به راستی خداوند جهاد را بر بندگان خود واجب فرمود و آن را ناگوار نامید. سپس به مؤمنان مجاهد فرمود: « واصبروا انّ اللّه مع الصّابرین»، صبر پیشه کنید که خدا با صابران است.  ای مردم! شما به آنچه می ‏خواهید نمی‏ رسید مگر با صبر بر آنچه ناگوار است؟

امام حسن(ع) بر مصيبت ‌ها صبر كرده است. در روايتي داريم، با چند نفر نماز جمعه مي ‌رفتند. خطيب نماز به امام علي(ع) جسارت مي‌ كرد. در خطبه‌ ها حضرت به دوستانشان فرمودند: بايستيد، گفتند: براي چه؟ فرمودند: خطيب به پدرم جسارت مي ‌كند. بگذاريد تمام شود بعد وارد نماز شويم. باز هم نماز جمعه را ترك نكردند. اين صبر براي اين امام بزرگوار ما است.

من كه شيعه و مريد اين امام هستم چقدر بر مشكلات صبر مي ‌كنم؟ چقدر بر طاعت خدا صبر مي ‌كنم؟ چقدر بر معصيت صبر مي ‌كنم؟ نمره ‌اي به خودمان بدهيم. چون خيلي‌ ها مي ‌گويند: سختي طاعت ما را از پا درآورده است. ماه رمضان است، تابستان است، سخت است. شيريني معصيت به ما چشمك مي ‌زند. بزرگي مصيبت ما را از پا درآورده است. هيچوقت مصيبت ‌هاي ما از اهل ‌بيت(ع) بيشتر نبوده است. آنها صبر كردند، ما هم بايد صبر كنيم.

5-    آخرين ويژگي حضرت ادبشان و احترامشان نسبت به پدر و مادر بود:

وجود امام حسن(ع) و امام حسين(ع) شش ماه فاصله داشتند. امام حسن(ع) يك ادب ويژه ‌اي در كلام دارند. امام حسن(ع) در مسجد صحبت مي‌ كردند، امام علي(ع) وارد شدند. خودشان را پشت ستون پنهان كرده بودند كه امام حسن(ع) ايشان را نبينند. تا امام حسن(ع) متوجه حضور پدرشان شدند، ساكت شدند. حضرت فرمودند: چرا سكوت كردي؟ فرمود: شما آمده ‌ايد. وقتي آب هست ديگر تيمم جايي ندارد! شما امام هستيد، من ديگر نبايد صحبت كنم. حضرت فرمودند: صحبت كن، من داشتم كيف مي‌ كردم.

اين ادب نسبت به پدر و مادر در جامعه ما هست؟ ادب در رفتار، ادب در نگاه، ادب در كلام، اينهاست كه امام حسن(ع) را شاخص كرده است.

بياييم از اين وجود نازنين مدد بگيريم و از خودشان بخواهيم براي ما دعا كنند و ما هم شبيه ايشان شويم. بگوييم: «يا ابا محمد يا حسن بن علي، ايها المجتبي يابن رسول الله، يا حجت الله علي خلقه، يا سيدنا و مولانا، انا توجهنا، و استشفعنا و توسلنا بك الي الله، و قدمناك بين يدي حاجاتنا، يا وجيها عند الله اشفع لنا عند الله»

وجود مقدس امام حسن(ع) فوق العاده به پدر بزرگوارش به مادر بزرگوارش به جد بزرگوارش به برادران وخواهرانش احترام قائل می شد جوانان عزیز گفت من با مادرم سر یک بشقاب و سر یک کاسه غذا نمیخورم فاطمه زهرا سلام الله علیها پرسیدند چرا حسنم چرا عزیزم؟ گفتند مادر می ترسم نگاه شما به لقمه ای باشد نظر شما به لقمه ای باشد و من این لقمه را بردارم تا این حد یک وقت بی احترامی به شما نشود می ترسم نگاه شما به بخشی از غذا باشد و من آن بخش را بردارم و استفاده کنم فرمود پسرم مانعی ندارد من به تو اجازه می دهم با اجازه مادر در روایت دارد با مادر سر یک کاسه غذا می خورد این احترامی است که برای وجود مقدس مادرش قائل بود همه ائمه این طور بودند من در روایت دیدم امام حسین(ع) هیچ گاه جلوی پای امام حسن راه نمی رفت هیچ گاه تا امام حسن(ع) سخن می گفت سخنش را قطع نمی کرد و صحبت نمی کرد هیچ گاه ندیدند قبل از امام حسن(ع) در یک جریانی موضع بگیرد و نظر دهد با اینکه می دانید همسن و سال بودند یک سال فاصله شان بود تقریبا چهل و هفت سال هم باهم بزرگ شدند دو برادر چهل و هفت سال باهم کنار هم بودند شب و روز در کوفه در مدینه بینشان جدایی نبود اما وقتی می نشیند کنار برادرش امام حسن(ع) تا نگاه می کند امام حسن(ع) می بیند اشک در چشمان امام حسین(ع) حلقه زده از مصیبت مسموم شدن امام حسن(ع) می فرماید برادرم «لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ». روزی به سختی روز تو نیست حسین جان همه گریه می کنند برای من اما تو گریه نکن برای من «لا يوم کيومک» ببین این احترام و عظمت و ابهتی است که امام حسن(ع) برای امام حسین(ع) امام حسین(ع) برای امام حسن(ع) مگر وقتی که بدنش را در قبر گذاشت نفرمود من غارت زده ام غارت زده آن نیست که مالش را می برند« فَلَيْسَ حَرِيْباً مَنْ أُصِيْبَ بِمَالِهِ ». غارت زده من هستم که با دست خودم برادرم را در قبر می گذارم آقایان برادران خواهران مگر تا زینبش وارد اتاق شد نفرمود ببرید این تشت را طبق بعضی از نقلها یا اجازه ندهید زینب ببیند چرا اینها اینقدر باهم مهربان بودند باهم صمیمی بودند.

