اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
ورود ثبت نمودن

وارد اکانت خودتان بشوید

نام کاربری *
رمز عبور *
مرا به خاطر بسپار

اکانت خودتان را ایجاد کنید

فیلد هایی که دارای علامت ( * ) هستند باید تکمیل شوند
نام *
نام کاربری *
رمز عبور *
تایید رمز عبور *
آدرس پست الکترونیک *
تایید آدرس پست الکترونیک *
.
پنجشنبه 24 آبان 1397.
تاریخ شمسی :
الخميس 7 ربيع أول 1440.
تاریخ قمری :

خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از تمامی برنامه های ما با خبر شوید

خطبه های نماز جمعه 20 آذر 1394 بخش جوادآباد به امامت حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا حسینی‎

نماز جمعه 20/09/1394

 عناوین خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(9) (حق شکم)

موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) بود که هفت حق را عرض کردیم که عبارتند از :

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-      حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم:

6-    حق دست:

7-   حق پا:

اما هشتمین حقی که امام سجاد(ع) در این رساله بیان می فرماید :

8-   حق شکم:......

عناوین خطبه دوم

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      آخر ماه صفر ، شهادت حضرت امام رضا(ع):

مناسبتهای این هفته و مطالب ضروری که باید به آنها بپردازم در قالب یکی دیگر از درسهای مهمترین وصیت پیامبر (ص) و سیره سیاسی امام رضا (ع) خدمتتان عرض می کنم.

1-      حرکت عظیم اربعین نمایش قدرت اسلام و شور حسینی بود و اقدامی برای عمل کردن به وصیت پیامبر (ص):

2-    جمعه 20 آذر شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب سومین شهید محراب و نماینده حضرت امام و امام جمعه شیراز توسط منافقین(1360ه.ش):

3-    اجرای برجام در گرو بسته شدن پرونده PMD باید باشد:

4-     سیاسی کردن فضای دانشگاه ها و پشت کردن به توصیه مهم پیامبر (ص) و زاویه پیدا کردن با وحدت:

5-    لزوم وحدت و همدلی و همزبانی در انتخابات پیش رو که منافع ملی در گرو سلامت آن است :

6-    جبهه استکبار با تفکر مأمونی و با ابزار شبکه های پیام رسان دنبال استحاله فرهنگی می باشند :

7-    ماجرا جویی ترکیه در منطقه:

 

نماز جمعه 20/09/1394

 مشروح خطبه اول

موضوع: رساله حقوق امام سجاد (ع)(9) (حق شکم)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین نَحمَدُهُ وَنَستَعینُه و نَستَغفِرُه وَ نَتَوَکّلُ علَیه وَ نُصَلّی وَ نُسَلِّم علی حَبیبِه وَ نَجیبه وَ خیَرَتِه فی خَلقه وَ حافِظِ سِرّه وَ مُبَلِّغِ رِسالاته سَیِّدِنا وَ نَبیِّنا اَبی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد(ص) وَ علی آلِه الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبینَ الهُداةِ المَهدیین المَعصومین سیَّما بَقیَّهَ اللهِ فی الاَرَضین وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: (ادامه... ) رُوِيَ عَن الصّادِقِ عَلَيهِ السَّلامُ قالَ: « اَدَّبَني أبی بِثَلاثٍ؛ قالَ لي: يابُنَيَّ مَن يَصحَب صاحِبَ السُّوءِ لايَسلَم وَ مَن لايُقَيَّد اَلفاظَهُ يَندَمُ ....» امام صادق علیه السلام فرمودند: پدر بزرگوارم امام محمدباقر عليه السلام مرا به سه چيز ادب کردند و فرمودند: اي پسرم هرکس رفت و آمد و نشست و برخاستش با انسان هاي بدي باشد که آن افراد روش هاي بدي دارند، اين را بداند که به سلامت نخواهد رسيد و کسي که زبان خود را مهار نکند و جلوي سخنان خود را نگيرد، بالاخره پشيمان خواهد شد.

در ادامه فرمود: « وَ مَن يَدخُل مَداخِلَ السُّوءِ يُتَّهَمُ» (بحارالانوار؛جلد75؛صفحه261) و کسي که در مکان هاي بدنام و جلساتي که اعمال بد و گناه در آنها انجام مي شود، وارد شود به کاري بد متهم مي شود.

سومین موردی که امام باقر (ع) با آن فرزندش امام صادق(ع) را ادب کرد این است که اگر انسان به مکان ها و مجالس و جاهايي برود که در آنجا افراد بدکار و بي سروپا مي روند و گناه و معصيت، لهو و لعب، غيبت، تهمت، بدگويي، بدزباني و ... انجام بشود، حتّي اگر خود او هم کار بد انجام ندهد، متّهم به آن اعمال مي شود که باعث پيدايش اين اتهام هم خود او مي باشد.

