اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *
.
پنجشنبه 26 مهر 1397.
تاریخ شمسی :
الخميس 8 صفر 1440.
تاریخ قمری :

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از تمامی برنامه های ما با خبر شوید

خطبه های نماز جمعه 18 تیر 1395 بخش جوادآباد به امامت حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حسینی‎

       

نماز جمعه 18/04/1395

عناوین خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(28) (حق همسایه(آگاه نمودن همسايه به خيانت ديگران))

اما موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) است که یکی دیگر از آن حقوق را که حق همسایه است را بحث می کنیم:

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-      حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم

6-    حق دست

7-   حق پا

8-   حق شکم

9-     حق غریزه شهوت

10-    حق صدقه

11-    حق مال و ثروت:

12-   حق طلبکار:

13-حق همسایه:

حقوق همسايه:

1-     حفظ همسايه در غياب او

2-    بزرگداشت همسايه در حضورش

3-    يارى و كمك به همسايه در حضور و غياب

4-    عيب هاى همسايه را جستجو نكند

5-    عدم استراق سمع

6-    یاری وکمک همسایه هنگام گرفتاری

7-    حسادت نكردن بر نعمت و دارايى همسايه

8-    بخشش و ناديده گرفتن خطاهاى همسايه

9-    حلم و بردبارى نسبت به همسايه

10-  نرم خويى و پرهيز از بدگويى

11-  آگاه نمودن همسايه به خيانت ديگران:.....

عناوین خطبه دوم

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      عید سعید فطر با شکوه هرچه تمام تر برگزار شد :

2-     جمعه 18  تیر كشف توطئه  كودتاي آمريكايي پادگان نوژه (كودتاي نافرجام نقاب - 1359 ه.ش):

3-   دوشنبه 21 تیر حمله به مسجد گوهرشاد و كشتار مردم به‏ دست رضاخان (1314 ه.ش) روز عفاف و حجاب‏:

4-   چهارشنبه 23 تیر؛ 8 شوال تخريب حرم و بارگاه ائمه بقيع(ع) توسط گروه گمراه وهابيت (1344 ه.ق):

==========================

نماز جمعه 18/04/1395

مشروح خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(28) (حق همسایه(آگاه نمودن همسايه به خيانت ديگران))

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین نَحمَدُهُ وَنَستَعینُه و نَستَغفِرُه وَ نَتَوَکّلُ علَیه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّم علی حَبیبِه وَ نَجیبه وَ خیَرَتِه فی خَلقه وَ حافِظِ سِرّه وَ مُبَلِّغِ رِسالاته سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد(ص) وَ علی آلِه الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبینَ الهُداةِ المَهدیین المَعصومین سیَّما بَقیَّهَ اللهِ فی الاَرَضین وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: قالَ رسولُ اللهِ صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله: « لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ سَبْعَةُ حُقُوقٍ وَاجِبَةٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ»
(پیامبر گرامی اسلام صلی ‌الله ‌علیه ‌و آله فرموده ‌اند که هر مؤمن بر برادر مؤمنش هفت حق دارد که از طرف خدا ادای این حقوق بر او واجب شده است.) خب وجوب این حقوق را بایستی جدی گرفت.
« الْإِجْلَالُ لَهُ فِی عَیْنِهِ»
یکی (از این حقوق) این (است). معنایش این است که برای این برادر مؤمن جلالتی در دل خود در نظر بگیر که طبعاً در چشم تو جلالت پیدا می ‌کند.
جلالت از چه جهت؟ از جهت ایمانش؛ یعنی لازمه ‌ی این بیان، لزوم تکریم برادران مؤمن از یکدیگر است؛ نگاه تجلیل ‌آمیز به برادر مؤمن. یعنی با نگاه سبک به برادر مؤمن نگاه نکند. این (حق) اول.

بنابراین تکریم برادران مومن از یکدیگر از نشانه های تقوا است. (الامالی شیخ صدوق؛ صفحه‌ ۸۵)

اما موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) است که یکی دیگر از آن حقوق را که حق همسایه است را بحث می کنیم:

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-      حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم

6-    حق دست

7-   حق پا

8-   حق شکم

9-     حق غریزه شهوت

10-    حق صدقه

11-    حق مال و ثروت:

12-   حق طلبکار:

13-حق همسایه:

در ادامه سخنان گهربار امام سجاد عليه السلام به تعداد ديگرى از حقوق همسايه اشاره مى شود، حضرت مى فرمايند:

حقوق همسايه:

1-     حفظ همسايه در غياب او

2-    بزرگداشت همسايه در حضورش

3-    يارى و كمك به همسايه در حضور و غياب

4-    عيب هاى همسايه را جستجو نكند

5-    عدم استراق سمع

6-    یاری وکمک همسایه هنگام گرفتاری

7-    حسادت نكردن بر نعمت و دارايى همسايه

8-    بخشش و ناديده گرفتن خطاهاى همسايه

9-    حلم و بردبارى نسبت به همسايه

10-  نرم خويى و پرهيز از بدگويى

11-  آگاه نمودن همسايه به خيانت ديگران:

در جلسه قبل عرض کردیم که امام سجاد عليه السلام در حق همسايه  ، مى فرمايند: « تَرُدُّ عنهُ لسَانَ الشَّتيمَةِ.»از حقوقى كه همسايه به انسان دارد اين است كه اگر در غياب او به زشتى از وى ياد كردند و يا بدگويى كردند، از او دفاع كند كه اين سيره و سنت رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم بوده است .