اينكه ولادتشان در نيمه ماه است، مركز ثقل اين ماه است، از آن طرف هم شب قدر است. برداشت من اينگونه است. هركس با امام حسن مجتبي(ع) خوب رابطه داشته باشد، ان شاء الله به درك شب قدر هم مي ‌رسد. و قدر خودمان را هم مي‌ فهميم.

« السلام عليک يا ابا محمد يا حسن بن علی ايها المجتبی يابن رسول الله يا حجه الله علی خلقه يا سيدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بين يدی حاجاتنا يا وجيها عند الله اشفع لنا عند الله.»

دعـــــــــــــــا

سوره

مشروح خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَلاهُ وَ السَلامُ علی سَیِدِنا وَ نَبیِّنا ابی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آلِهِ الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبین سیَّما علی امیرِ المومِنین وَ الصدیقَهِ الطاهِرَه سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین سِبطَیِ الرَّحمَه وَ اِمامَی الهُدی وَ علی بنِ الحُسَین وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَر وَ علی بنِ موسی وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ علی بنِ مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ علی وَ الخَلف القائِمِ الحُجَه حُجَجِکَ علی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فی بِلادِک . وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین وَ استَغفِرُ اللهِ لی وَ لَکُم.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: در ابتدای خطبه دوم هم خودم و هم شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      فرخنده  ميلاد كريم اهل‏ بيت(ع) حضرت امام حسن مجتبي(ع) (3 ه.ق)؛ روز اكرام:

«لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّي تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ» هرگز به‏ خوبي نايل نشويد، مگر آن‏ كه از آنچه دوست مي ‏داريد، در راه خداوند انفاق كنيد.(چهل حديث، صفحه 491) اگر كسي اهل بيت مسلمي را كفايت كند، گرسنگي آن ‏ها را رفع كند و بدن آن‏ ها را بپوشاند و آبروي آن ‏ها را حفظ كند، از هفتاد حج محبوبتر است، با آن‏ كه يك حج از هفتاد عتق رقبه بالاتر است، با آن‏ كه در عتق رقبه وارد است كه هر كس بنده ‏اي را آزاد كند، خداوند به هر عضوي از آن، عضوي از او را از آتش جهنم آزاد فرمايد.(چهل حديث، صفحه 490 - 491)

بزرگتر(ين) مرد عالم بعد از رسول الله(ص)، حضرت امير(ع)، آن وقتي‏ كه خلافت (مملكتي) چندين (برابر) مملكت ايران (را بر عهده) داشتند، از مصر و تمام عربستان و عراق و ايران و مقداري از اروپا زير سلطه ايشان بود، وقتي ‏كه ما رفتار همچو سردار بزرگ (را) ملاحظه مي ‏كنيم، (مي‏ بينيم كه) شب‏ ها به‏ طوري‏ كه نقل شده است، تنها دور مي ‏گرديدند و بر دوش مباركشان غذا حمل مي ‏كردند (و بين) اشخاصي كه يتيم بودند، فقير بودند، تقسيم مي ‏كردند و اين معلوم نبود، الا بعد از اين ‏كه شهيد شدند.

(اميرالمؤمنين(ع)) مثل ساير عمله ‏ها كار مي ‏كرد، كار مي ‏كرد و وقف مي ‏كرد. همان روزي كه با او بيعت كردند، بيل و كلنگش را برداشت و سراغ كاري كه انجام مي ‏داد رفت، مي‏ خواست يك چشمه‏ اي را حفر كند، (وقتي) با دست خودش حفر كرد (و آب) درآمد، تبريكش (گفتند. ايشان فرمودند) كه اين تبريك را براي ورثه (اين چاه بگوييد)، قلم و كاغذ (را) بياوريد. (وقتي) قلم و كاغذ (را) آوردند، همان ‏وقت (آن ‏را) براي فقرا وقف كرد.كارشان بايد سرمشق باشد براي همه ما.

آنچه در نزد خدا ارزشش از همه بالاتر است، ايثار از روي اخلاص است. همان‏ كه خداي تبارك و تعالي در سوره «هَلْ اتي‏» اهل بيت عصمت (عليهم السلام) را به آن توصيف مي‏ كند: «يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي‏ حُبِّهِ...»؛ اطعامِ طعامْ چيزي نيست، آن هم يك قرص جو، آن‏ كه اهميت دارد، «علي حبه» هست. آن ايثار و اخلاص است كه حتي در ترازوي عالم غيب هم نمي ‏شود كه سنجش بشود.