پس افراد با تقوا در مواضع تهمت قرار نمی گیرند که آنها هم مورد تهمت قرار بگیرند.

موضوع بحث ما راجع به رساله حقوق امام سجاد (ع) بود که هفت حق را عرض کردیم که عبارتند از :

رساله حقوق امام سجاد(ع):

1-      حقوق خداوند متعال

2-     حق نفس

3-   حق زبان

4-   حق گوش

5-   حق چشم:

6-    حق دست:

7-   حق پا:

اما هشتمین حقی که امام سجاد(ع) در این رساله بیان می فرماید :

8-   حق شکم:

امام سجاد(ع) در مورد حق شکم می فرماید : « وَ أَمّا حَقّ بَطْنِكَ فَأَنْ لَا تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِقَلِيلٍ مِنَ الْحَرَامِ وَ لَا لِكَثِيرٍ » اما حق شکم این است که حتی به اندازه کم هم آن را ظرف حرام قرار ندهی .

امام سجاد (ع) می فرماید نباید شکم را ظرف حرام قرار داد چه این حرام کم باشد و چه زیاد ، یعنی شکم این حق را بر انسان دارد که انسان در آن هیچ چیز حرامی چه خوردنی و چه نوشیدنی و چه کم و چه زیاد نریزد چون که در غیر این صورت با فروریختن آتش در شکم به آن ظلم شده و حق آن اداء نشده است در حالی که گناه نکرده است.

رسول خدا (ص) می فرماید : « أَکْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِی فِی النَّارِ الْأَجْوَفَانِ الْبَطْنُ وَ الْفَرْجُ » (کافی؛جلد2؛صفحه79) بیشترین چیزی که امت من به سبب آن داخل آتش می شوند دو عضور توخالی است ؛ شکم و عورت زنان.

و امام محمد باقر(ع) می فرماید : « مَا عِنْدَاللَّهِ شَیْ ءٌ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ عِفَّهِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ » (کافی ؛جلد2؛صفحه79)

مردی به امام باقر(ع) گفت: من مردی ضعیفم و توان نماز و روزه زیاد ندارم ولی دوست دارم که فقط نان حلال بخورم و فقط از راه حلال غریزه خود را ارضا کنم . حضرت فرمود: کدام جهاد بالاتر از پاکی شکم و عورت است.(بحارالانوار ؛جلد2؛صفحه184)

حرام خوری بر عقاید ، اخلاق و اعمال آدمی تأثیبر بسیار زیانبار دارد و راه سعادت و خیر و فلاح را بر او می بندد و چنان او را سرگرم دنیا و سرسپرده ی شیطان می کند که حتی حاضر نمی شود به سخنان حق کسی که از سوی بهترین افراد ایراد می گردد گوش فرا دهد.

به همین خاطر است که اسلام بر کسب حلال تأکید کرده است تا حدی که امام صادق(ع) آن را سخت تر از جنگیدن با شمشیر در راه خدا می داند.(بحار الانوار ؛47)

آیات قرآن هم بیانگر آن است که مال حلال و حرام تأثیر مستقیم در شکل گیری شخصیت بشر دارد مانند این آیه قرآن : « يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا .... (51)» (سوره مومنون) ای فرستادگان از غذاهای پاک بخورید و عمل صالح انجام دهید.

دراینجا به برخی از آثار لقمه حرام اشاره می کنم:

1-      لقمه ی حرام مانع از پذیرش نصیحت و موعظه می شود:

حرام خواری چنان او را سرگرم دنیا و سرسپرده ی شیطان می کند که حتی حاضر نمی شود به سخنان حق که از سوی بهترین افراد ایراد می گردد گوش فرادهد.

آنان که به دستور یزید به جنگ با امام حسین(ع) برخاستند، به حرام خواری آلوده بودند. این حرام خواری، چشم و دل و اندیشه‌ی آنان را در هم نوردیده و نقش حقیقت و صداقت را از ذهنشان زدوده بود. امام حسین(ع) در روز عاشورا کوشید تا با نصیحت و موعظه، لشکر عبیدالله بن زیاد را از زشتی کارشان آگاه کند و از ادامه‌ی راهی که در آن لغزیده اند، باز دارد؛ اما آنان با غوغا و جنجال، مانع رسیدن صدای امام(ع) به گوش خود شدند. امام رو به آنان کرد و فرمود: « إِنَّمَا أَدْعُوکُمْ إِلَى سَبِیلِ الرَّشَادِ فَمَنْ أَطَاعَنِی کَانَ مِنَ الْمُرْشَدِینَ وَ مَنْ عَصَانِی کَانَ مِنَ الْمُهْلَکِینَ وَ کُلُّکُمْ عَاصٍ لِأَمْرِی غَیْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِی فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِکُمْ وَیْلَکُمْ أَ لَا تُنْصِتُونَ أَ لَا تَسْمَعُون» (بحارالانوار ؛جلد45؛صفحه1) شما را به راه رشد فرا می‌خوانم؛ هر که از من اطاعت کند، رستگار است و هر که از من نافرمانی کند، در زمره‌ی هلاک‌شدگان قرار می‌گیرد. همه‌ی شما فرمان مرا سرپیچی می‌کنید، به سخنم گوش فرا نمی‌دهید؛ البته حق دارید، چرا که شکم‌هایتان ازحرام پر شده است، در نتیجه خداوند بر دلهای شما مهر زده است(و هرگز حقایق رادرک نمی‌کنید). چرا ساکت نمی‌شوید، چرا گوش نمی‌دهید و نمی‌شنوید؟