مرحوم محدث قمى در سفينة البحار روايتى را درباره عكرمة بن ابى جهل نقل مى كند كه در حالتش نوشته اند: « كان شديدَ العداوةِ لرسولِ الله صلى الله عليه وآله و سلم »با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بسيار دشمنى مى كرد و يكى از چهار نفرى بود كه حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خون آنها را هدر اعلام كرده بودند و دستور داده بودند كه مردم هرجا اين چهار نفر را يافتند بكشند هر چند به پرده كعبه آويخته باشند. وقتى پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم مكه را فتح كردند، يكى از چهار نفرى كه خونش را مباح كردند عكرمة بن ابى جهل بود. او فرار كرد و سوار بر كشتى شد، بادى وزيد و كشتى در اثر توفان و امواج در خطر غرق شدن قرار گرفت . با خدا پيمان بست كه اگر نجات پيدا كند، به سراغ پيامبر رفته و با او بيعت كند و مسلمان شود. عكرمه نجات پيدا كرد و خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيد. حضرت از او استقبال كردند و با او معانقه نمودند. بعد از اين ماجرا گاهى مسلمانان در غيابش از او چنين تعبير مى كردند: « هذا ابنُ عدوِّ اللهِ اءبى جهل» اين فرزند دشمن خدا ابى جهل است . عكرمه رفت خدمت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم و شكوه كرد. حضرت فرمودند: كه شما به عنوان مسلمان حق نداريد از مسلمان ديگرى بدگويى كنيد؛ گرچه آن شخص عكرمة بن ابى جهل باشد كه روزى مهدورالدم شناخته شده بود.

منشا بدگويى ، عصبانيت و فقدان حلم و بردبارى است . طبيعى است كه اولين عكس العمل تهييج غريزه خشم در زبان انسان ظاهر مى شود؛ يعنى وقتى انسان خشمش طغيان كرد، اولين راهى كه براى تسلى دل خود مى آزمايد، بدگويى و دشنام است.

حضرت در ادامه مى فرمايند:« و تُبطِلُ فيه كيدَ حاملِ النَّصيحةِ.» يعنى اگر مى بيند كسى با عنوان دوستى ، در صدد خيانت به همسايه است ، بايد تا آنجا كه مى تواند ابتدا، همسايه را به اين خيانت آگاه كند و آن كيد و مكر را به هر ترتيب ممكن بى اثر كند.

قبلا نصح را معنى كرديم و گفتيم نصح به معناى خلوص است و كسى را دوست ناصح مى گويند كه در دوستى او غش و حيله نباشد.
همه آنچه كه ذكر شد، براى ايجاد يك اجتماع سالم و به دور از زشتى است ؛ چرا كه اين زشتى هاى اخلاقى سلامت جامعه را تهديد مى كند و در سايه اين قوانين و حقوق است كه يك اعتماد و اطمينان متقابل بين طبقات و اصناف مختلف اجتماعى ايجاد مى شود تا رسيدن به غرض نهايى آفرينش ‍ ممكن شود. از آنچه كه به اين اعتماد عمومى ضربه مى زند و بناى مستحكم سلامت و عدالت را ويران مى كند، نهى شده است و به آنچه كه در بنيان اين ساختمان و استحكام آن موثر مى افتد، امر و سفارش شده است .

از جمله مواردى كه بدان امر شده خلوص و نصح در ايجاد اين روابط است.روابط بين انسان ها به ويژه همسايگان بايد رابطه اى خالصانه و به دور از هر مكر و حيله و نيرنگ باشد. غش ، خيانت و سوء استفاده از اعتماد افراد منشا بسيارى از واماندگى هاى معنوى و انحطاط هاى اخلاقى جوامع ما است .

سقوط جوامع در مهالك اخلاقى ، از تخلفات فردى آغاز مى شود، آنگاه به افراد ديگر سرايت مى كند و به تدريج همه جامعه را به تخلف از مسير صحيح انسانى مى كشاند. در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است كه مى فرمايند:« شرُّ الناس مَن لا يَعتَقِدُ الاءمانةَ و لا يَجتَنبُ الخيانةَ». بدترين مردم كسانى اند كه به رعايت امانت مردم ، اعتقاد ندارند و از خيانت پروا ندارند.

در سخن ديگرى از اميرالمؤ منين عليه السلام نقل شده است كه مى فرمايند: « غايةُ الخيانةِ خيانةُ الخِلِّ الودودِ العهودِ.» اوج خيانت ، خيانت به دوست مهربان و شكستن عهد و پيمان ها است.

خائن ترين انسان ها كسى است كه از دوستى و اعتماد ديگران سوء استفاده كند. از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه فرمودند: « لا تَنظروا الى كَثرة صلاتِهم و صومهم و كثرةِ الحجِّ و المعروفِ و طَنطَنَتِهم بالليلِ، و لكنِ انظُروا الى صدقِ الحديثِ و اءداء الامانةِ». به نماز و روزه فراوان و حج و حتى معروفى كه ظاهر انسان ها را مى سازد يا در دل شب بلند مى شوند و صداى ناله و گريه شبانه آنها برمى خيزد، توجه نكنيد - هيچ كدام نشانه ايمان آنها نيست - بلكه به راست گفتارى و امانتدارى آنها نگاه كنيد.

اگر مى خواهيد ايمان افراد را بسنجيد كه تا چه اندازه به راستى و موازين ايمانى پايبند هستند، جز با نظر كردن در سلوك و رفتار آنها ميسر نخواهد بود كه اين رفتار و منش ، مخل سلامت اجتماع نباشد؛ برخلاف بسيارى از ادعاها كه بايد با امور مثبت ثابت شود، اين جا تورع از خيانت و پروا از تجاوز به حقوق ديگران ، شرط پذيرش ايمان است .