امروز نیز معيشت مردم؛ مهم ‏ترين دغدغه امام خامنه ‏اي (مدظله‏ العالي): در اسلام پرداختن به امور اقتصادي مردم، جزو اوجب واجباتِ حكومت ها است. پيغمبر اكرم(ص) - طبق روايت - فرمود: «كادَ الفَقرُ أن يَكونَ كُفرا »، مضمون اين حرف، آن است كه ما آمده ‏ايم به مردم ايمان بدهيم؛ اگر نتواني نانشان را به‏ راحتي به دستشان برساني، ايمانشان از آن ‏ها گرفته خواهد شد. واقع قضيه هم همين است. مسأله فقرزدايي و روان‏كردن كار اقتصادي در كشور، ازجمله مسائل بسيار مهم است.

2-     دوشنبه 31 خرداد شهادت سردار رشيد اسلام شهيد دكتر مصطفي چمران (1360 ه.ش)؛ روز بسيج اساتيد:

الگو‏گيري از سيره و روش رفتاري شهداي انقلاب اسلامي به ‏ويژه سرداران دفاع مقدس، امروز يكي از نيازهاي بسيار جدي كشور و به‏ خصوص مسؤولان نظام اسلامي مي ‏باشد چرا كه دشمنان انقلاب سعي مي‏ كنند نه تنها نيروهاي كشور را از طي كردن مسير انقلاب بازدارند، بلكه با به‏ وجود آوردن برخي مشكلات، در محاسبات كارگزاران نظام خدشه وارد كنند و آن‏ ها را دچار خطاي محاسباتي نمايند.

شهيد چمران ازجمله نيروهاي انقلاب و مسؤولي بود كه با تحمل سختي‏ ها توانست مسير حقيقي خود را بپيمايد. سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب حضرت علي(ع) اين مالك‏ اشتر جنوب لبنان و حمزة كربلاي خوزستان، سخت و دشوار است. چرا كه حتي نمي‏ توان يكي از ابعاد وجودي او را آنگونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملي در اين مختصر از او ترسيم نمايئم.

در اینجا به چند ویژگی این شهید بزرگوار اشاره می کنم تا سعی کنیم ما هم اینگونه باشیم و راه را گم نکنیم:

1-     استكبارستيزي چمران‏:

شهيد دكتر مصطفي چمران در دوران دانشجويي خود، همواره در فعاليت ‏هاي سياسي شركت مي ‏جست. او ازجمله سران جنبش دانشجويي، بعد از كودتاي 28 مرداد و ماجراي سفر معاون رئيس جمهور وقت آمريكا، نيكسون و حادثه 16 آذر بود. در اين روز نظام شاه دانشجويان معترض به سفر نيكسون را به گلوله بست و سه تن از فرزندان اين كشور را به شهادت رساند. شهيد چمران جزء زخمي‏ شدگان آن حادثه بود.

2-     آموزش نظامي براي قيام امام‏:

شهيد مصطفي چمران، پس از قيام خونين پانزدهم خرداد به همراه بعضي از دوستان مؤمن و هم‏ فكر خود براي فراگيري فنون جنگ‏ هاي نامنظم و چريكي رهسپار مصر شد و به مدت دو سال سخت‏ ترين دوره ‏هاي چريكي و جنگ‏ هاي نامنظم را پشت سر گذاشت و بعد از آن مسؤوليت آموزش جنگ‏ هاي چريكي به مبارزان ايراني را عهده ‏دار شد.

3-     عزيمت به لبنان، محشورنبودن با سرمايه ‏داران و ستمگران‏:

در اواخر سال 1349 شمسی بنا به دعوت امام موسي صدر، رهبر شيعيان لبنان، دكتر مصطفي چمران به لبنان عزيمت كرد و از همكاران نزديك وي شد. شهيد چمران در دست ‏نوشته ‏هايش به اين نكته اشاره دارد كه: «من در آمريكا زندگي خوشي داشتم. از همه نوع امكانات برخوردار بودم. ولي همه لذّات را كنار گذاشتم و به جنوب لبنان رفتم، تا در ميان محرومين و مستضعفين زندگي كنم؛ با فقر و محروميّت آن ‏ها بيشتر آشنا شوم؛ قلب خود را براي دردها و غم ‏هاي اين دل ‏شكستگان باز كنم؛... لذت خود را در آب ديده قرار دهم؛ تنها آسمان را، در سكوت و ظلمت شب، پناهگاه آه ‏هاي سوزان خود سازم؛... مي‏ خواستم كه در اين دنيا با سرمايه‏ داران و ستمگران محشور نباشم، در جوّ آن ‏ها نفس نكشم، از تمتعات حيات آن ‏ها محظوظ نشوم و علم و دانش خود را در قبال پول و لذات زندگي خوش به آن ‏ها نفروشم.»

سعادت شهادت در دفاع مقدس‏:

چمران همه رزمندگان را در كانالي پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت فرمانده‏ شان را به آن ‏ها تبريك و تسليت گفت و با صدايي محزون و گرفته از غم فقدان رستمي، ولي نگاهي عميق و پر نور و چهره ‏اي نوراني و دلي مالا مال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار گفت: «خدا رستمي را دوست داشت و برد و اگر خدا ما را هم دوست داشته باشد، مي ‏برد.»