2-    غذای حرام مانع قبولی عبادات:

برای قبولی نماز، شرایط زیادی لازم است، از جمله حضور قلب و پاکی دل؛ اما غذای حرام، پاکی قلب و صفای دل را از انسان می‌گیرد. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «مَنْ أَکَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ لَمْ تُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً وَ کُلُّ لَحْمٍ یُنْبِتُهُ الْحَرَامُ فَالنَّارُ أَوْلَى‏ بِهِ وَ إِنَّ اللُّقْمَةَ الْوَاحِدَةَ تُنْبِتُ اللَّحْم» (بحارالانوار ؛جلد63؛صفحه313و314) هر کسی لقمه ای از غذای حرام بخورد، تا چهل شب نماز او قبول نمی‌شود وتا چهل روز دعای او مستجاب نمی‌شود وهر گوشتی که از حرام بروید، آتش دوزخ برای آن سزاوارتر است وحتی یک لقمه نیز باعث روییدن گوشت می‌شود.

3-    لقمه ی حرام مانع اجابت دعا:

در روایات متعددی آمده که یکی از شرایط استجابت دعا، پرهیز از غذای حرام می‌باشد.

شخصی نزد پیامبر(ع) آمد و عرض کرد: دوست دارم دعای من مستجاب شود.حضرت فرمود:«طَهِّرْ مَأْکَلَکَ وَ لَا تُدْخِلْ بَطْنَکَ الْحَرَام‏» (عده الداعی؛صفحه139) غذای خود را پاک کن و از غذای حرام پرهیز نما.

نیز فرمود: «مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُسْتَجَابَ دُعَاؤُهُ فَلْیُطَیِّبْ مَطْعَمَهُ وَ کَسْبَه‏» (بحارالانوار؛جلد9؛صفحه367) کسی که دوست دارد دعایش مستجاب شود، طعام و کسب خود را از حرام پاک کند.

4-     لقمه حرام باعث سلب توفیق می شود:

از مرحوم محدث قمی نقل شده که فرمود : در سفری که به شهری داشتم میهمان فرد معتمدی شدم . یک شب من را میهمانی جایی برد البته با اکره من . من صبح برخلاف هر شب که با کمال راحتی برای نماز شب بر می خواستم زمانی از خواب برخواستم که نزدیک طلوع آفتاب بود و نزدیک بود نماز صبحم قضا شود. خیلی ناراحت شدم.پرسجو کردم دیدم آن فردی که شب منزل او رفتیم اهل ربا بود.بعد فرمود : اثر این غذا این طور شد که تا چهل شب نمی توانستم خوب برای نماز شب برخیزم و چهل شب موفق نشدم آنگونه که باید نماز شب را انجام بدهم.

لذا حضرت رسول اکرم (ص) می فرماید: « إنَّ أخوَفَ ما أخافُ علی اُمَّتی مِن بَعدی هذهِ المَکاسِبُ الحَرامُ » (کافی ؛جلد 5؛صفحه 24) بیمناک ترین چیزی که بر امت خود از آن می ترسم این درآمدهای حرام است.

5-    لقمه حرام رزق و روزی را کاهش می دهد و آبروی انسان را می برد:

حضرت علی (ع) خطاب به فرزندش در اشعاری می فرماید: (ترجمه):

از راه حلال طالب رزق و روزی باش تا از هر سو رزق تو دوچندان شود . و به این طریق آبروی خود را حفظ کن و آن را مریز.