مرحوم صدوق از امام سجاد عليه السلام نقل مى كند كه حضرت فرمودند: « عليكُم بِاءَداءِ الاءَمانةِ فَوَ الَّذى بَعَثَ محمَّدا صلى الله عليه وآله و سلم بالحَقِّ نبيّا، لَو اءَنَّ قاتِلَ اءَبىَ الحسينِ بن علىّ عليهما السلام ائتَمَنَنِى على السَّيفِ الَّذى قَتلَهُ به لَاءَدَّيتَهُ اليهِ». قسم به آن خدايى كه جدم را به پيامبرى برگزيد، اگر قاتل پدر من ، شمشيرى كه پدرم را با آن به شهادت رسانيد، به امانت نزد من بگذارد، من آن را به عنوان امانت برمى گردانم .

در روايتى از اميرالمؤمنين عليه السلام نيز آمده است كه فرمودند: « الخيانةُ دليل على قِلَّةِ الورعِ و عدمِ الديانَةِ.» خيانت ، نشانه بى پروايى و بى دينى است . يعنى اگر كسى خائن شد، جاى هيچ شبهه اى نيست كه نمى توان او را متدين دانست .

نكته قابل توجه در بحث خيانت اين است كه خيانت براى انسان هايى امكان پذير است كه به نحوى به آنها اعتماد مى شود؛ اگر افراد، انسان ها را بشناسند راه براى خيانت بسته خواهد بود. خيانت به معناى سوء استفاده از اعتماد و اطمينان متقابل است .
امام عليه السلام همسايه را موظف مى كند كه اگر متوجه شد كسى در لباس ‍ دوستى مى خواهد به همسايه او خيانت كند، خلوص اقتضا مى كند او را معرفى كرده ، اين كيد و حيله را باطل كند.

 

اذیت کنندگان به همسایگان، در سرای دیگر وضع ناگواری دارند؛ لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم سرنوشت آشفته آنان را چنین ترسیم می فرماید:«کسی که به اندازه یک وجب زمین به همسایه اش خیانت ورزد، خداوند آن یک وجب زمین را از پوسته هفتم زمین به گردنش حلقه کند. و بدین حالت، خداوند را در روز جزا ملاقات کند، مگر این که توبه کند و دست از ظلم به همسایه بردارد.»

 

یکی از اصحاب، همسایه ای تندخو و مردم آزار داشت. آن مرد از اذیت های بی شمار وی به ستوه آمد و تصمیم گرفت شرح این شوکران را در محضر رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم باز گوید. پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم به او توصیه نمود با رفق و مدارا در اصلاح اخلاق و رفتار ناپسند این همسایه بکوشد. مرد صحابی به سخنان پیامبراکرم صلی الله علیه وآله وسلم عمل کرد، ولی آن مرد مغرور همچنان بر تعدّی خود افزود و رفتار ناستوده خویش را شدّت بخشید. صحابی بار دیگر به محضر پیامبر رفت و نتیجه معکوس تلاش خود را برای آن حضرت باز گفت و توضیح داد که زندگی اش در آن خانه قابل تحمّل نمی باشد و کوچ کردن به منزلی دیگر و دور ماندن از جوار مسجد و محروم شدن از شنیدن بانگ اذان بلال، برای او دشوار است. این بار چون حضرت محمّد صلی الله علیه وآله و سلم شکوه این مرد مسلمان را بشنید و پریشان حالی او را بدید، فرمود تا لوازم منزل را از خانه بیرون ببرد و در رهگذر مردم بگذارد.

 

شاکیِ آشفته حال چنین کرد و اثاث خانه خود را در کوچه قرار داد! رهگذران، گرد او اجتماع کردند و از ماجرایی که موجب این برنامه شده بود، سؤال کردند، او نیز از اذیت و فشارهای روحی ناشی از آزار همسایه لب به سخن گشود و زبان به شکوه باز کرد. مسلمانان چون به قصّه پر غصّه او گوش دادند، سیل نفرین، توبیخ و ملامت برای آن همسایه مردم آزار روانه کردند و بانگ برآوردند که: خدایا! بر او لعنت فرست. پروردگارا! او را از منزلش آواره کن.

 

همسایه متجاوز که دانست فریاد مردم به لعن و سرزنش بلند شده و همسایه اش از شرّ او در رهگذر مردم مسکن گزیده، سراسیمه به سوی محلّ استقرار شاکی خویش شتافت و سر و رویش را بوسه داد و زبان به عذرخواهی گشود. در آغاز، همسایه رنج دیده به التماس او اعتنایی نکرد تا آن که مرد سخت بگریست و چون تضرّع او با سیلابی اشک توأم گردید، بر وی رحم و شفقّت آورد و اثاث خویش را به منزل برد و از آن زمان، صلح و صفا میان این دو همسایه حاکم گردید. مهر و محبّت، قلوبشان را به هم پیوند داد و هیچ گاه کسی شکایتی از این دو همسایه ندید و کدورتی در میان آنان مشاهده نشد.

 

فقهای مسلمان، این فرمان حکیمانه نبوی را از جمله وسایل داوری و اصلاح شناخته اند؛ یعنی دفع ظلم به «تدبیر شرعی و عقلی» مباح است. آری این حکم، نمونه یک تدبیر حکیمانه ای است که شخص متجاوز را به ترک رفتار مذموم خویش ملزم می سازد. و در این میان، وسایلی که بدین منظور به کار می رود، هیچ کدام سخت تر از هیجان عمومی و خشم اجتماعی نیست؛ چرا که مقام و موقعیت شخص خاطی را در معرض انهدام قرار می دهد.