خداوند ثابت كرد كه او را نيز دوست دارد و به ‏سوي خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حين سركشي به مناطق و خطوط مقدم بر اثر اصابت ‏تركش خمپاره ‏هاي دشمن به شهادت رسيد.

اما یک کسی هم بود که تا توانست خیانت کرد و دشمن توانست هم او را از راه انقلاب منحرف کند و هم محاسبات او را خدشه دار کند و در نهایت  صدور رأي مجلس شوراي اسلامي به عدم كفايت بني‏ صدر (1360 ه‍ . ش) صادر شد .

3-   سه ‏شنبه 1  تير آغاز هفته صرفه ‏جويي در مصرف آب:

قرآن کریم سیره عملی رسول اکرم صلی الله علیه و آله را الگوی نیکویی برای مسلمانان معرفی کرده و می فرماید: «رسول خدا برای شما اسوه خوب و نیکویی است».پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با یک مدّ (کم تر از یک لیتر) آب وضو گرفته و با یک صاع (نزدیک به 3 لیتر) غسل می کرد. ایشان مردم را نیز به استفاده از این مقدار آب سفارش کرده، می فرمود: « اقوامی پس از من می آیند که این مقدار را اندک می شمارند. آنان برخلاف سنت و روش من هستند. هر کس بر سنت من پایدار بماند، در بهشت همراه من است». پس چه نیکوست که در استفاده از آب برای مسائل عبادی نیز، آن حضرت را سرمشق خود قرار دهیم.

زیاده روی در هر چیزی، ناپسند است؛ هر چند در امور عبادی باشد. امام رضا علیه السلام اسراف را در شمار گناهان کبیره بیان می کنند. پیغمبر اکرم(ص) و امیرمؤمنان(ع) هنگام وضو گرفتن، برای هریک از اعضای وضو، فقط یک بار آب می ریختند. و امام صادق علیه السلام در روایتی فرمودند: شستن بار سوم در وضو بدعت است و از نگاه فقهی، کاری حرام شمرده شده است و شاید این حرمت، به دلیل زیاده روی در مصرف آب باشد.

4-   سه ‏شنبه 1  تير آغاز هفته قوه قضائيه:

مقام معظم رهبری فرمودند:(از مؤلفه‏ هاي سياست هاي مقاومتي) فساد ستيزي است؛ ما اگر مي ‏خواهيم مردم در صحنه اقتصاد باشند، بايد صحنه اقتصادي امنيت داشته باشد؛ اگر امنيت را مي ‏خواهيم، بايستي دست مفسد و سوء استفاده ‏چي و دورزننده قانون و شكننده قانون بسته بشود؛ مبارزه با فساد اين است؛ اين بايد جدي گرفته بشود.

با فساد مبارزه جدّي بشود، با ويژه ‏خواري مبارزه جدّي بشود، با قاچاق مبارزه جدّي بشود؛ اين‏ ها دارد به اقتصاد كشور لطمه مي‏ زند و ضررش را مردم مي ‏برند. اگر ما در مقابل آن مجموعه‏ اي كه - فرض بفرماييد - با زدوبست‏ هايي در زمينه مسائل اقتصادي ويژه ‏خواري مي ‏كنند، خودشان را از امتيازات ويژه برخوردار مي ‏كنند و يا دچار فساد پولي و مالي و اقتصادي مي ‏شوند، سهل ‏انگاري كنيم، قطعاً كشور ضرر خواهد كرد؛ نبايد سهل‏ انگاري بشود.

واقعاً نمي ‏شود ما كار اقتصاديِ درست و قوي بكنيم، اما با مفاسد اقتصادي مبارزه نكنيم؛ اين واقعاً نشدني است.

حضرت آيت الله خامنه ‏اي فرمودند: « مبارزه با فساد، يكي از پايه ‏هاي اصلي حكومت و نظام اسلامي است؛ اين روش اميرالمؤمنين(ع) است.» اگر اين روش را نفي و يا تضعيف كنيم؛ يكي از پايه ‏هاي حكومت اسلامي را سست كرده و يا در هم شكسته ‏ايم. فساد مالي و اقتصادي زيرمجموعه عنوان كلي فساد است. نفي و يا بي ‏توجهي به اين امر مهم، شركت در براندازي نظام محسوب مي ‏شود. رهبر فرزانه انقلاب در نامه هشت ماده ‏اي به رؤساي سه قوه آورده‏ اند: « تسامح در مبارزه با فساد، به ‏نوعي همدستي با فاسدان است.» مفسد اقتصادي با اركان نظام اسلامي مبارزه مي ‏كند؛ حامي او نيز همان راه را طي مي ‏نمايد. لذا مسؤولان نظام بايد با شعار مبارزه با فساد مالي و اقتصادي، روش حضرت علي(ع) را الگوي خود قرار دهند و جامه عمل را به تن اين شعار علوي بپوشانند، تا روزبه‏ روز پايه ‏هاي حكومت ديني محكم‏ تر شود و نظام جمهوري اسلامي ايران قوي‏ تر گردد.