6-    لقمه حرام انسان را آلوده به گناه کبیره می کند:

یکی از خوردنی های حرام شراب است که امام صادق(ع) در مورد علت حرمت شراب فرمود: « إِنَّ مُدْمِنَ الْخَمْرِ کَعَابِدِ وَثَنٍ وَ تُورِثُهُ الِارْتِعَاشُ وَ تَهْدِمُ مُرُوَّتَهُ وَ تَحْمِلُهُ عَلَى أَنْ یَجْسُرَ عَلَى الْمَحَارِمِ مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ وَ رُکُوبِ الزِّنَاءِ حَتَّى لَا یُؤْمَنَ إِذَا سَکِرَ أَنْ یَثِبَ عَلَى حَرَمِهِ وَ هُوَ لَا یَعْقِلُ ذَلِکَ وَ الْخَمْرُ لَا تَزِیدُ شَارِبَهَا إِلَّا کُلَّ شَرّ» (امالی ؛صفحه666) شخص دائم الخمر مانند بت پرست است و بدنش دچار ارتعاش می‌شود. شراب خواری، نور معنویت او را از بین می‌برد، شخصیت او را ویران می‌سازد و او را بر محارمش می‌شوراند تا خون آنها را بریزد. تا آنجا که چون مست شود، ایمن نباشد که با محرم خود نزدیکی کند و زشتی آن را درک نکند. شراب برای نوشنده‌ی خود جز بدی نیفزاید.

مرحوم علامه طهرانی می‌گوید: دوستی داشتم از اهل شیراز به نام حاج «مومن» که به رحمت ایزدی واصل شده است، مرد بسیار روشن‌دل , با ایمان و با تقوایی بود و با او عقد اخوت بسته بودم .

می‌گفت؛ مکرر خدمت حضرت حجت‌بن الحسن‌العسکری‌(عج) رسیده‌ام و مطالب بسیاری را ازایشان نقل می‌کرد و از بعضی هم ابا می‌نمود.از جمله این که می‌گفت: یکی از ائمه‌ جماعات شیراز روزی به من گفت؛ بیا با هم به زیارت حضرت علی‌بن موسی‌الرضا‌(ع) برویم، یک ماشین دربست اجاره کرد و برخی از تجار نیزدر معیت او بودند، حرکت نموده به شهر قم رسیدیم و در آنجا یکی دو شب برای زیارت حضرت معصومه‌(س) توقف کردیم و برای من حالات عجیبی پیدا می‌شد و ادراک بسیاری از حقایق را می‌نمودم، یک روز عصر در صحن مطهر آن حضرت به یک شخص بزرگی برخورد کردم و وعده‌هایی به من داد.

به تهران رسیدیم و سپس به طرف مشهد مقدس راه افتادیم از نیشابور که گذشتیم، دیدیم مردی عامی در حالی‌که فقط یک خورجین داشت از کنار جاده به طرف مشهد می‌رود، اهل ماشین گفتند، این مرد را سوار کنیم ثواب دارد.

ماشین توقف کرده من و چند تن از دوستانم پیاده شدیم و از او خواهش کردیم سوار ماشین ما شود، قبول نمی‌کرد تا بالاخره پس از اصرار زیاد حاضر شد سوار شود، به شرط آن‌که کنار من بنشیند و هر چه بگوید مخالفت نکنم.

سوار شد و کنار من نشست در تمام راه برای من صحبت می‌کرد و از وقایع بسیاری خبر می‌داد و آنچه را که در آینده تا زمان مرگم برایم پیش می‌آید گفت؛ من از اندرزهای او بسیار لذت می‌بردم و آشنایی با چنین شخصی را از موهبت‌ پروردگار و ضیافت حضرت رضا‌(ع) دانستم، کم‌کم رسیدیم به قدم‌گاه به موضعی که شاگرد شوفر از مسافرین گنبدنما می‌گرفتند.

همه پیاده شدیم، موقع ظهر بود خواستم بروم و با رفقای شیرازی خود، مثل گذشته بر سر یک سفره ناهار بخورم گفت؛ آنجا مرو، بیا با هم غذا بخوریم، من خجالت کشیدم که پیش رفقای شیرازی نروم، زیرا پیوسته در کنارهم غذا می‌خوردیم، ولی چون ملزم شده بودم از حرف‌های او سرپیچی نکنم، به ناچار با آن مرد موافقت کردم، گوشه‌ای رفتیم و نشستیم از خرجین خود، سفره‌ای بیرون آورد، نان تازه در آن بود با کشمش سبز ، شروع به خوردن کردیم برایم آن نان و کشمش بسیار لذت‌بخش بود،‌پس از این‌که هر دو سیر شدیم گفت؛ حالا می‌خواهی به رفقای خود سربزنی و تفقدی کنی عیبی ندارد, من برخاستم و به سراغ آنها رفتم و دیدم کاسه‌ای که مشترکاً از آن غذا می‌خورند، پر از خون است و دست و دهان آنها به خون آلوده شده و خود اصلا متوجه نیستند که چه می‌خورند، هیچ نگفتم چون مامور به سکوت در همه احوال بودم نزد آن مرد بازگشتم گفت؛ بنشین دیدی رفقایت چه می‌خورند؟

تو هم از شیراز تا اینجا غذایت از همین چیزها بوده، اما تا به حال نمی‌دانستی، غذای حرام و مشتبه چنین رنگ و طعمی دارد در مهمانسرا و آشپزخانه‌های بین راه غذا مخور، غذای بازار کراهت دارد.