دعـــــــــــــــا

سوره

مشروح خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَلاهُ وَ السَلامُ علی سَیِدِنا وَ نَبیِّنا ابی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آلِهِ الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبین سیَّما علی امیرِ المومِنین وَ الصدیقَهِ الطاهِرَه سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین سِبطَیِ الرَّحمَه وَ اِمامَی الهُدی وَ علی بنِ الحُسَین وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَر وَ علی بنِ موسی وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ علی بنِ مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ علی وَ الخَلف القائِمِ الحُجَه حُجَجِکَ علی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فی بِلادِک . وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین وَ استَغفِرُ اللهِ لی وَ لَکُم.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: در ابتدای خطبه دوم هم خودم و هم شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      عید سعید فطر با شکوه هرچه تمام تر برگزار شد :

لذا وظیفه خودم میدانم از همه عزیزانی که برای برگزاری نماز عید فطر تلاش کردند تقدیر و تشکر کنم .از شهردار محترم و مجموعه محترم شهرداری و آتش نشانی ، نیروی انتظامی که حتی در ماه مبارک رمضان جهت برقراری امنیت در سطح بخش تلاشهای فراوانی کردند . مهاجرین عزیز که هرسال در برنامه های مهمی که برگزار می شود زحمات فراوانی را می کشند، امسال هم در برگزاری نماز عید ویژه ما را یاری کردند .بسیج و حوزه ناحیه مقاومت بسیج شهید دستغیب جوادآباد که جا دارد از فرمانده محترم این حوزه که در تمام برنامه های ملی و مذهبی که در بخش برگزار می شود و تلاشهای فراوانی می کنند تشکر کنم. ستاد برگزاری نماز جمعه بخش جوادآباد که بدون هیچ چشم داشتی در سطح بخش زحمات فوق العاده ای می کشند ، خصوصا برنامه یک ماهه ماه رمضان و اعزام تیم فرهنگی به همراه امام جمعه به کل مساجد شهر و بخش جوادآباد با همکاری صمیمانه بسیج و هرسال هم با شعار فرهنگی و تربیتی خاصی که امسال با شعار سال مقام معظم رهبری (اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل ) و واجب فراموش شده امر به معروف و نهی از منکر بود که آثار و برکات فراوانی داشت که فرصت نیست عرض کنم اما به چند مورد آن اشاره می کنم مانند: ایجاد وحدت و همدلی بین مردم بخش و حضور گسترده مردم بخش خصوصا روستائیان عزیز در نماز جمعه که به طور میانگین هر هفته ششصد تا هفتصد نفر در نماز جمعه شرکت می کنند که در ماه رمضان به هزار و پانصد نفر هم رسید و همچنین رسیدگی به مشکلات روستائیان که موارد زیادی از این طریق حل شده است و ثمره کار این عزیزان فراوان و کاملا محسوس است که در فرصت مقتضی عرض خواهم کرد اما نسبت به این عزیزان عده ای هستند که کم لطفی می کنند .

2-     جمعه 18  تیر كشف توطئه  كودتاي آمريكايي پادگان نوژه (كودتاي نافرجام نقاب - 1359 ه.ش):

دشمنان انقلاب اسلامي به ‏دليل شناختي كه از رويكرد و اهداف انقلاب داشتند، از روزهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي به فكر توطئه و خرابكاري عليه آن بودند، چراكه مي ‏دانستند اين انقلاب مي ‏تواند بساط ظلم و جور نظام سلطه و استكبار جهاني را برچيند. بنابراين تمام توان و تلاش خود را براي ازبين بردن اين نظام نوپا نمودند، يكي از روش‏ هاي تقابل دشمنان با انقلاب اسلامي و براندازي آن، انجام كودتا بود. اگرچه چند كودتا عليه انقلاب صورت گرفت ولي كودتاي نقاب يا معروف به «نوژه» از ويژگي خاصي برخوردار است چراكه برآورد دشمنان بيانگر آن بود كه شرايط لازم براي از بين بردن نظام اسلامي ازجمله همراهي ارتشيان بسيار آماده است.

دشمنان انقلاب قبل از كودتا بيش از دو لشگر ما را در كردستان درگير كرده بودند. در سناريوي شرق و غرب نابودي جمهوري اسلامي ايران كليد خورده بود و بايد اين ارتش قدرتمند روزي كه صدام مي‏ خواست حمله كند قدرت مقابله نداشته باشد. صدام نيز دو سال قبل از آغاز جنگ، ارتش خود را مجهز كرده بود. با وجود حمايت‏ هاي همه ‏جانبه حضرت امام، شيطنت‏ هاي خارجي و داخلي براي درهم شكستن ارتش بيداد مي ‏كرد. تحريكات مرزي و جدايي ‏طلبي در گنبد، سيستان و بلوچستان و خوزستان هم جاي خود را داشت و حضور به‏ موقع و قدرتمندانه ارتش را مي ‏طلبيد.

طبق برنامه‏ هاي طراحي شده قرار بود كودتاچيان پس از تصرف پايگاه شاهرخي (شهيد نوژه) به ‏وسيله هواپيماها به تهران و منطقه محل استقرار حضرت امام و مراكز مهم حمله مي ‏كردند.