انتظارات مردم از قوه قضاييه‏:

-     سرعت؛ از بزرگ‏ ترين معضلات قوه قضاييه، طولاني بودن زمان رسيدگي به پرونده‏ هاي موجود در دادگستري است‏.

-     برخورد قاطعانه با مجرم: كساني‏ كه سابقه خلاف دارند و يا خلاف هاي مهم مرتكب شده ‏اند، نبايد با وثيقه‏ هاي مالي آزاد باشند و در اجتماع آزادانه قدم بزنند!

-     تقويت ارتباطات مردمي قوه قضاييه از انتظارات اصلي مردم هر كشوري است.

-     نظارت جدي: نهادي را براي نظارت بر كار دادگاه ‏ها تأسيس كنند و بر عملكرد دادگستري‏ هاي شهرستان‏ ها نظارت جدي نمايند.

-     و از همه مهم ‏تر گسترش عدل و عدالت: عمل و جديت در اجرا و گسترش عدل و عدالت و اخذ حق مظلوم از ظالم، به‏ گونه ‏اي‏ كه احدي جرأت تعدي به حقوق ديگران را پيدا نكند.

-     خلاصه اين‏ كه يك مبارزه جدي با هرگونه فساد مالي و اداري حقوقي كه در نتيجه آن امنيت اجتماعي و رضايت مردم است‏.

یکی از انتظارات امروز مردم که مصداقی عرض کنم حقوق ‏هاي چندصد ميليوني است. شگفتي كار در اين ‏جا است كه در بانكي كه مربوط به كارگران است، مديرعاملش به اندازه عمر يك كارگر، حقوق 234 ميليوني مي ‏گيرد. اما جالب است كه برخي مستمري‏ بگيران سازمان تأمين اجتماعي، پائين‏ تر از حداقل حقوق را دريافت مي ‏كنند و افرادي ‏اند كه 300 هزار تومان بيشتر دريافتي ندارند كه بايد گفت اين كجا و آن كجا؟

 در اين ميان با توجيهات نمي ‏توان افكار عمومي را قانع كرد. در شرايط امروز واحدهاي توليدي مشكل سرمايه در گردش دارند و براي مبلغي دست به گريبانند، از سويي ديگر مي ‏گويند براي وام 3 ميليوني ازدواج منابع نداريم اما چطور اين حقوق ‏هاي نجومي داده مي ‏شود؟

البته نكته مهم در اين ميان حساسيت مسؤولان ارشد نظام و دستور ويژه رئيس مجلس، رئيس قوه قضائيه و رئيس‏ جمهور براي پيگيري ماجراست كه اميدواريم به از بين رفتن بدعت اشرافي ‏گري در ميان گروهي از مديران منجر شود؛ بدعتي كه كنار رفتن آن بي‏ ترديد مي ‏تواند تأثيرات مثبتي هم در افكار عمومي داشته باشد و هم به مديريت بهتر كشور كمك كند.

5-   فرمایشات رهبر معظم  انقلاب اسلامي در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام:

بنده در اینجا به سه بخش مهم از فرمایشات مقام معظم رهبری می پردازم:

الف:توجه به دعاهای ماه رمضان و اینکه از خداوند چه بخواهیم :

 در همین دعای [روزهای‌] ماه رمضان چیزهای زیادی از خدا خواسته شده است؛درخواستهایی که انسان به ذهنش هم خطور نمی کند، در این دعا امام به انسان یاد داده است -بنابر آنچه در این حدیث مأثور از امام (علیه‌السّلام) است- که چه بخواهیم از خدا؛ از جمله ‌ی چیزهایی که خواستیم،  نجات از این چند چیز است.: نجات از بی ‌انگیزگی و مرض بی ‌انگیزگی، نجات از نبود نشاط کار - ببینید اینها چیزهایی است که به ذهن ماها نمی رسد که اینها بیماری است، اینها مرض است، باید از خدای متعال نجات از این مرضها و شفای از این مرضها را خواست- نجات از غفلت، نجات از سخت شدن دل؛ دل انسان سخت بشود، هم در مقابل ذکر الهی، هم در مقابل نُصح مشفق؛ [وقتی‌] کسی به انسان نصیحت می کند و برای انسان خیرخواهی می کند، دل انسان سخت بشود. عبارات این است: « وَ اَذهِب عَنّی فیهِ النُّعاسَ وَ الکَسَلَ وَ السَّأمَةَ (احساس خستگی) وَ الفَترَةَ (بی ‌انگیزگی) وَ القَسوَةَ (سخت ‌دلی) وَ الغَفلَةَ (بی‌ خیالی) وَ الغِرَّةَ (غرّه شدن به خود)؛ باید از اینها نجات پیدا کنیم؛ اینها را از خدا خواستیم.