درادامه گفت:حاج مومن وقت مرگ من رسیده، من از این تپه بالا می‌روم و آنجا می میرم، این دستمال بسته را بگیر،‌در آن پول است،‌صرف غسل و کفنم کن، و هر جا که آقا سید هاشم صلاح بداند (آقای سید هاشم همان امام جماعت شیرازی بود که در معیت او به مشهد آمده بودند) همانجا دفن کن. گفتم: ای وای! تو می‌خواهی بمیری! گفت: ساکت باش من می‌میرم و این را به کسی نگو.

سپس رو به مرقد مطهر حضرت رضا(ع) ایستاد و سلام عرض کرد و بسیار گریه کرد و گفت: تا اینجا به پابوس آمدم، ولی سعادت بیش از این نبود که به کنار مرقد مطهرت مشرف شوم.

از تپه بالا رفت و من حیرت‌زده و مدهوش بودم، گویی زنجیر فکر و اختیار از کفم بیرون رفته بود، به دنبال او از تپه بالا رفتم دیدم به پشت خوابیده و پاهایش را رو به قبله دراز کرده و با لبخند جان داده است، گویی هزار سال است که مرده است.

از تپه پایین آمدم و به سرعت رفتم پیش آقای سید هاشم و سایر رفقا و داستان را گفتم، خیلی تاسف خوردند و مرا مواخذه کردند که چرا به ما نگفتی و از این اتفاقات مطلع ننمودی؟

گفتم: خودش دستور داده بود و اگر می‌دانستم که بعد از مردنش نیز راضی نیست، حالا هم نمی‌گفتم راننده ماشین و شاگرد حضرت آقا و سایر همراهان تاسف خوردند و همه با هم به بالای تپه آمدیم و جنازه او را پایین آورده و داخل ماشین قرار دادیم، و به سمت مشهد رهسپار شدیم.

حضرت آقا می‌فرمودند: حقاً این مرد یکی از اولیای خدا بود که خدا مشرب صحبتش را نصیب تو کرد و باید جنازه‌اش با احترام دفن شود.

وارد مشهد شدیم، حضرت آقا مستقیم به حضور یکی از علما رفت و این واقعه را توضیح داد، آن مرد عالم با جماعتی بسیار آمدند، جنازه را غسل داده و کفن نمودند و بر او نماز خواندند و در گوشه‌ای از صحن مطهر دفن کردند و من مخارج را از دستمال می‌دادم، چون از دفن فارغ شدیم،‌پول دستمال نیز تمام شد، نه یک شاهی کم و نه یک شاهی زیاد، مجموع پول آن دستمال دوازده تومان بود.

دعـــــــــــــــا

سوره

 مشروح خطبه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمین وَ الصَلاهُ وَ السَلامُ علی سَیِدِنا وَ نَبیِّنا ابی القاسِم المُصطَفی مُحَمَّد وَ علی آلِهِ الاَطیَبینَ الاَطهَرینَ المُنتَجَبین سیَّما علی امیرِ المومِنین وَ الصدیقَهِ الطاهِرَه سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمین وَ الحَسَنِ وَ الحُسَین سِبطَیِ الرَّحمَه وَ اِمامَی الهُدی وَ علی بنِ الحُسَین وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَر وَ علی بنِ موسی وَ مُحَمَّدِ بنِ علی وَ علی بنِ مُحَمَّد وَ الحَسَنِ بنِ علی وَ الخَلف القائِمِ الحُجَه حُجَجِکَ علی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فی بِلادِک . وَ صَلِّ علی اَئِمَّهِ المُسلِمین وَ حُماهِ المُستَضعَفین وَ هُداهِ المُومِنین وَ استَغفِرُ اللهِ لی وَ لَکُم.

عِبادَالله اوصیکُم وَ نَفسی بِتَقوَی الله

توصیه به تقوی: در ابتدای خطبه دوم هم خودم و هم شما را به تقوای الهی دعوت می کنم.

مناسبتهای این هفته و نکاتی که باید به آن اشاره کنم:

1-      آخر ماه صفر ، شهادت حضرت امام رضا(ع):

شهادت آن امام عزیز را خدمت شما نمازگزاران عزیز و محترم تسلیت عرض می کنم.

مناسبتهای این هفته و مطالب ضروری که باید به آنها بپردازم در قالب یکی دیگر از درسهای مهمترین وصیت پیامبر (ص) و سیره سیاسی امام رضا (ع) خدمتتان عرض می کنم.