حدود ۶۰۰  نفر در رابطه با اين كودتا در سراسر ايران دستگير شدند كه ۵۰۰ نفر از آن‏ ها نيروهاي نظامي بودند.

حضرت امام با اطمينان قلبي كامل به الطاف و نصرت الهي روند انقلاب را هدايت كردند و امروز نيز كشتي‏ بان انقلاب مكرر تأكيد مي كنند كه كشتي انقلاب اسلامي ان ‏شاء الله به ساحل مهدويت خواهد رسيد و بايد مردم و مسؤولان به نصرت و عنايات الهي ايمان داشته باشند و از تهديدات پوچ و توخالي دشمنان در حال اضمحلال نهراسند.

و در دیدار دانشجویان در ماه مبارک رمضان فرمودند: اين كسانى‏ كه امروز طرفدار گرايش به غربند، به نظر من عقلشان را باخته ‏اند، تعقّل نمي ‏كنند. اين ‏هايى كه مى ‏گويند براى پيشرفت كشور بايد به غرب تكيه بكنيم و به غرب پناه ببريم و با آن ‏ها رفاقتمان را تشديد بكنيم، به نظر من عاقلانه حرف نمي ‏زنند.

در برجام يك چيز ثابت شد و آن اين‏ كه آمريكايى ‏ها دارند دشمنى مى ‏كنند با ما، دارند دشمنى مى ‏كنند؛ نه ‏فقط كنگره ‏ى آمريكا بلكه دولت آمريكا هم دارند دشمنى مى‏ كنند منتها شكل دشمنى ‏شان فرق دارد.

بعد فرمودند: ما ايستاده ‏ايم؛ بنده ‏ى حقير وظيفه دينى‏ اى دارم، وظيفه ‏ى شرعى‏ اى دارم، وظيفه‏ ى اخلاقى ‏اى دارم؛ در مواجهه‏ ى با ضدّ انقلاب و معارضين انقلاب ايستاده ‏ام و تا جان در بدن دارم، اين ايستادگى وجود دارد. و به اين مردم هم اعتماد دارم؛ در ميان نخبگان كشور ازجمله دانشگاهيان و دانشجويان، آن‏ قدر عناصر مؤمن و طرف ‏دار ايستادگى در اين‏ راه وجود دارد كه هر آدم دلسردى را هم دلگرم مي ‏كند؛ چه برسد به كسى مثل بنده كه خودش به ‏خودی خود دلگرم است. اين ايستادگى بنابراين وجود دارد و عاقبت ايستادگى هم پيروزى است.

و چند توصیه هم به دانشجویان داشتند:

اگر مى ‏خواهيم در مقابل جبهه‏ ى استكبار ايستادگى كنيم، مقاومت كنيم، به آن عزّت، آن شرف، آن اقتدارى كه جمهورى اسلامى لايق آن است و انقلاب به ما وعده ‏ى آن‏ را داده برسيم، احتياج داريم به اين‏كه در رفتار شخصى خودمان رعايت هاى لازم را بكنيم؛ آن تقوا را حفظ كنيم؛ (اين‏) نياز ما است.‏

الف- اوّلين توصيه ‏اى كه ما به تشكّلها مى ‏كنيم، اين است كه حضور داشته باشند؛ حضور.

ب- وظيفه ‏ى دوّم، تبيين؛ تبيين. تبيين اساس كار ما است.

ج- كار سوّم: سطح آگاهى سياسى و دينى خودتان را افزايش بدهيد.

د- وظیفه چهارم :در دفاع از نظام اسلامى هيچ تقيّه نكنيد و صريح باشيد؛ نظام اسلامى مايه‏ ى افتخار است.

و- پنجمین مطلب: هركسى را به صِرف اين‏ كه با فكر شما به ‏طوركامل انطباق ندارد، متّهم به انقلابى نبودن نكنيد.

و در ادامه به مطلب مهمی اشاره فرمودند که رسم شده كه از امام و نظام و انقلاب دم بزنند امّا با كسى هم كه مى‏ گويد «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است» همكارى كنند يا از او حمايت كنند؛ اين نمي ‏شود. موضع بنده در اين مورد كاملاً صريح است؛ من بارها گفته ‏ام كه براى من اين تقسيمات اصول گرا و اصلاح ‏طلب و اصلاح ‏طلب مدرن و سنّتى و از اين حرف هايى كه مى ‏زنند، مطرح نيست؛ من به اين اسمها اصلاً اهمّيّتى نمي ‏دهم و توجّه ندارم؛ به محتواها كار دارم؛ امّا روى مسأله‏ ى فتنه حسّاسم. خب اگر اين شعار داده شده، تبرّى از اين شعار، آن روز هم لازم بود و بايد مى‏ كردند كه نكردند، حالا هم يك عدّه‏ اى از آن‏ ها حمايت بكنند، آن‏وقت دم از امام و طرفدارى از امام و طرفدارى از نظام و طرفدارى از انقلاب هم بزنند! اين نمي ‏شود، اين قابل قبول نيست. اين پديده ‏ى بسيار بدى است، پديده ‏ى زشتى است، اين پديده را ما اصلاً نمى ‏پسنديم.

که در شهرستان و بخش نیز موارد این شکلی اتفاق می افتد که دم از امام و رهبری و نظام می زنند اما از فتنه حمایت می کنند و در سطح بخش و شهرستان فتنه می کنند .که اگر لازم باشد مصداقی عرض خواهم کرد .