 

 خب، تأثیرات این گناهان - حالا این تعدادی از گناهان است، گناهان بزرگ‌ تر هم وجود دارد- در انسان چیست؟ یکی از تأثیرات این است که وقتی انسان مبتلا است به گناه، (الف) در یک نقطه ‌ی حسّاس و بزنگاه کم می ‌آورد. آیه ‌ی قرآن می فرماید که: « اِنَّ الَّذینَ تَوَلَّوا مِنکُم یَومَ التَقَی الجَمعانِ إِنَّمَا ٱسْتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيْطَنُ بِبَعضِ ما کَسَبوا » در جنگ اُحد، آن‌ کسانی که نتوانستند طاقت بیاورند و دلشان در هوای غنیمت آن ‌چنان تپید که فراموش کردند چه مسئولیّت حسّاسی در اختیار آنها و برعهده‌ ی آنها است و جنگ پیروز را به جنگ مغلوب تبدیل کردند، « إِنَّمَا ٱسْتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيْطَنُ بِبَعضِ ما کَسَبوا ؛ ؛ به سبب پاره ای از اعمالشان شيطان آنها را به خطا افکنده بود. اینها قبلاً خطاهایی انجام دادند، آن خطاها اینجا خودش را نشان داد. این یک مرحله است؛ یعنی گناه ما موجب می شود که در یک نقطه‌ ی حسّاس، در یک نقطه ‌ی بزنگاه، نتوانیم تاب بیاوریم، نتوانیم مقاومت کنیم. خب، ما مسئول کشور هستیم؛ از این بنده‌ ی حقیر گرفته تا مسئولین دولتی، مسئولین قضائی، مسئولین قوّه ‌ی مقنّنه و همین ‌طور سلسله ‌مراتب مسئولیّتها، همه مسئولیم؛ اگر چنانچه کاری بکنیم که نتیجه آن باشد که «إِنَّمَا ٱسْتَزَلَّهُمُ ٱلشَّيْطَنُ » و پایمان بلغزد و نتوانیم طاقت بیاوریم در آنجایی که باید تاب آورد و طاقت آورد، خطر بزرگی ما را تهدید می کند. این یک مرحله است.

 (ب) مرحله‌ ی بالاتر از این و بدتر از این، آن است که ما گاهی خطائی می کنیم، آن خطا موجب می شود که ما دچار نفاق بشویم؛ یعنی دلمان با زبانمان اختلاف پیدا کند. آیه ‌ی شریفه [میگوید]: « فَاَعقَبَهُم نِفاقًا فی قُلوبِهِم اِلی‌ یَومِ یَلقَونَه‌ُ بِمآ اَخلَفُوا اللهَ ما وَعَدوه» [اگر] انسان با عهد خدایی در یک‌ جا وفادار نمانَد و تعهّدی را که پیش خدا کرده عمل نکند، این موجب می شود که «فَاَعقَبَهُم نِفاقًا فی قُلوبِهِم»؛

) از این بالاتر، گاهی اوقات گناه ما و خطای ما و کج ‌روی ما موجب می شود که - پناه بر خدا- به تکذیب ما انزل‌الله مبتلا بشویم؛ « ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ اَسآءُوا السّوأَی‌ اَن کَذَّبوا بِآیاتِ الله». راه علاج هم مراقبت است؛ باید مراقبت کنیم؛ باید نظارت کنیم بر خودمان، بر مجموعه ‌مان، انگیزه ‌مان را افزایش بدهیم، کارمان را متراکم ‌تر کنیم، پُرکاری، پرهیز از لغزشگاه ‌ها، خلاصه در یک جمله تقوا؛ تقوا. تقوا -که در ماه رمضان [به‌ عنوان‌] فلسفه و غایت روزه شناخته شده- به همین معنا است. تقوا یعنی مراقبت از خویش؛ دائم باید مراقب خودمان باشیم. البتّه خطاب این حرفها در درجه‌ ی اوّل به خود بنده است؛ همه‌ مان مسئولیم؛ پس قدر ماه رمضان را بدانیم.

ب- نقشه دشمن براى از بين بردن توانمندي هاى جمهورى اسلامى:

« ايمان اسلامي» اولين توانمندي جمهوري اسلامي است كه طرف مقابل از همه امكانات خود به ‏ويژه فضاي مجازي استفاده مي ‏كند تا ايمان اسلامي نسل جوان و نسل‏ هاي بعدي را متزلزل كند، بنابراين بايد براي حفظ و عمق بخشي به ايمان اسلامي در جامعه به ‏عنوان يكي از زمينه ‏هاي اقتدار، اهتمام ويژه ‏اي داشته باشيم.

که جا دارد در اینجا از حضور مبلغین عزیز و مخلص و پر تلاش که با طرحهای جذاب علمی و فرهنگی و معنوی و تفریحی و... در سطح بخش تلاش می کنند و در راستای مقابله با طرحهای دشمن تمام تلاش خود را به کار بسته اند و برای رفع دغدغه فرهنگی مقام عظمای ولایت می کوشند که در بازدید مساجد بخش که هر شب بنده به اتفاق اعضای محترم ستاد نماز جمعه و حوزه ناحیه مقاومت بسیج شهید دستغیب جوادآباد داریم مشاهده کردیم و غالب این عزیزان تعداد زیادی از جوانان و نوجوانان را تحت آموزشهای دینی و فرهنگی قرار داده اند .

و از همه مسولین تقاضامندم که به این عزیزان سر بزنید و کمکشان کنید .اما متاسفانه هیچکدام از مسولین فرهنگی شهرستان هیچ توجهی به جوادآباد ندارند. انگار جوادآباد را جزء ورامین نمی دانند و وظیفه خودشان را نسبت به مسائل فرهنگی بخش جوادآباد انجام نمی دهند .