چونکه در این دو ماه محرم و صفر مناسبتهای خطبه دوم را در قالب درسهایی از کربلا عرض کردیم که به شش مورد از آنها اشاره شد که عبارتند از ظلم ستیزی ، امر به معروف و نهی از منکر ، تبدیل کردن تهدید های دشمن به فرصتها ، ثمرات حاکم اسلامی و حاکم غیر اسلامی (رهبری حسینی و رهبری یزیدی) ، اخلاص (عمل به تکلیف و بالابردن قدرت ایستادگی ) شناختن راههای نفوذ دشمن و مقابله با نفوذ بنی امیه ها به مناسبت شهادت امام حسن مجتبی (ع). اما این هفته چون مصادف بود با رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام رضا (ع) به یکی از درسها که وصیت پیامبر (ص) و روش حیله گرانه مأمون لعنة الله برای مقابله با آن وصیت پیامبر (ص) را خدمت شما عرض می کنم. در ابتدا مقدمه ای عرض می کنم:

حضرت رسول گرامی اسلام (ص) یکی از مهمترین وصیتهای که به امت خویش داشتند این بود که :« إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي» یعنی دو چیز گرانبها در بین شما به امانت می گذارم و نباید از هم جدا بکنید .

اما بنی امیه عمل به قرآن را کنار گذاشتند و فقط به خواندن قرآن اکتفا کردند و اهلبیت (ع) را کنار گذاشتند . حضرت علی (ع) را به یک نحوی و امام مجتبی (ع) را به نحو دیگری و امام حسین (ع) را به کربلا و شهادت کشاندند تا زمان امام رضا (ع) که مأمون اقدامات ننگینی را در برابر امام (ع) انجام داد.

ملعون دستور داد امام (ع) را از مدینه به مرو بیاورند و حتی خط سیر امام را تعیین کرد تا از مناطقی که شیعه نشین هستند امام را نیاورند مانند کوفه ، جبل ، قم و ... و در مروه هم مردمی بودن امام را آزمایش می کرد که گاهی از امام می خواست با مردم به نماز برود تا ببیند امام از پایگاه مردمی برخوردار است یا نه چون از امام (ع) وحشت داشت و همچنین فضائل امام (ع) را کتمان می کرد تا امام را از چشم مردم بیاندازد مثلا به رجاءبن ابی ضحاک که امام را به مرو آورد گفت از فضائل امام بگوید. او نیز به شرح فضائل امام پرداخت . مأمون او را به سکوت امر کرد و نیز مأمون دست به پخش شایعات برعلیه امام رضا(ع) زد و هدفش این بود که در ذهن مردم تنفری نسبت به علویان به ویژه امام (ع) برانگیزد . از باب مثال یک روز اباصلت به امام گفت : نمی دانید که چه چیزها درباره شما می گویند . امام (ع) پرسید : چه می گویند؟ گفت : می گویند که شما مردم را بردگان خود می دانید .امام (ع) به طنز پاسخ داد اگر همه مردم بردگان ما باشند پس بازار فروش آنها برای ما در کجاست؟

خلاصه مأمون می خواست با این شایعات موقعیت امام را در دلهای مردم سست گرداند . حتی جلسات مناظره را برای محکوم کردن امام (ع) ترتیب می داد و در نهایت پیشنهاد ولایتعهدی به امام (ع) داد تا هم قیام علویان را فرونشاند و رضایت ایرانیان را جلب کند و صحنه را از وجود امام خالی کند و به حکومت خود مشروعیت ببخشد.

و اقداماتی را نیز امام (ع) در مقابل اقدامات ننگین مأمون انجام داد مثلا هنگامی که از مدینه به خراسان خواست حرکت کند نارضایتی خود را اعلام کرد و در مرو هم پیشنهاد ولایتعهدی را بشدت رد کرد و بعد هم با شرطی پذیرفت و همچنین امام (ع) از هر فرصتی استفاده می کرد و با مردم ازتباط می گرفت و از سر جنبانان تشییع حمایت کرد و در شهر ها مستقر شدند .

وقتی مأمون به اهداف خود نرسید اقدام به قتل امام کرد .همان روش آبا و اجدادش متوسل شد و امام را به شهادت رساند.

ببنید مأمون با این حیله و نیرنگ با آن وصیت امام مبارزه کرد و از امام برای مطامع شیطانی خود استفاده می کرد و بین مسلمانان تفرقه می انداخت و نمی گذاشت وحدت بین آنها حاکم شود و فقط به عده ای خاص که حکومت باطل را قبول داشتند بها می داد ، و با اقدامات خود هم دنبال حذف امام (ع) بود و هم حذف مردم و منافع ملی بود.