علل عقب افتادگی جوادآباد:

که نه تنها پیشرفت نمی کند بلکه اگر هم کسی می خواهد کاری بکند او را تخریب می کنند و باید عرض کنم که یک عده معدودی هستند که کینه و حقد و حسادت و محدود بودن تفکر آنها باعث می شود از مدتها قبل تا به امروز و در آینده هم همینطور خواهد بود به تخریب و سنگ اندازی و فتنه دست بزنند و خودشان را هم مدعی حامیان و دلسوزان جوادآباد جلوه بدهند .

بدانید که اگر مغرضین بخواهند ضربه بزنند با فتنه گری و فتنه انگیزی اقداماتی می کنند که عبارتند از  :

1-     مسجدی را اگر بخواهند ضربه بزنند از طریق مسجد ضربه می زنند مانند مسجد ضرار.

2-     از طریق افرادی که سابقه نسبتا خوبی داشتند استفاده می کنند البته یا آنها را فریب می دهند یا جذب می کنند و از جهل آنها استفاده می کنند.

3-     یزید برای ضربه زدن به اباعبدالله(ع) نماز شب خوان و انگشتر به دست و پیشانی پینه بسته و مدعیان مسلمانی و دینداری و جانباز و حتی خانواده شهید آورده بود که دیگر کسی شک نکند و تا باطل را حق و حق را باطل جلوه دهد تا به مقاصد شوم خود برسد.

4-     حتی برای ضربه زدن به دین و امامت و رهبری آمدند و شخصیت تراشی کردند و عده ای از علما و حافظین و یاران رسول الله(ص) را در مقابل و هم ردیف علی (ع) قرار دادند تا توانستند مردم را از دور علی(ع) و امامت پراکنده کنند و همسر علی(ع) را بزنند و اموال او را غارت کنند و امامت را 25 سال خانه نشین کنند.

5-     از طریق شایعه سازی و دروغ پردازی و تهمت زدن و تخریب به دین و حضرت علی (ع) ضربه زدند و حلال پیغمبر(ص) را حرام و حرام او را حلال کردند .

6-      و تمام چهره های انقلابی و عاشق ولایت و امامت را  تخریب می کردند و یا تبعید و یا تهدید و یا به قتل می رساندند مانند ابوذر که تبعید شد، مانند مالک را که کشتند. لذا بنده به نیروهای عاشق ولایت و نظام ارادت خاصی دارم.

در اینجا اشاره ای داشته باشم به مناسبت حماسه همبستگي ملي در دفاع از اركان مقدس نظام و رهبري (ولايت فقيه) و پايان دادن به آشوب اخلال‏ گران (1378 ه.ش) که در 23 تیر اتفاق افتاد :

مقام معظم رهبری فرمودند: حضرت علي (عليه‏ السلام) توصيه مي ‏كنند: در شرايط فتنه كه تشخيص حق و باطل براي مردم بسيار مشكل مي ‏شود، بايد به ‏گونه ‏اي عمل كرد كه هيچ بهره ‏اي به نفع فتنه ايجاد نشود. در شرايط فتنه همچون قضاياي سال ۸۸، نبايد سخن، سكوت، اقدام و حتي نوع نگرش، موجب تقويت فتنه شود.

لذا این تاکیدهای فراوان مقام معظم رهبری بر انقلابى بودن و انقلابى ماندن،به خاطر شرايطى است كه عده‏ اى در آن خط خويش را از انقلابى بودن جدا كرده‏ اند و حتى به اسم عقل و خرد و تعقل و تفكر مى‏ خواهند انقلاب و انقلابى‏گرى را متهم كنند. براى همين است كه رهبر معظم انقلاب در غالب اين موارد بعد از توصيه به انقلابى بودن و ماندن، به مسأله معنى انقلابى‏ گرى و معنى عقل‏ گرايى و عقلايى عمل كردن وارد شده ‏اند و خاطرنشان كرده ‏اند كه كسانى‏كه در مخالفت با انقلابى ‏گرى و به اسم عقل‏ گرايى دعوت به كنار آمدن با نظام سلطه مى‏ كنند، از عقل نيز به ‏دور هستند.

البته ممكن است برخي افراد به ‏دليل گرايش‏ هاي خاص خود، تمايلي به حضور صريح در مقابل فتنه نداشته باشند، اما نبايد از او هم به نفع فتنه بهره ‏برداري شود.

3-   دوشنبه 21 تیر حمله به مسجد گوهرشاد و كشتار مردم به‏ دست رضاخان (1314 ه.ش) روز عفاف و حجاب‏:

قالَ الاِْمامُ السَّجّادُ(علیه السلام) : «ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَ فَرْج وَ ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى اللّهِ مِنْ أَنْ یسْأَلَ.»:

چیزى نزد خدا، پس از معرفت او، محبوبتر از پارسایى شكم و شهوت نیست، و چیزى نزد خدا محبوبتر از درخواست كردن از او نیست. (تحف‏العقول، صفحه ۲۸۲)

علت اين ‏كه حضرت(ع)، محبوب ‏ترين امور نزد پروردگار را بعد از معرفت خدا، عفت بطن و فرج، دانسته و ساير واجبات و عبادات مثل نماز را ذكر نفرموده، اين است كه عفت، جلوگير عامل مزاحم است و هميشه، تأثير عامل مزاحم، بيشتر از عامل مُعِدّ است، مثل اين است كه كسي غذاهاي مفيد و مقوي مصرف كند اما از آن‏ طرف به ‏طور منظم يك سم يا ميكروبي را وارد بدن نمايد، بديهي است اثري نخواهد كرد.