«پيشرفت ‏هاي علمي» دومين توانمندي اساسي كشور است كه طرف مقابل به ‏شدت مخالف پيشرفت علمي است و براي متوقف كردن آن به ترور دانشمندان كشور نيز متوسل شده است. آن‏ ها براي مقابله با پيشرفت علمي حتي از ابزارهاي خباثت‏ آميز و ممنوع همچون بدافزارها و ويروس‏ هاي اينترنتي استفاده كردند كه مي ‏توانستيم براي اين جنايت، گريبان آن ‏ها را در دادگاه هاي بين‏ المللي بگيريم كه متأسفانه اين‏ كار انجام نشد.

«توانمندي اقتصادي» و «توانمندي دفاعي بازدارنده» از ديگر عوامل اقتدار كشور است. توانمندي سياسي ملي به‏ معناي وحدت و انسجام ملي بايد حفظ شود و با وجود اختلاف‏ ها و سلايق گوناگون سياسي كه اشكالي هم ندارد، در مباني حركت نظام، اختلافي در بين مردم به ‏وجود نيايد.

«جمعيت جوان كشور» از ديگر توانمندي هاي اساسي است. جمعيت جوان نعمت بسيار بزرگ و مهمي است و مسؤولان دولتي بايد با برنامه ‏ريزي صحيح در جهت افزايش جمعيت جوان كشور حركت كنند.

ج- « اگر برجام را پاره كنند؛ ما آن ‏را آتش مى‏ زنيم.» :

جمهوري اسلامي ابتدائاً برجام را نقض نخواهد كرد، زيرا وفاي به عهد، دستور قرآني است اما اگر تهديد نامزدهاي رياست جمهوري آمريكا مبني بر پاره كردن برجام عملي شود، جمهوري اسلامي برجام را آتش خواهد زد كه اين‏ كار هم دستوري قرآني درباره نقض عهد متقابل است.

د- رفع يك توهم و خيال باطل:

رهبر معظم انقلاب اسلامي  بخش قابل توجهي از سخنان خويش را به رفع يك توهم و خيال باطل اختصاص دادند. خيال باطل و توهمي كه متاسفانه باعث شده است برخي تصور كنند كه مي‏ توانند ميان حق و باطل پل بزنند و ميان نظام اسلامي و استكبار جهاني وساطت كنند و ايران اسلامي را با آمريكاي جنايتكار دوست كنند.

اين تصور غلط و خيال باطل شايد علت اصلي همان رفتاري باشد كه متاسفانه مشاهده مي ‏شود كه برخي كارهاي آمريكا در خيانت آشكار به برجام را نيز توجيه مي‏ كنند و با اين‏كه عدم پايبندي آمريكا به تعهداتش از آفتاب تابان نيز روشن ‏تر است، مدعي مي ‏شوند كه تحريم ‏ها برداشته شده است و سعي مي ‏كنند با تبليغات به مردم چنين تلقين كنند كه اوضاع اقتصادي كشور بعد از برجام بهتر شده است و شما متوجه نشده ‏ايد. اين در حالي است كه علي ‏رغم همه زحماتي كه مسؤولان دلسوز كشور براي رفع تحريم ‏ها كشيده ‏اند، بدعهدي آمريكا باعث شده است كه برجام مورد عمل واقع نشود و هنوز هم منافع و دستاوردهايي كه قرار بود از اين متن براي ملت ايران حاصل شود با خيانت آمريكايي ‏ها حاصل نشده است.

از همين ‏روست كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در تذكر به مسؤولان كشور صراحتا بيان مي ‏دارند كه «دست ‏اندركاران به اين واقعيات توجه و دقت كنند و اين حرف را تكرار نكنند كه تحريمها برداشته شده است.»

مبادا مسؤولاني در نظام اسلامي به توجيه و بزك دشمن دست بزنند و تلاش كنند كه كار روابط عمومي وزارت خارجه آمريكا را انجام دهند و خيانت ‏هاي آمريكا به منافع كشورمان را توجيه كنند. اين شرم ‏آورترين كاري است كه يك مسؤول در صدمه به كشور خويش و خدمت به دشمن ممكن است بكند و آن اين‏ كه خيانت ‏هاي دشمن را براي منافع سياسي و حزبي خود توجيه كند و به ملت خويش چنان تلقين كند كه متوجه دشمني ‏ها و خيانت ‏هاي دشمن نشود.

چون آمریکا دشمن ماست و ذات او دشمنی با ملت ایران است تهديداتي كه از اوايل انقلاب تاكنون عليه ايران صورت گرفته به چهار دوره تقسيم مي‏ شود:

اولين تهديدي كه عليه ايران از سوي غرب برنامه ‏ريزي و عملياتي شد، تهديدات خشني مانند جنگ، ترور، انفجارات، شورش، تجزيه‏ طلبي و... بود

‏دوره دوم، دوره تنش‏ زدايي بود كه بعد از جنگ آغاز شد و آمريكايي ‏ها قصد داشتند تا با روش مهار دو جانبه، ايران را در انزواي سياسي قرار دهند.