1-      حرکت عظیم اربعین نمایش قدرت اسلام و شور حسینی بود و اقدامی برای عمل کردن به وصیت پیامبر (ص):

که این حرکت میلیونی محبت زوار به یکدیگر با محوریت اهلبیت (ع) مهمترین خواسته و انتظار پیامبر (ص) است که شیعیان و حتی غیر شیعیان از کل جهان گرد هم می آیند با محوریت اهلبیت(ع) این مراسم اربعین فرصت مناسبی است برای ایجاد وحدت و همبستگی میان مسلمانان خصوصا بین دو ملت ایران و عراق و بهترین فرصت برای معرفی اسلام ناب به تمام دنیا تا بلکه پیروان تمام ادیان را هم جذب اسلام کرد.

در اینجا جا دارد از ملت و دولت ایران خصوصا ملت و دولت عراق که با هماهنگی و همکاری مراسمی با امنیت بالا و محبت و مهمان نوازی عمیق این مراسم را به اجرا در آوردند تقدیر و تشکر کنیم.

2-    جمعه 20 آذر شهادت آیت الله سید عبدالحسین دستغیب سومین شهید محراب و نماینده حضرت امام و امام جمعه شیراز توسط منافقین(1360ه.ش):

ایشان در بزرگ منشی و ساده زیستی شیوه اولیاء را در پیش گرفته بود و به رسول الله(ص) تأسی کرده بود و او دریای فضیلت و کرامت بود و محور وحدت در محل تبلیغ بود که امام(ره) راجع به ایشان فرمودند : او هدایت کننده مردم و عالمی عامل و متعهد به اسلام بود. وقتی که منافقین کوردل نتوانستند به او مسلط شود او را به شهادت رساندند.

3-    اجرای برجام در گرو بسته شدن پرونده PMD باید باشد:

مجامع بین المللی اعتراف به این قضیه دارند که فعالیتهای هسته ای جمهوری اسلامی مسیر قانونی را طی می کند و هیچ انحرافی ندارد و پایبند بر فتوای حرمت ساخت سلاح اتمی توسط مقام معظم رهبری هستند و گزارش مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی هم گواه بر این معناست که مسئولان جمهوری اسلامی ایران همواره نهایت همکاری با آژانس را داشته اند.

به دو مطلب اشاره می کنم که اولاً بخش های قابل توجه گزارش مدیرکل آژانس قابل قبول و مطلوب نظام و ملت ایران نبوده و نیست چون گزارشی است که اتهاماتی در آن آمده و با جهت گیری کاملا سیاسی ارائه گردیده است.

دوم اینکه موفقیت دیپلماسی هوشمندانه در فرآیند مذاکرات و رسیدن به مرحله بسته شدن پرونده PMD (در صورت تأیید شورا ی حکام) در سایه درایت و هدایتهای بزرگ دیده بان انقلاب مقام معظم رهبری و ایستادگی ملی و صادق بودن و کارآمدی نظام اسلامی است والا اینها مأمون وار وارد شده بودند ، اگر مقام معظم رهبری مدیریت نمی کردند مأمونهای زمان سر همه کلاه می گذاشتند و آنها را خوار می کردند. لذا باید این نعمت را قدر دانست و به غیر از بسته شدن پرونده پی ام دی رضایت ندهند و بسته شدن این پرونده به منزله شاه کلید اجرای برجام تلقی می گردد . مردم و رهبری اینگونه مطالبه دارند که عمل به قرآن و مطیع ولایت توصیه اصلی پیامبر (ص) می باشد.

ما تعهدات را قبل از بسته شدن پرونده انجام نخواهیم داد .مقام معظم رهبری فرمودند ما وقتی قلب اراک را در می آوریم که پی ام دی بسته شده باشد.

4-     سیاسی کردن فضای دانشگاه ها و پشت کردن به توصیه مهم پیامبر (ص) و زاویه پیدا کردن با وحدت:

شانزده آذر شأن و نزولش استقلال خواهی و تجلی روحیه ضد استکباری و خدمت به جامعه دانشگاهی و دانشجویان است نه ترویج سیاست زدگی و زدوبند سیاسی به جای تعمیق و ارتقاء بینش سیاسی . باید در دانشگاه ها وحدت ایجاد کنیم و دانشجویان با بصیرت و سیاست دینی و با گفتمان دینی و همگرایی و همنوایی و با روحیه بسیجی دانشگاه اداره کنند و کشور را تحویل بگیرند تا اداره کنند . اگر غیر از این باشد و بسیجیان را به جلسات سخنرانی راه ندهیم و یا دانشجویان رابه دو گروه تقسیم کنیم و در مراسم سخنرانی بر علیه همدیگر شعار بدهند آن هم در سال همدلی و همزبانی و یا از عناصر محکوم فتنه 88 برای سخنرانی دعوت بشوند آیا این به منزله با سر به آغوش دشمن رفتن نیست؟آیا دشمن شاد و امام زمان (عج) ناراحت نمی شود؟ و آیا روی خون شهدا پا گذاشتن نیست؟

و سخنان سخیف بر زبان جاری می کنند و می گویند ما فتنه گر نبودیم بلکه کسانی فتنه گر بودند که نگذاشتند مطالبات مردم در سال 88 به نتیجه برسد. یعنی هنوز بر طبل آنچه که می رفت تا نظام اسلامی و جامعه انقلابی ایران را با چالش جدی تفرقه و فروپاشی و در نهایت نفوذ سلطه بیگانگان در این کشور مواجه کند می کوبند. اینها با ادعای حفظ انقلاب روح الله از انحراف ، اصول و مبانی مکتب امام و ارزشهای انقلاب را هدف قرار دادند و دارند از ریشه می زنند.