در مسائل معنوي نيز اگر انسان عبادات زيادي انجام دهد، اما مرتباً ميكروب گناه را در كالبد روح خود وارد كند، اثر عباداتش خنثي مي‏ شود، ولي اگر آينه قلب خود را با گناه تيره نكند، فطرت الهي ‏اش او را به رشد و كمال، هدايت مي ‏نمايد. پس‏ ترك گناه اهم از فعل عبادت است و لذا شيطان بيشتر انسان را به گناه وسوسه مي‏ كند تا ترك عبادت، چون وقتي گناه بر آدمي سيطره پيدا كرد، عبادات او موجب تقرّب وي نخواهد شد. پس محبوب ‏ترين كارها، ترك دو گناه است؛ يكي گناه بطن كه ارتباط پيدا مي ‏كند با دنياطلبي، مال‏ اندوزي و طمع‏ ها و ديگري شهوات جنسي است.

تغيير لباس، همواره پيامد تغيير يك فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نكند، نمي ‏تواند با لباس خود وداع كند و تا فرهنگ يك قوم را نپذيرد، لباس آنان را به تن نمي ‏كند.

درست به همين دليل است كه در احاديث ما آمده است كه هر كه خود را به گروهي شبيه سازد، هم از آن گروه به ‏شمار مي ‏آيد. لباس هر انسان، پرچم كشور وجود اوست؛ پرچمي است كه او بر سر در خانه وجود خود نصب كرده و با آن اعلام مي ‏كند كه از كدام فرهنگ پيروي مي ‏كند. هم ‏چنان‏كه هر ملتي با وفاداري و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هويت ملي و سياسي خود ابراز مي ‏كند، هر انسان نيز مادام كه به يك سلسله ارزش‏ ها و بينش‏ ها معتقد و دل ‏بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش‏ ها و بينش‏ ها را از تن به در نخواهد كرد.

پس بدحجابى و بى حجابى نوعى بى فرهنگى است، زيرا به خواستگاه اكثريت جامعه احترام نمی گذارند.

مقام معظم رهبرى: « بی حجابی، مقدمه بی عفتی و نابودی شخصيت زن است.بنابراین، حجاب ميوه عفاف است و عفاف ريشه حجاب. برخي افراد ممكن است حجاب ظاهري داشته باشند ولي عفاف و طهارت باطني را در خويش ايجاد نكرده باشند. اين گروه از حجاب، تنها پوسته ‏اي و ظاهري بي ‏معنا دارند و از سوي ديگر كساني هستند كه ادعاي عفاف كرده و با تعابيري همچون؛ من قلب پاكي دارم، خدا با قلبها كار دارد، آدم بايد چشمش پاك باشد و... خود را سرگرم كرده و مصداق «ليفجر امامه» (بلكه انسان خواهد آزاد باشد و گناه كند- قيامت آيه ۵) مي ‏شوند.

کسانی که بی حجابی و بی عفتی می کنند بدانند: فاجعه خونين حمله به مسجد گوهرشاد يكي از اوراق ننگين تاريخ است. وقتي كه رضاخان با زور سرنيزه و با حمايت بيگانگان به قدرت رسيد، طرح اسلام ‏زدايي را به اجرا گذاشت. ازجمله در سال ۱۳۱۴ همزمان با اجباري شدن كلاه شاپو براي مردان، زمزمه‏ هاي حجاب‏ زدايي زنان نيز بلند شد. دستور كشف حجاب و دين ‏زدايي از انگلستان آمده بود و «رضا شاه»، «آتاتورك» و «امان ‏اله خان» -پادشاه افغانستان- بايد اجرايش مي‏ كردند.و علما و مردم مشهد برای مبارزه با کشف حجاب که وسیله غرب برای اسلام زدایی بوده و هست بيش از دو هزار تا پنج هزار تن به شهادت رسيدند كه اجساد با كاميون به‏ صورت دسته‏ جمعي به خاك سپرده شدند و حدود هزار و پانصد نفر به اسارت نيروهاي قزاق درآمدند.

آري اين علماي رباني و هزاران شهيد جان خود را فداي مبارزه با هجوم فرهنگ غرب و كشف حجاب كردند تا حريم حجاب و ارزش‏ها ي اصيل اسلامي را از گزند استعمار و مزدوران آن، حفظ كند و به مردم مسلمان، به‏ ويژه مسلمانان ايران پيام دهد كه از پاي ننشينند و تا آخرين توان در برابر استعمارگران و در برابر نفوذ فرهنگ بيگانه، مقاومت نمايند.

4-   چهارشنبه 23 تیر؛ 8 شوال تخريب حرم و بارگاه ائمه بقيع(ع) توسط گروه گمراه وهابيت (1344 ه.ق):

امروز مراكز وهابيت در جهان، به كانون هاي فتنه و جاسوسي مبدل شده‏ اند كه از يك ‏طرف، اسلام اشرافيت، اسلام ابوسفيان، اسلام ملّاهاي كثيف درباري، اسلام مقدس ‏نماهاي بي ‏شعور حوزه ‏هاي علمي و دانشگاهي، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فريب و سازش و اسارت، اسلام حاكميت سرمايه و سرمايه ‏داران بر مظلومين و پابرهنه ‏ها و در يك كلمه «اسلام آمريكايي» را ترويج مي ‏كنند و از طرف ديگر، سر بر آستان سرور خويش، آمريكاي جهانخوار مي ‏گذارند.