سومين دوره از تهديدات، دوراني بود كه تحريم ‏هاي سنگين اقتصادي عليه ايران ايجاد شد. آمريكايي ‏ها و كشورهاي اروپايي تلاش داشتند تا ايران را از طريق تحريم ‏هاي سنگين اقتصادي فلج كنند.

چهارمين دوره، تهديداتي است كه اخيراً آغاز شده و ادامه دارد. در حال حاضر و با توجه به مشكلاتي كه از مرحله سوم باقي مانده، نظام وارد مرحله چهارم شده و با موضوعات برجام و پسابرجام، برنامه ‏ها و توطئه ‏هاي آمريكا، عربستان و تركيه مواجه شده است كه به‏ نوعي مي‏ توان اين تقابل را به جنگ احزاب در صدر اسلام تشبيه نمود.

یکی از نقاط مشترك ائتلاف مخالفان با جمهوري اسلامي ايران‏ مسأله رهبري است. مخالفان دو روش خطرناك را در اين رابطه مطرح نموده ‏اند:

1. ايجاد دو راهي حفظ نظام و منافع شخصي براي رهبري ايران‏

بايد فشارها عليه رهبري ايران تا اندازه ‏اي افزايش پيدا كند كه او (مقام معظم رهبري) ميان عقايد خودش (به قول آن‏ ها منافع شخصي) با نظام بر سر دوراهي انتخاب قرار گيرد و براي حفظ نظام، دست از عقايد خودش بكشد.

2. جلوگيري از عملياتي شدن نظريات رهبري‏

از تحقق نظريات رهبري ايران در درون نظام بايد جلوگيري به ‏عمل آيد و نبايد صحبت‏ هايش عملياتي شود. مخالفان نظام اسلامي سعي دارند تا با پياده ‏سازي اين طرح و موفقيت در آن، فاز دوم كه تسليم شدن رهبري است را آغاز كنند. در ادامه، با ورود به فاز سوم، اقداماتي مانند، تغيير در قانون اساسي ايران، تبديل ولايت فقيه به يك جايگاه تشريفاتي و ريش سفيدي، تبديل سپاه به چند لشكر و گارد جمهوري، انجام دهند.

اما آنها کور خوانده اند نه رهبر عزیزمان تسلیم آنها خواهد شد و از عقائد خود عقب نشینی خواهد کرد و نه ما ملت می گذاریم حرف رهبرمان زمین بماند و عملیاتی نشود لذا ما فدائیان رهبریم و گوش به فرمان او ....

6-    زکات:

پیامبر(ص) فرمود: « مالی که زکات آن پرداخت نشده مورد نفرین است و ممکن نیست بنده ‏ای زکات مالش را حبس کند اما مال او فزونی واقعی پیدا کند».

عده‏ ای از مردم وارد مسجد شدند. رسول خدا(ص) همان ‏طور که زیر لب ذکر خدا می‏ گفت، نگاهی به آنها انداخت و ناگهان بر آشفت. ایستاد و رو به یکی از آنها گفت: «برخیز!» مردم با تعجب نگاه می ‏کردند، رسول خدا(ص) رو به فرد دیگری کرد و به او هم گفت: «بلند شو!» تا پنج نفر را فرمان ایستادن داد. همه مانده بودند که پیامبر(ص) چه کار با این افراد دارد. رسول خدا(ص) نگاهی به جماعت انداخت و فرمود: «از مسجد ما خارج شوید و تا وقتی زکات نمی ‏پردازید در آن نماز نخوانید». این جمله برای اصحاب و نزدیکان پیامبر(صلی‏الله علیه واله وسلم) اصلا عجیب نبود چون آنها می ‏دانستند نبی اسلام آنهایی که زکات نمی ‏دهند را اصلا مسلمان نمی‏ داند و معتقد است بر شرک باقی مانده ‏اند.

مانع الزکوة کافر است:

آنچه از عقوبتهاى ترک زکات ذکر شده که از گناهان کبیره و موجب فسق است، در صورتى است که اعتقاد به وجوبش داشته باشد و به واسطۀ بخل داشتن زکات ندهد. ولى اگر ندادن زکات به سبب نداشتن اعتقاد به وجوب آن باشد، پس کافر و نجس است. زیرا وجوب زکات مانند نماز از ضروریات دین اسلام است و هر کس منکر یکى از ضروریات دین بشود، از اسلام خارج است. و اشاره به همین صورت استحلال و انکار وجوب زکات است به یک روایت که در آنها به کفر مانع الزکوة تصریح شده است. از آن جمله:

حضرت صادق علیه السّلام مى ‌فرماید: «جز این نیست که خداوند براى فقرا در مال ثروتمندان واجب فرمود واجبى را که ستوده نمى ‌شوند مالداران، مگر به پرداختن آن. و آن زکات است که به دادنش ریختن خونشان حرام مى ‌شود و مسلمان نامیده مى ‌شوند» .

یعنى اگر مالداران (از روى انکار) زکات واجب را ندهند، مسلمان نیستند و خونشان حرمتى ندارد.

دعــــــــــــا

سوره

www.adinehjavadabad.ir

 


اضافه کردن نظر


اوقات شرعی



برترین ستاد نماز جمعه استان تهران

آمار بازدید کنندگان


امروز4
دیروز7
این هفته4
این ماه196
مجموع12967