فتنه گران بدانند که این ملت انقلابی و سربازان ولایت و جوانان با بصیر و پرشور حسینی نخواهند گذاشت فتنه گران معاویه صفت و مأمون صفت در کشور جولان بدهند و بخواهند به مطامع شیطانی خود برسند و اربابان خود را شاد بکنند.

لذا لازم است که دولت محترم بصیرت بیشتری به خرج بدهد و به فتنه گران خائن و ظالم میدان ندهد و خود را شریک جرم آنها نکنند و تمام تلاش خود را برای برقراری وحدت و همدلی و همزبانی درکشور خصوصا در دانشگاه ها مصرف دارد که توصیه پیامبر (ص) هم به وحدت است و هم به اطاعت از ولی فقیه.

5-    لزوم وحدت و همدلی و همزبانی در انتخابات پیش رو که منافع ملی در گرو سلامت آن است :

یکی از ویژگی های منحصر به فرد جمهوری اسلامی ایران روح جمهوریت و دمکراسی است که مبتنی بر ارزشهای دینی و مکتبی است . مردم و رأی مردم یکی از پایه های اصلی در نظام اسلامی و ولایی به شمار می رود و تمامی کانون های قدرت و حاکمیت در جمهوری اسلامی با رأی مستقیم مردم شکل می گیرند . حتی رهبری نظام نیز با رأی خبرگانی که مردم انتخاب می کنند روی کار می آید.

لذا دشمنان به دنبال خدشه وارد کردن به این عنصر عزت و اقتدار ملت ایران بوده و هستند و لازم است مدیران و مسئولان اجرایی انتخابات از جمله دولت محترم فقط منافع ملی را در نظر بگیرند و طوری عمل کنند که مردم پس از انتخابات خوب قضاوت کنند و آنها را بستایند.و یک بار دیگر داغی بر دل فتنه گران و دشمنان داخلی و خارجی بگذارند . اینها همه در گرو وحدت و تبعیت از ولایت می باشد.

6-    جبهه استکبار با تفکر مأمونی و با ابزار شبکه های پیام رسان دنبال استحاله فرهنگی می باشند :

مراقب باشیم جبهه استکبار از نبردهای سخت (نظامی و اقتصادی) نتوانست نفوذ کند لذا پس از فتنه 88 بر بستر فضای مجازی تسلط بیشتری یافته است . شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک ، واتس آپ، توئیتر ، اینستاگرام و ده ها شبکه دیگر خصوصا تلگرام که بیشترین مخاطب را بالغ بر 25 میلیون نفر دارد که دشمنان با تفکر مأمونی می توانند هر فرهنگی و هر عقیده و سبک زندگی ای و هر پیامی و فراخوانی را از این طریق به مخاطبین خود بفرستد و آنها را همراه خود سازد. حتی فراخوانهای سیاسی و اختلافات قومی ، مذهبی و انحرافی ، امیال جنسی و منافی عفت ، جوک های سخیف ، عضویابی و جاسوسی سازی و پخش شایعات و دروغ از فعالیتها و اهداف جبهه استکبار است .

بنابراین باید علاوه بر هوشیاری مردم از آثار تاریخی این شبکه های اجتماعی باید اقداماتی مانند فیلترینگ صورت پذیرد.

7-    ماجرا جویی ترکیه در منطقه:

در حالی که جهان دنبال راه حلی است برای مهار کردن داعش خبیث ولی ترکیه دنبال اجرایی کردن طرحهای خود است ولو مورد مذمت غرب قرار بگیرد و داعش قوت بگیرد واعتبار خود را در منطقه و جهان از دست بدهد .

ترکیه با این اقدامش وعدم رعایت حسن همجواری با کشور های دوست و از طرفی قوی کردن ارتباطاط خود با رژیم صهیونیستی بازنده اصلی خواهد بود.

دعــــــــــــا

سوره

www.adinehjavadabad.ir


اضافه کردن نظر


اوقات شرعی



برترین ستاد نماز جمعه استان تهران

آمار بازدید کنندگان


امروز7
دیروز11
این هفته84
این ماه207
مجموع15658