امام (ره) فرمود : مسلمانان نمي ‏دانند اين درد را به كجا ببرند كه آل سعود و «خادم ‏الحرمين» به اسرائيل اطمينان مي ‏دهد كه ما اسلحه خودمان را عليه شما به‏ كار نمي ‏بريم! و براي اثبات حرف خود با ايران قطع رابطه مي ‏كنند. اگر اين ‏ها يك جو غيرت و حميت اسلامي و عربي داشتند، حاضر به يك چنين معامله كثيف سياسي و خود فروشي و وطن‏ فروشي نمي ‏شدند.

اما یک جریان تاریخی عرض کنم تا نتیجه وهابیون خبیث آل سعودی که برای آنها نوکری می کنند را که بر علیه اسلام از هیچ خباثتی دریغ نمی ورزند :غزوه خندق يا همان جنگ احزاب در شوال سال پنجم هجرت در اطراف مدينه اتفاق افتاد، در اين غزوه مشركان قريش و بعضي قبايل ديگر عرب به تحريك يهوديان عهدشكن تصميم به نابودي كامل اسلام گرفتند و با بسيج بيش از ده هزار نفر براي اين منظور شوم راهي مدينه شدند اما مسلمانان با كندن خندق و دفاع جانانه، مانع رسيدن احزاب به اهداف خود گرديدند. هدف احزاب، نابودي پيامبر اكرم(ص) و همراهان او بود. امام علي(ع) در اين خصوص مي ‏فرمايند: «قريش و يهوديان عرب گردهم آمدند و با هم عهد و ميثاق بستند كه از اين راه بازنگردند تا رسول خدا(ص) و ما فرزندان عبدالمطلب را كه همراه او بوديم، بكشند.» (خصال، جلد ۲، صفحه ۳۶۸)

يهوديان به ‏دليل رخدادهاي مربوط به بني ‏قينقاع و بني ‏النضير و هم به‏ خاطر كشته شدن برخي از سرانشان همچون كعب ‏بن اشرف كينه شديدي از اسلام به دل گرفته بودند. بنابراين همگي احزاب و سران مشرك قريش يكپارچه مصمم شدند تا طي يك بسيج عمومي به مدينه (مركز اقتدار مسلمانان) حمله ببرند.

اهداف مشخص يهوديان براي راه‏ اندازي جنگ احزاب:

۱.   نابودي كامل اسلام و مسلمانان‏

۲.   شكستن عهد و ميثاق و در نهايت خيانت به پيامبر اسلام(ص) و متحد شدن با مشركان قريش‏

۳.   جلوگيري از بسط و گسترش اسلام و قدرت توحيدي پيامبر اسلام(ص)

۴.   كينه ‏ورزي و ابراز حقد و كينه‏ هاي دروني و تسويه ‏حساب با مسلمانان.

در همين جنگ بود كه وقتي امام علي(ع) در برابر چهره نام ‏آشناي مشركان يعني (عمروبن عبدود) قرار گرفت، پيامبراكرم(ص) فرمودند: اكنون تمام اسلام در برابر تمام كفر قرار گرفته است؛ و وقتي با شجاعت وصف‏ ناشدني، عبدود را به خاك مذلت كشاند، با بيان «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين»، مدال افتخاري به وي دادند.

امام خامنه ‏اي(مدظله ‏العالي) در سخنان اخيرشان تصريح فرمودند كه شرايط امروز ما شبيه شرايط جنگ احزاب است. چه آن‏كه سران كفر به ‏ويژه آمريكا و رژيم صهيونيستي با كينه كهنه ‏اي كه از ملت شريف ايران و جبهه عدالت خواه و آزادي خواه امت اسلام به ‏دل گرفته‏ اند، با ميدان ‏داري رژيم ‏هاي وابسته و عوامل منطقه‏ اي كه همراه سياست هاي مرموز خويش ساخته‏ اند، چه در حوزه منطقه و جهان اسلام و چه با نگاه به داخل، تمامي ظرفيتهاي مخالف و معاند جبهه مقاومت و بيداري اسلامي و انقلاب شكوهمند اسلامي ايران را عليه ملت بزرگ ايران بسيج نموده ‏اند.

البته امت اسلام به ‏ويژه مردم دلير و غيور ايران اسلامي در جمعه گذشته (روز قدس) در جريان راهپيمايي گسترده و ميليوني خود ضمن اعلام انزجار از رژيم اشغالگر قدس نسبت به توطئه ‏ها و فتنه ‏هاي شوم جبهه استكبار هشدار لازم را دادند و هم‏ چنان بر فرمايش نويدبخش امام خامنه‏ اي(مدظله) مبني بر اين‏ كه پيروزي نزديك است، بر ادامه مقاومت و ايستادگي فراگير تأكيد و اصرار ورزيدند كه البته اين سنت و اراده لايتغير الهي است كه فرمود: «و لن‏ يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا» و « ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم» و اولاد فاطمه(س) در طول تاريخ اسلام، هميشه در برابر دستگاه هاي ظالم و جائر ايستادند و از اسلام دفاع كردند؛ زجرها كشيدند، ناسزاها شنيدند، لاي جرز قرار گرفتند، دسته ‏جمعي سر بريده شدند، قتل ‏عام شدند، به شهادت رسيدند، مع ‏الوصف مقاومت كردند و نگذاشتند كه بدخواهانْ، اسلام را از بين ببرند و احكام خدا را محو و نابود كنند.

شهید مدافع حرم عباس حیدی از اولاد فاطمه (س) است.

دعــــــــــــا

سوره

www.adinehjavadabad.ir

 

 


اضافه کردن نظر


اوقات شرعی



برترین ستاد نماز جمعه استان تهران

آمار بازدید کنندگان


امروز5
دیروز19
این هفته40
این ماه194
مجموع15336